تبليغاتX
یادداشتهای مهاجر - احمد علیپور - لندن
بررسی و نقد ناهنجاریهای اجتماعی و فرهنگی و تبدیل ناهنجاریها به هنجار

 

تکامل اخلاق در انسان(قسمت دوم روابط بین پسران و دختران در سنین جوانی 2)

 

دو چیز است که روح را به شگفتی می اندازد و هر چه بیشتر بیندیشی شگفتی تو از آن دو چیز بیشتر خواهد شد.

یکی آسمان پر ستاره ایی که بر بالای سر ما است و دیگری  قانون اخلاقی که در دل ما است.

 

عالم ما بر پایه نظام سلسله مراتب بنا شده است و موجودات مشابه دور هم گرد آمده اند تا موجودات تازه ایی در سطح عالی به وجود بیاورند این سلسله مراتب از بی نهایت کوچک تا بی نهایت بزرگ تسری و گسترش می یابد. اخلاق و تکامل ان نیز به همین گونه است اولین پایه های اخلاقی در بستر خانواده شکل می گیرد و خانواده به عهنوان کوچکترین اجزا جامعه اولین نقش تربیتی خود را ایفا می کند و در تعریفی واضح تر باید گفت .خانواده اولین نقش تربیتی و تکاملی اخلاق را اعمال می کند. بی انکه نتیجه رفتار ها و عملکرد خود را مورد بررسی و نقد قرار دهد و در مقابل اعتراضات واکنشی سخت و غیر قابل انعطاف از خود بروز می دهد و در تنگنا با استفاد نادرست از فرامین دینی سعی می کند تا نظریه ها و دیگر دیدگاهها را با نام دین براحتی تخته کند .

با نگاهی به گذشته نه چندان دور خواهیم دید که در زمینه روابط اجتماعی و تکامل اخلاقی بسیار پیشرفت کرده ایم .البته هنوز با شرایط آرمانی بسیار فاصله داریم اما بی تردید چه آهسته و چه با شتاب این مسیر طی خواهد شد و نسل یا نسل های اینده به سمت تکامل اخلاقی و پیشرفت در روابط اجتماعی پیش خواهند و نقش خانواده در انجام مسولیت های خود محدوتر خواهد شد و خانواده نمی تواند به جای ایفای نقش اعمال قدرت کند.

اما در کنار خانواده محیط مدرسه و اموزش دومین عامل تاثیر گذار تکامل اخلاق و روابط اجتماعی است .در گذشته تنبیه بدنی یکی از عوامل به کار گیرنده در تربیت افراد بود که در محیط خانواده و مدرسه در سطح وسیع به کار گرفته می شد و حتی در مواردی پدران و مادران اموزگاران را به تنبیه بدنی فرزندان خود تشویق و ترغیب می کردند که در مواردی منجر به نقص عضو افراد می شد که امروز خوشبختانه تنبیه بدنی از سیستم اموزشی ایران برچیده و ریشه کن شده است .

همه ما خودمان را انسانهای خوب و پاکی می دانیم و خود را محق می دانیم که در امور یکدیگر دخالت کنیم بی انکه چنین حقی را داشته باشیم .چاپلوسی :تملق :دروغگویی:دخالت در زندگی دیگران:بازی کردن در نقش ادمهای که اصلا وجود ندارند :همه از بداخلاقی و ناهنجاریهایی است که دامن جامعه ما را لکه دار کرده است .اجازه بدهید برایتان داستانی را که مربوطه به خودم می باشد برایتان بازگو کنم بی تردید از لابه لای این قصه می توانید به نتایج ملموس و قابل لمس دست یابید.داستانی که ترکش های آن تا همین الان که دارم برای شما این مطالب را می نویسم به دیوارهای اطراف زندگی من اثابت می کند اما خوشبختانه نمی تواند آسیبی به ان وارد کند .

 

حدود چهار یا پنج ماه پیش با خانمی 33 ساله آشنا شدم و با هم توافق کردیم تا در خصوص ازدواج و پیوند زناشویی صحبت کنیم هردو بر روی گفتگو در مورد موضوع ازدواج موافقت کردیم من شرح زندگی و محل سکونت و میزان تحصیلات و دیگر اطلاعات مورد نیاز را در اختیار ایشان قرار دادم و ایشان هم متقابلا همین کار را کردند .من از ایشان خواستم تا برای حصول اطمینان موضوع را با خانواده در میان بگذارند و نظر خانواده خود را در این مورد به من اطلاع دهند .بار اول فرمودند که من خودم تصمیم گیرنده هستم و هر چه من تصمیم بگیرم خانواده من نیز قبول خواهند کرد چون ما از یک خانواده فرهنگی  هستیم .گفتگوی ما به سمت مثبت به جلو می رفت ما دو نفر نیز نسبت به ارسال عکس اقدام کردیم علاوه بر تماس تلفنی که از هزینه بسیار بالای بر خوردار است  از طریق چت کردن نیز با هم گفتگو می کردیم .تا اینکه بر روی وبلاگ من فردی با نام ستاره کامنتی توهین آمیز و بسیار زننده گذاشت و نامبرده ظاهرا دارای وبلاگ نبود و فقط ایدی (ادرس ایمیل) او در زیر کامنت ثبت شده بود من حدود بیش از صد وبلاگ را بازدید کردم تا علاوه بر اینکه ببینم آیا فرد کامنت گذار وبلاگ دارد یا خیر آیا برای وبلاگ دیگری هم کامنت گذاشته است که تا انجایی که من بررسی و تحقیق کردم به غیر وبلاگ من جای دیگری کامنت نگذاشته بود .بعد از ان به ادرس ایمیل ایشان ایمیلی ارسال کردم و دلایل اینکه چرا چنین کامنت توهین امیز و زشت و غیر انسانی و غیر اخلاقی را گذاشته اند از ایشان جویا شوم که در پاسخ به ایمیل من کامنتی زشت تر و بدتر از کامنت قبلی گذاشتند و با نام های مستعار نسبت به گذاشتن کامنت های توهین امیز و حتی خارج از عرف توهین اقدام نمودند .تا اینکه من با نامبرده چت کردم و در هنگام چتدر نوع ادبیاتی که ایشان به کار می برد و همچنین حس ماجراجویی و کنجکاوی ایشان در سوالاتی که از من می کرد شک کردم و چون خود را اهل شیراز و دانشجوی رشته پزشکی با گرایش قلب و عروق معرفی کرد شک من بیشتر شد و لذا از محل زندگی او و شهر شیراز سولاتی کردم که قادر به پاسخگویی نبود .

برای  اینکه بدانم این فرد کیست بسیار در یاهو جستجو کردم تا اینکه مشخصات دارنده ایدی (آدرس ایمیل) یافتم. ستاره  همان فردی بود که مدتها با من در زمینه ازدواج گفتگو می کرد .آیا به نظر شما این فرد ادم .

1-متدین است 2-صداقت دارد 3- می تواند مدعی باشد که تاکنون دروغ نگفته است و کسی را فریب نداده است 4-آیا این فرد می تواند بگوید من تاکنون به کسی توهین نکرده ام 5-آیا این فرد اگر در شرایط کنونی به عنوان دبیر در آموزش و پرورش کشور مشغول به تدریس باشد برای سیستم اموزشی کشور فاجعه نیست .6-ایا این فرد از نظر اخلاقی فردی مناسب و یا حداقل معمولی است .و اخر اینکه آیا فرد مورد نظر فردی قابل اعتماد است .

 

اما سخنی خارج از موضوع بحث:من قرار بود با همکاری مشترک با آقای آرش اقدام به انتشار موضوع تکامل اخلاق در انسان بنماییم که بنا به دلایلی من از ادامه همکاری با ایشان منصرف شدم و برای ایشان ضمن ارزوی موفقعیت احترام و ارزش انسانی قایل هستم // و قسمت اول این موضوع نیز نوشته خودم بود و جناب ارش در بحث تکامل اخلاق که در وبلاگ خود من منتشر شده است هیچگونه دخالتی نداشته اند //

 

ارادتمند شما //احمد علیپور //  ادامه داستان را در قسمت سوم پیگیری فرمایید //

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384ساعت 18:39  توسط احمد نور  | 

تکامل اخلاق در انسان( قسمت اول  روابط  دختران و پسران در سنین جوانی)

 

سلام به همه دوستان چند روزی است که با آرش در این فکر بودیم که یک کار مشترک را آغاز کنیم و به نتیجه رسیدیم که موضوع تکامل اخلاق در انسان را بررسی و به بحث بگذاریم و لذا امروز شما اولین قسمت آن را مطالعه می کنید البته باید بگویم که موضوع تکامل اخلاق در انسان را تقریبا از نیمه راه شروع کردیم اما در آینده به اخلاق در انسان در سنین نوجوانی و نونهالی هم خواهیم رسید و تاثیر مدرسه و جامعه و حکومت و خانواده و دوستان اصراف خودمان را نیز مورد بررسی و کنکا ش قرار خواهیم داد .موضوع بحث تکامل اخلاق در انسان کار مشترکی است از من و آرش که امیدوارم با شنیدن نقطه نظرات شما و نقد انچه که ما می گوییم بتواند راهگشای اینده پیش روی همه کسانی باشد که دغدغه حل مشکلات و رفع ناهنجاریها و تبدیل ان به هنجارها دارند باشد .               آمین

 

روابط انسانها از خواسته ها و نیازهای آنان سرچشمه می گیرد و هر کس در دیگری نیازهای مادی و معنوی خود را جستجو می کند گاهی اوقات چشم بسته اقدام به انتخاب می کنیم و بی انکه بیندیشیم چه کرده ایم شکست سختی را متحمل می شویم و سپس بدنبال مقصر می گردیم .پدر و مادر و سختگیری انها را عامل شکست خود معرفی می کنیم گاهی اوقات به دلیل اینکه خانواده برایمان محیط آزادی را محیا کرده اند و چون ما نتوانسته ایم از این ازادی بهره مناسب ببریم باز هم خانواده را عامل نافرجامی خود تلقی می کنیم اگر هم سن من و ارش هستید بی تردید جوانی را تجربه کرده اید و اگر هنوز در سن  جوانی و یا نوجوانی هستید در آینده تجارب بشتری پیدا خواهید کرد اما باید در روابطمان با دیگران چگونه باشیم این بحثی است که ما دو نفر قصد داریم در این سلسله بحث اخلاقی به ان بپردازیم بی شک این نوشتار تجربیات و نقطه نظرات ما دو نفر است و حتما نظرات ما نه کامل است و نه دقیق و منتقدین و متعرضین زیادی را به همراه خواهد داشت اما مهم این است که شما خواننده عزیز در رد دلایل ما دلیل بیاوری و از جدل کردن پرهیز کنی اگر وبلاگ داری در وبلاگت با طرح نقطه نظرات خود و نقد انچه که ما می گوییم به اصلاح روابط بین انسانها کمک کن و اگر وبلاگ نداری با کامنت های پر بار خود ما را یاری رسان من و آرش با ارایه راهکارهای مفید در بر قراری و ایجاد رابطه سالم و پاک کردن زنگار از چهره غبار گرفته و زنگ زده روابط انسانها قصد داریم تا کمکی هر چند کوچک و ناچیز در راه برقراری رابطه سالم بر داشته باشیم و تو هم بیا و با ما هم خانه شو و اگر نظرت و عقیده ات متفاوت با ما است هیچ مانعی ندارد بلکه از میان گفتمان می توان به نتیجه دلخواه و مطلوب رسید .پس من و ارش دست دوستی و یاری به سوی تک تک شما دراز می کنیم و دستان گرم شما را می فشاریم و به شما خیر مقدم می گوییم و  باهمه توان و صادقانه می گوییم خوش آمدید ای یاران.

 

امروز در کشور ما روابط دختران و پسران با مشکلات جدی روبرو است و بعضا هر دو مجبورند تا به دور از دید و چشم پدران و مادران خود روابط خود را ادامه دهند به دلیل ایجاد ترس و وحشت بی مورد در جوانان و اینکه ممکن است مورد تجاوز یا فریب جنس مخالف خود قرار بگیرید انها را از بر قراری ابطه با یکدیگر می ترسانند جدا کردن مدارس دخترانه و پسرانه و حتی اختصاص دادن ملعمین زن برای مدارس دخترانه و معلمین مرد برای مدارس پسرانه و ایجاد فاصله و ممانعت از بر قراری ارتباط مابین دختران و پسران مشکلات و معضلات جبران ناپذیری را در جامعه ما به وجود اورده است .

بر قراری روابط پنهان و به دور از دید و اطلاع بزرگترها و یافتن مکانی دنج برای در امان بودن از دید مامورین دولتی شرایط اسفباری را پدید اورده است سخت گیری های بی مورد و فراتر از شرع و قانون باعث شده است تا نوجوان و جوان ایرانی از مبارزه مثبت برای تغییر شرایط حاکم نا امید شود و به سوی مبارزه منفی و انفعال روی اورد /

براستی چرا باید یک دختر 7 ساله ایرانی که اصلا در هیچ کجای شرع و قانون حجاب را بر او لازم  ندانسته مجبور کرد که برای رفتن به دبستان و کلاس اول ابتدایی حجاب کامل را رعایت کند و وقتی بزرگتر می شود و با حکام شرع اسلام اشنا می شود از خود و دیگران این سوال را می نماید که چرا باید در سنی که حجاب برایم اجباری و الزامی نبود ان را رعایت می کردم متاسفانه از همان ابتدای ورود نونهالان و نوجوانان به سیستم اموزش و پرورش کشورحق انتخاب و تصمیم گیری را از او سلب می نمایند.و وقتی ان نوجوان به سن جوانی می رسد با انتخاب راهی غلط به مبارزه منفی روی می اورد و ناهنجاری ساخته شده توسط حکومت را که به واسطه قانون اعمال می شود به یک ناهنجاری بدتر در لایه های زیرین جامعه تبدیل می کند به گونه ایی که به ناهنجاریهای زیر زمینی و مخفی تبدیل می شود و سپس جوان برای رسیدن به خواسته های خود تصور می کند که دارد یک مبارزه سیاسی با حاکمیت را پیگیری می نماید//

 

متاسفانه به علت رفتار غلط و غیر مسولانه حاکمیت هر اقدام و خواسته افراد اگر در چارچوب قوانین و شرع اسلام که مورد نظر حاکمیت است نباشد اقدام علیه امنیت ملی قلمداد می شود و شخص خود را یک فرد سیاسی می داند در حالیکه بیش از 500 مورد از قوانین جزایی ایران که جرم زا و متهم ساز است در اغلب کشورهای جهان هنجار محسوب می شود .بی تردید حاکمیت و نهادهای فرهنگی و اجتماعی جامعه نقش مهم و سازنده و تاثیر گذاری در تکامل اخلاق در جامعه دارند که با نگاهی به نحوه قانون گذاری در جمهور اسلامی ایران و دخالت نهادها و سازمانهای وابسته به حکومت در زندگی خصوصی مردم و حتی تعیین چگونگی بر قراری روابط بین اعضای خانواده باعث تنزل و سقوط اخلاق شده است .

 

ادامه این داستان را در قسمت دوم مطالعه فرمایید //  ارادتمند شما // آرش  و احمد   

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 19:1  توسط احمد نور  | 

سلام من از امروز به جمع شما وبلاگ نویسان عزیز پیوستم //
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت 5:5  توسط احمد نور  |