تبليغاتX
یادداشتهای مهاجر - احمد علیپور - لندن
بررسی و نقد ناهنجاریهای اجتماعی و فرهنگی و تبدیل ناهنجاریها به هنجار
سلام: سخنان آقای خاتمی در اتريش را از طريق رسانه ها خواندم .با ديدگاه ايشان در مورد نقش دين در هويت انسان موافق و هم کلام هستم و اين که دين می تواند و قادر است تا انسان را از انجام کارهای پليد دور نگه دارد امری اجتناب ناپذير است . دين به انسان هويت و ارزش می دهد و انسان ها می توانند با هر دين و آيين ی که دارند به دليل داشتن سرفصل مشترک که همانا مهربانی و کمک به يکديگر است در هر جامعه ايی در کنار يکديگر به زندگی همراه با ارامش و رعايت حقوق يکديگر زندگی کنند .
اما آقای خاتمی همچو گذشته يک موضوع را لاينحل باقی گذاشت و نفرمودند که دين چگونه نقش خود را در جامعه ايفا کند . آيا بايد حکومت های جهان با احکام دين اداره شوند  و هر کشوری با توجه به دين اکثريت مردم ان کشور حکومت دينی داشته باشد و يا اينکه دين در بستر جامعه فعال باشد و ناظر بر رفتار حاکمان و يا اينکه حاکمان با اجرای فرامين دين و ورود به زندگی خصوصی مردم اجرای احکام دينی را اجباری کنند .جهان امروز به اين نتيجه رسيده است که هيچ ايدلوزی و مکتبی به تنهايی قادر به حکومت کردن بر مردم نيست . و امروز به دليل قرايت های مختلف و متفاوت و متنوع از مکاتب و اديان جهان توسط انديشمندان و حتی عوام  شرايط حاکميت دين را و يا هر مکتبی را با دشواری روبرو کرده است به همين دليل حکومت تلاش می کنند ضمن نزديک شدن به رهبران دينی از دخالت دادن فرامين دين در اجرای سياست های خود اجتناب ورزند .
به عقيده من جناب اقای خاتمی بايد گام بلندتری بردارند و بگويند دين چگونه بايد نقش خود را در زنمدگی روز مره مردم جهان بازی کند و ايا امروز نياز مردم جهان حکومت دينی است .
موفق باشيد  احمد  لندن
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 13:35  توسط احمد نور  | 

نیمه خالی یا نیمه پر لیوان؟

آیا تاکنون به این سوال فکر کردید و پاسخ ان را یافته اید کدام جمله درست است نیمه خالی یا نیمه پر کدامین یک؟

با هر دو نگاه به جامعه ایران بنگرید هم با نگاه به لیوان نیمه خالی و هم با نگاه به لیوان پرو سپس به در هر کجای جهان که زندگی می کنید به محیط اطراف زندگیتان نگاهی بیندازید .من قصد دارم با نگاه به لیوان نیمه خالی و یا پر جامعه ایران را نشانه بروم .بحث را با مقوله حایز اهمیت امنیت اغاز می کنم موضوعی که حتی برای یک کودک تازه متولد شده هم اهمیت دارد و ان را درک می کند .امنیت یک مسله غریضی است انسان نگران احساس ناامنی می کند و اگر ناامنی را لمس کند احساس خطر می کند و اگرخطر را لمس کرد به فکر دفاع از خود می رود و برای دفاع از خود نگرانی را به دیگران منتقل می کند و نگرانی در بین افراد یک جامعه افزایش می یابد و با توجه به ظرفیت و طاقت و تحمل افراد گزینه های دفاع در مقابل ناامنی انتخاب می شود تعدادی نگرانی شان به ترس می انجامد و نامیدانه به اینده می نگرند .گروهی نگرانی شان به تشویش می انجامد و سعی می کنند با ایجاد تشویش وضعیت خودشان را نسبت به دیگران در شرایط بهتری قرار دهند و تعدادی هم تلاش می کنند تا با وصل کردن خود به لایه های امنیتی جامعه که از راههای گوناگون امکان پذیر است نگرانی خود را کاهش دهند و دست آخر گروهی هم تصمیم به مهاجرت و ترک محل زندگی خود می کنند.

اما در مقابل حاکمیت سعی می کند نشان دهد که امنیت کاملا حاکم است و هیچ مشکلی وجود ندارد و با اجرای قوانین سخت و بعضا با بگیر و ببند و به دار و اویختن و شلاق زدن و یا با تهدید اعلام اسامی بذهکاران و اختلاص کنندگان اقتصادی سعی به برقراری امنیت می کند. تجربه ایی که بشر ان را 250 سال پیش اموخته است کلیسا و کشیشان با اجرای قوانین سخت و اعدام دگراندیشان و دانشمندان تلاش می کردند تا نشان دهند که امنیت کاملا در اروپا وجود دراد و حتی تا اعدام گالیله هم پیش رفت .

ایا تاکنون اندیشید هاید که امنیت چگونه برقرار می شود و سهم افراد جامعه در برقراری امنیت چگونه است و ایا مردم هم در برقراری امنیت سهمی دارند یا خیر؟

حال با نگاه به لیوان دوره ریاست جمهوری دانشمند بزرگوار حضرت حجت اسلام سید محمد خاتمی را مروری کنید. لیوان با همان وضعیت نیمه خالی و نیمه پر در دوره ریاست جمهوری ایشان هم وجود داشت اما خاتمی سعی می کرد اینگونه توضیح دهد .

این لیوان نیمه پر است بیایید دست به دست هم دهیم و نیمه دوم لیوان را پر کنیم .این نگاه خاتمی به وضعیت کشور بود.امید می آفرید و نگرانی را کاهش می داد. تلاش می کرد تا اینده را روشن و درخشان جلوه دهد به مردم می گفت دولت وظیفه اش خدمت به شما است و موظف به پاسخگویی است و حق دخالت در امور خصوصی شما را ندارد به امار و ارقام نظری بیندازید در محله خودتان در جایی که زندگی می کنید فقط کمی اری کافی است تا کمی با دقت به محیط اطرافتان بنگرید ببینید میزان ناهنجاری ها در دوره ریاست جمهوری اقای خاتمی تا چه میزان کاهش یافته بود.

ممکن است در جواب من بگویید در دوره خاتمی مانتو دختر ها کوتاه شد و روسری ها کوچکتر شد و دختران و پسران ازادانه در پارک ها با هم قرار ملاقات می گذاشتند و مسایلی از این دسته که همه مربوط به زندگی خصوصی افراد است و به من و شما و حاکمیت و دولت اصلا ارتباطی ندارد .

بگویید چه میزان خودکشی  و  اعتیاد به مواد مخدر و زور گیری از مردم افزایش و کاهش یافته است بگویید چه میزان اشتغال ایجاد شده است بگویید چند درصد به با سوادان کشور اضافه شده است .بگویید چند درصد افراد فاقد سرپرست تحت حمایت دولت قرار گرفتند. آری بگویید شرایط اقتصادی و در امد مردم تا چه میزان بهبود یافته است . آری بگویید دیگری هرخود سری قادر نبود با برقراری پست ایست و بازرسی به تفتیش و بازرسی مردم اقدام نماید و دیگری هر کسی جرات نداشت بدون داشتن حکم (در سطح کلان)به حریم خصوصی مردم تجاوز و وارد شود .

نه به صرف اینکه چند نفری اختلاص کرده اند ان را به همه دولت تسری دهیم . در زمینه ساست خارجی هم که روشن است هنوز کمتر از 4 ماه از انتقال دولت می گذرد .گذشته نه چندان دور را با امروز و نگاه جهان به ما در گذشته و امروز مقایسه کنیم . بیاییم وجدان خودمان را قاضی کنیم و کلاهمان را قاضی کنیم .خاتمی حسرت بردن همسر خود را به مکه داشت .مردان خدا همیشه مرد خدا هستند هر چند که مورد ناملایمت ها و نامهربانی های دیگران قرار بگیرند خاتمی هم مرد خدا است .

 موفق باشید  احمد  لندن

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 23:44  توسط احمد نور  | 

سلام:ثروتمند بودن و کسب مال موضوعی عجیب و بد نیست و اگر فردی بتواند از طریق مشروع به کسب در آمد و ثروت اقدام کند کار بسیار خوب و پسندیده ایی انجام داده است . اما آیا در یک جامعه که اقتصادی سالم امکان کسب درآمدهای نجومی امکان پذیر است ؟ و آیا این امکان برای همه احاد مردم یکسان و برابر وجود دارد.ایا افرادی که در کشور ما به ثروت های نجومی دست یافته اند و امروز مدعی هستند که حاضرند همه انجه را که دارند وقف و صرف نظام و اسلام کنند آیا/ تکرار می کنم آیا خمس و ذکات ثروت خود را داده اند و علاوه بر آن آیا مالیات بر در آمد خود را پرداخت کرده اند؟؟؟

جناب آقای ابطحی اجازه دهید بگویم و خواهش می کنم این متن را چاپ کنید . من خودم شاهد برگزاری مناقصه و مزایده های دولتی بوده ام و دیده ام که چگونه پاکت های مناقصه و مزایده باز می شد و مبالغ آنها را می فهمیدند و سپس به فردی که باید مناقصه را برنده می شد اعلام می کردند که باید چه مبلغی را بنویسد و در پاکت بگذارد. امروز همه مردم میلیونر هستند به علت اینکه داشتن یک پیکان هم قیمتی بیش از یک میلیون دارد و یا اینکه برای اجاره کردن یک خانه سپرده ایی بیش از یک میلیون به صاحب خانه پرداخت کنی .اما میلیاردر بودن قدری حیرت اور است خصوصا برای افرادی که نه ارث پدری به انها رسیده است و نه تا چندی پیش تخصصی داشته اند .بی تردید افراد بسیاری هستند که من و شما و دیگران انها را نمی شناسیم و صاحب ثروت های نجومی هستند به همه این حساب ها رسیدگی می شود و در زمان حیات جمهوری اسلامی رسیدگی می شود و روزی خواهد رسید که مو را ماست بیرون خواهند کشید . آری اما(ره) فرمودند که خوی کاخ نشینی نداشته باشید حضرت امام این جمله را در کجا و کی گفتند .در زمانی معمار انقلاب این بیانات را فرمودند که جمهوری اسلامی شکل گرفته بود و به صاحب منصبان و دولتمردان به لحاظ دست یافتن به قدرت و نشستن بر اسب زین شده قدرت تذکر دادند که مبادا قدرت باعث شود که خوی کاخ نشینی بر شما حاکم شود .مگر می شود که در کاخ زندگی کنی و زندگی تشریفاتی داشته باشی و در خانه ات جکوزی و سونا و نوکر و کلفت داشته باشی و خوی کاخ نشینی در انسان رشد نکند .آیا امکان پذیر است .پس چرا مراجع بزرگوار تقلید و شخص امام در خانه ایی کوچک زندگی می کنند و ثروتی چندین برابر بعضی از آقایان دارند و حق برداشت و هزینه کردن از ان ثروت هم که توسط مقلدین ایشان پرداخت می شود در اختیار خودشان است .آیا نمی توانند در کاخ زندگی کنند و ان بزرگواران قادر نیستند بر نفس خود غلبه کنند تا مبادا خوی کاخ نشینی بر انها مستولی نشود قطعا قادرند اما لغزش صدایت نمی کند بلکه ارام ارام در وجودت و بر نفس ادمی حاکم می شود و تا سر بجبانی در زندان نفس حبس شده ایی و لذا برای جلوگیری از لغزش نفس است که باید مراقب نفس خود باشی . وقتی خواستند حلاج را بر دار کنند فرزندش او را خطاب کرد که ما را نصیحتی کن .

حلاج گفت نفس را بر انچه که کردنی بود مشغول دار وگرنه او ترا به کار نکردنی وادار کند. و امام بارها و بارها فرمودند تزکیه نفس/ تزکیه نفس / تزکیه نفس/ بر نفس خود حاکم شوید و وگرنه محال است در کاخ بنشینی و خوی کاخ نشینی بر تو اثر نکند .

موفق باشید  احمد 

 
+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 1:32  توسط احمد نور  | 

دوربین و نزدیک بین

با سلام : دقیقا به یاد دارم که کلاس پنجم ابتدایی مجبور به استفاده از عینک طبی شدم .و الان نزدیک به 33 سال است که بطور دایم از عینک استفاده می کنم .

اما بعضی از آدمها چشمان بسیار تیزبین و فوق العاده ایی دارند و قادرند به خوبی دور و نزدیک را به راحتی ببینند .اما یک گروه از آدمها هم هستند که قادرند بسیار دور دست ها را هم ببینند که تعدادشان هم کم نیست این افراد حتی قادرند بهشت را هم ببینند و هم اینکه فضای جغرافیایی بهشت را هم برایت توضیح دهند. این افراد حتی می توانند بگویند که چگونه به بهشت می روی و حتی قادرند بگویند چه کسانی به بهشت نمی روند.

اما یک گروه دیگر از آدمها هستند اصلا نابغه هستند و حتی می توانند ظهور امام زمان(عج)را هم پیش بینی کنند و حتی تاریخ ظهور ایشان را هم دقیقا با یکی یا دو روز اختلاف اعلام نمایند و حتی توانایی این را هم دارند که با ایجاد شرایط ظهور ایشان را نزدیک تر کنند . و می دانند که یاران و سربازان ایشان چه کسانی هستند و حتی می توانند مسیری که ایشان عبور می کنند دقیقا اعلام نمایند .

این آدمها نزدیک بین بسیار خوبی  هم دارند و چون به یکدیگر بسیار علاقمند هستند و طاقت دوری یکدیگر را ندارند در پست های مدیریتی به عنوان مدیر کل و مدیر عامل و معاون و مشاور در سمت دولتی به کار مشغول شده اند و چون دوربین و نزدیک بین بسیار قوی دارند لذا برای مهرورزی به یکدیگر نزدیک می شوند و برای شایسته سالاری از توانایی که در دیدن دور دست ها دارند استفاده می کنند و چون از صبح زود تا پاسی از شب به خدمت به بندگان خدا مشغول هستند لازم بود تا پذیرش مسولیت های مدیریتی به هم نزدیک شوند و چون به علت مشغله زیاد فقط جمعه ها گرد هم جمع می شوند با پذیرش پست های مدیریتی موفق شدند تا هر روز همدیگر را از نزدیک ببینند .

از قدیم شنیده بودیم که باجناق ها با هم خوب نیستند و در ظاهر با هم خوب و صمیمی هستند و اما در غایب   هم پشت سر یکدیگر بسیار غیبت می کنند اما دولت مهرورز و شایسته سالار موفق شد  ثابت کند  داستان دشمنی باجناق ها کذب و دروغ است وبرای مهرورزی و شایسته سالاری لازم است تا باجناق ها به خدمت به بندگان خدا گمارده شوند و منظور از شایسته سالاری همان فامیل سالاری است و چون شایسته ها فقط در نزد فامیل ها وجود دارد لذا از دل شایسته سالاری فامیل سالاری متولد می شود و از دل خدمت به بندگان خدا هم مهربانی و توجه به همکاران قدیم  وهمرزمان دوران جنگ و همکلاسی های دوران مدرسه و دانشگاه وفامیل های دور و نزدیک متولد می شود .این یعنی آینده درخشان..    موفق باشید   ارادتمند   احمد علیپور

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 0:48  توسط احمد نور  | 

با سلام : آورده اند که رهگذری هر روز صبح  برای رفتن به سر کار از دالان بازار عبور می کرد و به کاسب های بازار سلام می داد.و هر روز به شوخی  پیرمرد کاسبی را که در وسط بازار حجره ایی داشت خطاب می کرد که دو ریال (دو هزارقدیم) ما را کی می دهی وپیرمرد کاسب با لبخندی که بر چهره اش می نشست به او پاسخ می داد. چند ماهی گذشت تا اینکه یک روز رهگذر در مقابل درب حجره پیرمرد توقف کرد و گفت این دو هزار مارا کی می دهی و پیرمرد همچون روزهای گذشته فقط لبخندی زد و به کار خود مشغول شد .رهگذر دو باره جمله خود را تکرار کرد و این بار بادی در گلو انداخت و با لحنی تند که حاکی از طلبکاری است ادعای خود را بیان کرد .پیرمرد نگاهی به رهگذر انداخت و گفت از کدام دو هزار حرف می زنی .رهگذر پاسخ داد از همان دو هزاریی که چندین ماه است طلب می کنم و تو با خنده پاسخ می دهی .در این هنگام دیگر کاسب های بازار جمع شدند و پیرمرد را نهیب دادند که رهگذر راست می گوید چندین ماه است که هر روز صبح طلب خود را مطالبه می کند و تو فقط با لبخند پاسخ او را می دهی . و اگر تو هر روز ده شاهی کنار گذاشته بودی تاکنون طلب این رهگذر را پرداخت کرده بودی و در زیر دین او نبودی.

پیرمرد که بهت زده شده بود گفت رهگذر از من طلبی ندارد واو هر روز صبح به شوخی این جمله را به من گفت و من هم با لبخندی پاسخ او را می دادم بی انکه از من طلبی داشته باشد .کاسبان بازار به پیرمرد گفتند اگر رهگذر از تو طلبی ندارد پس چرا همان روز اول او را هشدار ندادی لذا ما شاهد هستیم که رهگذر از تو دو هزار طلبکار است .پیرمرد ناچار شد دو هزار به ان رهگذر پرداخت کند. تا تجربه ایی شود برای خودش و حاضران و ایندگان تا در رفتار خود با دیگران مراقب باشند.

حال داستان رفتار و عملکرد مملکت داران و دولتمردان ما است. سخنانی را بر زبان می آوریم که نه مایل به اجرای آن هستیم و نه قادر به انجام آن اما باید هزینه آن را پرداخت کنیم.

دانشمندان جوان و پرتلاش ایرانی موفق شده اند تا به فن آوری سوخت هسته ایی دست یابند اما تاکنون موفق به تولید ان نشده ایم اما ریس جمهور کشورمان اعلام می دارد که ماقادریم سوخت هسته ایی را 30 درصد پایین تر از قیمت جهانی ان به مصرف کنندگان ان بفروشیم . در حالی که برای تنها نیروگاه هسته ایی (بوشهر) تامین سوخت هسته ایی آن طبق یک قرارداد  مکتوب به عهده و در تعهد روسیه است وحتی حق نگهداری ضایعات (زباله) به جاه مانده از سوخت هسته ایی را هم نداریم .و برای چیزی که هنوز نداریم باید پیشاپیش هزینه پرداخت کنیم و برای خودمان طلبکار بتراشیم تا بگویند ایران بطور مخفیانه در حال تولید سوخت هسته ایی و در نهایت ساخت بمب اتم است و یا موضوع حذف اسراییل از روی کره زمین . و یا بردن پول نفت بر سر سفره مردم البته بردن پول نفت بر سر سفره مردم طلبکار درست نمی کند چون ملت ایران در این 26 سال عادت کرده اند که نان را به دود کباب آغشته کنند و بخورند تا خود کباب و هزینه آغشته کردن نان به دود کباب برای ملت بیشتر خود کباب هزینه دارد.

آیا در این مدت 26 سال ما هنوز نمی دانیم که چگونه باید مملکت داری کرد که با شعارهای رن و با رنگ و دلنشین وارد میدان می شویم ولی بعد که قدرت تکیه زدیم حتی قادر به نوشتن و تنظیم برنامه های اقتصادی شعارهایمان هم نیستیم .ریس جمهور مهرورز و عدالتخواه آنقدر حلقه یاران خود را تنگ کرده است که حتی نمایندگان مجلس هفتم هم از نحوه معرفی وزاری نفت و آموزش و پروزش اظهار بی اطلاعی می کنند . دولت اصول گرا مجلس اصول گرا را محرم اسرار خود نمی داند .الله اعلم. 

 

ارادتمند   احمد علیپور
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 4:28  توسط احمد نور  | 

 

با سلام به همه دوستان عزیز .

عید سعید فطر را به همه روزه داران عزیز در سراسر مهین اسلامی ایران تبریک و تهنیت عرض می کنم.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 10:42  توسط احمد نور  | 

سلام: اين سخن شريعتی همه جا صادق نيست و هم اينکه قابل اجرا و عمل نيست .
شما بهتر از من با سياست های کلی نظام آشنا هستيد و ريس جمهور محترم دقيقا دارند بر اساس سياست های تنظيم شده نظام سخن می گويند حال اگر سياست های کلی نظام مغاير با مصالح جهانی است ان موضوع ديگر است. و شايد بتوان گفت مشکلی جهان است نه جمهوری اسلامی چون چون سياست کلی نظام می گويد برقراری حکومتی بر مبنای شرعيت و اصول مکتوب اسلام . سياست های کلی نظام نمی گويد حکومتی بر مبنای منشور سازمان ملل يا قوانين وابسته به آن .
در کشور ما بيش از ۳۰۰ ماده حقوقی و جزايی وجود دارد که تخلف از آنها جرم محسوب می شود و مجرم مستحق مجازات است و به عبارتی ناهنجاری محسوب می شود که هيچکدام از ان ۳۰۰ ماده حقوقی و جزايی در اروپا و بعضی از کشورهای اسلامی مانند مالزی جرم محسوب نمی شود .
به کدامين بايد بد دفاع کرد و نه اينکه خوب حمله کنيم ما در جهان تا چه اندازه تاثير گذار هستيم همه دنيا می داند که در آينده تغييرات بسياری در حکومت های خاورميانه ايجاد خواهد شد و اغلب کشورها خودشان از الان به استقبال اين اصلاحات رفته اند مانند مصر و لبنان و سوريه و حتی عربستان سعودی که در وضع قوانين خود اصلاحاتی را به وجود اورده است .
آری اقای خاتمی دقيقا درست می گويد تمدن اسلامی وجود ندارد که بخواهيم از ان الگو بگيريم بعد از شهادت حضرت علی عملا  خلافت در اسلام توسط مخالفان پيامبر با نام اسلام غصب شد و در تمام دوران خلافت بعد از علی امامان و انديشمندان را به شهادت رساندند .در واقع اين سخن شريعتی اينجا مصداق دارد که داريم از يک تمدن بد خوب دفاع می کنيم بی انکه از تاريخ عبرت بگيريم .
اروپا حق دارد از سخنان ريس جمهور ايران اسلامی وحشت کند و هم نگران شود به دليل اينکه هيتلر هم  ابتدا گفت و سپس برای اجرا وارد عمل شد اما خوب شانس و اقبال يار او نبود وگرنه شايد امروز نقشه جغرافيای سياسی جهان به گونه ديگر بود.
بايد بپذيريم که از ابتدا راهمان را اشتباه رفتيم و امروز هيچ راهی به جز تعامل با جهان نداريم و اگر بخواهيم بيش از ظرفيت جهان بر روی آنچه که تصور می کنيم اعتقادمان است پافشاری کنيم بی ترديد جهان به دليل داشتن ايت تجربه تلخ در دو جنگ جهانی ديگر اين اجازه و فرصت را نه به ما بلکه به هيچ کشوری نخواهد داد .به عقيد من کوتاه بياييم و برای رفاه و زندگی بهتر مردم ايران تلاش کنيم به جای اينکه با ايجاد بحران بخواهيم امروز را به فردا و فردا های ديگر بسپاريم حال که حکومت يکدست شده است و همه مديران از فيلتر های با سوراخ بسيار ريز عبور می کنند برای معيشت و رفاه مردم کاری کنيم تا حداقل نزد خدا و ملت ايران سربلند باشيد .   موفق باشید
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 3:45  توسط احمد نور  | 

                                            مصلحت و عدالت

بعد از اینکه حضرت علی(ع) به عنوان خلیفه مسلمین انتخاب شد. بلافاصله فرمان به عزل معاویه از استانداری شام صادر کرد و به او دستور داد تا منصب خود را رها کند.اما معاویه از اجرای دستور خلیفه مسلمین سر باز زد. و در این هنگام بسیاری از دوستان و یاران نزدیک از امام اول شعیان جهان خواستند تا از عزل معاویه صرفنظر کند و اجازه دهد ایشان کماکان در منصب پیشین ابقا شود . اما امام با درخواست ماندن معاویه در مقام خود به شدت مخالفت کرد و عدالت را بر مصلحت ترجیح داد .و علی (ع) ناچار شد برای اجرای عدالت شمشیر از نیام بیرون کشد و به جنگ با معاویه رهسپار شود .و جنگ در گرفت و معاویه در آستانه شکست و تسلیم در مقابل علی(ع) و لشکر اسلام بود . اما جاهلان و عافیت طلبان آن روزگار از امام خواستند تا جنگ را متوقف کند و اختلاف با معاویه را به حکمیت بسپارد.با اینکه امام مخالف این نظریه بود اما چون خواست اکثر سران اقوام و فرماندهان جنگ بود آن را پذیرفت .علی می دانست که نباید عدالت فدای مصلحت شود ومی دانست که اگر چنین شود بدعتی ناصواب بر پیکر اسلام تازه متولد شده خواهد ماند.امام درست می اندیشید و می خواست فتنه را از اسلام دور کند و اجازه ندهد خودکامگان در آینده با نام اسلام حکومت کنند .تاریخ اسلام پر از فراز و نشیب های فراوان است و بعد از حضرت علی(ع)خلافت در جهان اسلام موروثی شد و تقوا و ایمان شرط انتخاب نبود بلکه قدرت و ثروت همراه با چاشنی زور خلیفه را منصوب می کرد.از پیامبر (ص) تا علی(ع) همه فرماندران و استانداران و حتی این بزرگواران در مقابل مردم پاسخگو بودند و حتی اگر به جنگ می رفتند و جهادگری به شهادت می رسید در مقابل خون او و خانواده او مسول و پاسخگو بودند همه در برابر قانون مساوی و برابر بودند پیامبر بزرگ اسلام با پایین ترین عضو جامعه برابر بود و هرچه از بیت المال نصیب پیامبر می شد به همان میزان به دیگر افراد جامعه هم تعلق می گرفت.در زمان خلافت عمربن خطاب وقتی ایشان برای خواندن خطبه های نمازجمعه وارد مسجد می شود و قصد بالا رفتن از منبر را دارد. سلمان فارسی از جای بر می خیزد و خلیفه را خطاب قرار می دهد و می گوید من نه به خطبه هایت گوش می دهم و نه به امامت شما نماز می گزارم .عمر بلافلصله از سلمان تقاضا می کند دلیل آن را بیان کند و می گوید اگر من مرتکب گناه یا تخلفی شده ام دیگر صلاحیت خلافت مسلمین را ندارم و باید در محکمه محاکمه شوم . چرا که سلمان مرا هم اینک قبول ندارد.و باید محراب و امامت امروز را به فرد صلاحی واگذار کنم.سپس سلمان در حضور جمعیت حاضر عمر را مورد پرسش قرار می دهد و می گوید تو بین همه ما به یکسان پارچه تقسیم کرد بودی وهیچکس از دیگری سهم بشتری نبرد با اینکه تو از مابلند قامت تر هستی چگونه است که سهم پارچه تو همه اندام ترا پوشش داده است .بلافاصله فرزند عمر سلمان را خطاب قرار داد و گفت من سهم خود را به پدرم بخشیدم تا بتواند با سهم من و خودش لباسی مناسب برای خود تهیه کند. انگاه سلمان بی انکه عذر خواهی کند در میان جمعیت می نشیند.و هیچکس سلمان را به خاطر این نوع رفتار نه تنها سرزنش نمی کند بلکه این نوع رفتار امری عادی و طبیعی بود چون همه رهبران در مقابل مسولیت خود پاسخگو بودند.در کشور ما بارها دگراندیشان و روشنفکران را به عناوین مختلف بازداشت کرده اند و با ایجاد ضرب و شتم انها را به اعتراف و اقرار خود ساخته کرده اند و تا انجا پیش رفتند که دفاعیات دکتر قاضیان خبر از رسوایی بزرگی می دهد که تلاش می کردند تا به گونه ایی داستان اتهامات ساختگی و جعلی ایشان را به دفتر و همکاران ریس جمهور ارتباط دهند و بی میل نبودند تا حتی آقای خاتمی را نیز مورد اتهام قرار دهند .آیا گرفتن اعتراف به داشتن روابط جنسی و یا روابط نامشروع و وادار کردن وبلاگ نویسان و دگر اندیشان به اعتراف در مورد ارتباط با اصلاح طلبان و تلاش برای تشکیل پرونده های ساختگی در کجای دین ما و انسانیت وجود دارد آیا ما می خواهیم اینگونه اسلام ناب را از اسلام امریکایی متمایز کنیم و تمیز دهیم .آیا دستگیری وبلاگ نویسان و دگر اندیشان به مدت شش ماه و بعد آزاد کردن آنها بدون هیچ اتهامی در کجای عدالت جای دارد. در حالیکه بارها در مدت بازداشت این عزیزان از طرف دادستانی انواع اتهامات به ایشان وارد شد.حتی در حال حاضر در بین بسیاری از بزرگان که دارای دانش حقوقی هستند و در منصب قضاوت  مشغول می باشند در مورد صدور احکام بازداشت و زندانی کردن دگر اندیشان و روزنامه نویسان اختلاف جدی وجود دارد و نمونه آن رای تجدید نظر قاضی بخشی در مورد تقلیل دوره محکومیت اکبر گنجی از ده سال به شش ماه است که بلافاصله دیوان عالی کشور وارد ماجرا شد و حکم را به شش سال تغیر داد یعنی هیچ توجیه حقوقی برای احکام صادر شده وجود ندارد که این همه اختلاف در مورد رای به دوران محکومیت است مشخص است بسیاری از احکام بقول ایت اله شاهرودی سلیقه ایی و خارج از چارچوب قانون صادر و اجرا شده است .همانطور که شورای محترم نگهبان هیچ ضابطه و اصولی را در مورد رد و تایید صلاحیت نامزدهای مجلس شورا و خبرگان و ریاست جمهوری ملزم به رعایت نیست و خود را در مقابل هیچ کس حتی کسانی که حقوق شان ضایع شده است نمی داند.آیا اینگونه می خواهند بزودی طعم عدالت را به مردم ایران بچشانند.یا از این بهتر می خواهند بچشانند.باید منتظر آینده ایی بود که پیش رو قرار دارد. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 1:46  توسط احمد نور  |