تابوت اصلاحات را چه کسی ساخت؟
آقای دکتر سعید حجاریان در انتقادی صریح و بی پرده اعلام داشته اند آخرین میخ بر تابوت اصلاحات را آقای سید محمد خاتمی کوبیده اند. و دلیل آن را برگزاری انتخابات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی ذکر کردهاند .اما آقای سعید حجاریان تاکنون نگفته اند که تابوت اصلاحات را چه کسی یا کسانی ساختند ؟ ابتدا باید طراحان ساخت تابوت و سپس سازندگان تابوت را شناسایی کنیم و سپس به سراغ کسانی برویم که بر تابوت اصلاحات میخ کوبیدند. برای ساخت یک نردبان همانطور که از نامش پیدا است به تعدادی نرده نیاز است تا دو پایه عمودی دو طرف را به یک دیگر متصل کند و سپس نردبانی ساخته شود و در غیر این صورت نردبانی ساخته نخواهد شد پس بنابر این تابوتی ساخته شده بود که طبق تحلیل جناب حجاریان اقای خاتمی میخ اخر را بر تابوت اصلاحات کوبید و یک میخ هر چند هم بزرگ باشد تاثیری در ساخت یک تابوت ندارد و فقط یک میخ است بر یک تابوتی که از اجزای بسیاری ساخته شده است.
با مروری بر اصلاحات در ایران و اولین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا با طراحان و سازندگان تابوت اصلاحات آشنا خواهیم شد.
شورای شهر تهران که اکثریت اعضای ان از دو حزب کارگزاران و مشارکت بوده اند برای انتخاب شهردار تهران به اجماع نرسیدند و ناچار شدند تا از طریق رایزنی و دخالت بزرگان اصلاحات بر انتخاب آقای مرتض الویری به عنوان اولین شهردار منتخب شورای شهر توافق نمایند اما دیری نگذشت که مخالفت تعدادی از اعضای شورای شهر تهران به رهبری آقای ابراهیم اصغرزاده علیه شهردار منتخب شورا آغاز شد و حتی به استیضاح شهردار منجر شد و در نهایت ملک مدنی به عنوان شهردار تهران از سوی شورای شهر تهران به عنوان دومین شهردار منتخب شورا برگزیده شد و در نهایت شورای شهر تهران منحل اعلام گشت و اختلافات گروههای 17 گانه دوم خرداد که تا ان روز غیر علنی بود کاملا هویدا شد و هر کدام از اعضای 17 گانه دوم خرداد خود را مدعی و مالک انتخابات دوم خرداد می دانستند بی انکه مالک اصلی ان را حمایت کنند.
شورای شهر اصلاح طلبان منحل می شود و شورای شهر اصول گرایان در انتخابات ریاست جمهوری پیروز می شود وشورای شهر اصول گرایان برای اینکه بتوانند اجماع و اتحاد خود را همچنان حفظ نمایند سنگر شورا را بر عضویت در هیت دولت ترجیح می دهند تا مبادا تفکری متفاوت در درون انان راه یابد و هم اینکه با نظر سنجی افکار عمومی را تحت کنترل و نظر خود دارند تا مبادا به درد شورای شهر اصلاح طلبان گرفتار آیند.
اصلاحات در ایران نه مرده است و نخواهد مرد که نیاز به تابوت برای حمل و دفن آن باشد اصلاحات در ایران زنده است به دلیل اینکه اعلایم هوشیاری ان به وضوح معلوم است و ضمنا اصلاحات وجود دارد و اگر وجود نداشت از ان نامی برده نمی شد. اصلاحات امده بود تا زنگار از چهره پاک کند نیامده بود که چهره را به کلی نابود کند.
مخالفان اصلاحات دارند به شدت تلاش می کنند که جامعه را به سالهای دهه 60 بازگردانند اما نه تنها این کار عملی نیست بلکه محال است چون جامعه ایران و مردم با حقوق خود آشنا شده اند و مطالباتشان افزایش یافته است و این دلیل پابرجایی و زنده بودن و فعال بودن اصلاحات در بستر جامعه است با توجه به اینکه تمامی امکانات تبلیغی و همچنین رسانه های تصویری و صوتی و نوشتاری داخل کشور در اختیار مخالفان اصلاحات است هنوز نتوانسته اند حتی یگ گام اصلاحات را در جامعه به عقب بازگردانند و این دلیل زنده بودن و فعال بودن اصلاحات در ایران است و هم اینکه ریشه در فرهنگ و دین و رفتار مردم دوانده است. هر وقت خاتمی محبوبیت خود را در میان مردم از دست داد انگاه می توان مدعی شد که اصلاحات دارد جان می دهد در حالیکه امروز محبوبیت خاتمی بسیار بسیار بیشتر از دوم خرداد 76 و دوره بعد ان است . اما انان که مدعی اصلاحات هستند باید زنگار از چهره خود پاک کنند .
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 13:1  توسط احمد نور
|
کشته شدن بیش از ۱۰۰ خبرنگار و عکاس و تصویربردار خبری براستی که یک فاجعه نادر است .چه کسی مسول این نابسامانی ها است .در میان شیون و عزای خانواده های دغدار این عزیزان روابط عمومی ارتش جمهوری اسلامی اعلام می کند همه کشته شدگان شهید محسوب می شوند . ایا جان این این عزیزان ارزش هزینه کردن و چارتر کردن یک هوا٫یمای مسافری را نداشت این عزیزان که می خواستند از مانور های نیروهای آبی و خاکی خبر و تصویر تهیه کنند تابه ملت ایران نشان دهند و بگویند ای ملت ایران آسوده و ارام باشید فرزندان شما در دفاع از مرزهای ایران اسلامی استوار و آماده ایستاده اند .براستی چه کسی مسول این حادثه است .هواپیمایی که فقط ده دقیقه بعد از برخاستن از روی باند فرودگاه دچار نقص فنی می شود بی تردید مشکل فنی داشته است اما با توکل به خدا به خلبان فرمان برخاستن از باند فرودگاه را دادهاند . آری به خدا توکل کن و با سرعت ۲۰۰ کیلومتر خودرو و سرنشین خودرو را به یک دیوار بتونی بکوبید و سپس برای تسلی خاطر بازماندگان و ارام کردن افکار عمومی بگویید همه سرنشینان هواپیما شهید محسوب می شوند. باید مسول و مسولان و عاملین این حادثه را شناسایی کرد و به اشد مجازات رساند تا درس عبرتی برای دیگران و آیندگان باشد که تصمیمات خودسرانه و عجولانه نگیرند و با جان و مال مردم بازی نکنند .در میان هیاهوی کشته شدن خبرنگاران و عکاسان و تصویربرداران درگذشت مجری و هنر٫یشه تلویزیون و سینما به فراموشی سپرده شده است .درگذشت منوچهر نوذری که سالهای زیادی در برنامه صبح جمعه با رادیو مردم را شاد می کرد را به عموم دوستداران هنر تسلیت عرض می کنم .
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 13:9  توسط احمد نور
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 14:52  توسط احمد نور
|
Many a good hanging prevents a bad marriage
بسا كه يك چوبه دارخوب، آدمي را از شر ازدواجي بد خلاص مي كند.
(ويليام شكسپير)
I don't desire to change anything in England except the weather
من در انگلستان آرزوي تغيير هيچ چيزي ندارم جز تغيير آب و هوا.
(اسكاروايلد)
We all are born mad. Some remain so
همه ما ديوانه به دنيا مي آييم. بعضي به همان حال باقي مي مانيم.
(ساموئل بكت)
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 17:10  توسط احمد نور
|
سلام:مدتی است ماجرای ورود يک سگ به حرم امام رضا(ع) در محافل خبری داخل ايران بازتاب گسترده يافته است و روزنامه جمهوری اسلامی آن را شديدا و قويا تکذيبب کرد و اعلام داشت که ساخته يک باند شياد بوده است و سايت انتخاب در پاسخ به روزنامه جمهوری اسلامی مدعی شده است که فيلم آن را دارد . البته جمهوری اسلامی منکر ورود سگ به حرم نشده است بلکه ورود سگ را موضوعی هماهنگ شده از جانب دو تن از خادمين حرم و يک فرد شياد می داند .
البته با توجه به نحوه اداره حرم و بازديد بدنی زايرين حرم ورود يک سگ به داخل حرم بسيار شگفت انگيز است و با عقل آدمی جور در نمی آيد . اما سوال اين جا است حال فرض بر اينکه اصل موضوع درست باشد چه اصراری وجود دارد که ان تا اين حد بزرگ کنيم .
گويا مثل اينکه از زمان آغاز به کار دولت جديد معجزه و کارهای خارق العاده در ايران بسيار افزايش يافته است مانند اين سخن کلهر که گفته است آقای احمدی نزاد ۲۴ ساعته تصميمات ۵ ساله می گيرند . اگر اينگونه پيش برويم اگر هر ۲۴ ساعت ۵ سال را طی کنيم در ظرف مدت يک ماه ۱۵۰ سال را طی خواهيم کرد و در پايان دوره رياست جمهوری آقای احمدی نزاد برابر با ۷۲۰۰ سال از دنيا جلوتر خواهيم بود با سرعتی چندين برابر سرعت نور که اين خود يکی از برکات حضور دولت ايشان است وقتی در مقر سازمان ملل هاله ايی از نور حفاظ ريس جمهور محترم می شود و ۲۷ تا ۲۸ تن از سران کشورهای عضو در نشست سازمان ملل مزه نمی زنند و هم اينکه ايشان به قول مشاورشان ۲۴ ساعته تصميمات ۵ ساله می گيرند و دست اخر ورورد سگ به حرم رضوی همه حکايت از وجود دست غيب در هدايت و پيشرفت کارها دارد .
موفق باشيد احمد لندن
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 14:16  توسط احمد نور
|
سلام:شنيده های حکايت از اين دارد که تيم مذاکره کننده ايران در اجلاس اخير آزانس در مورد فعاليت های هسته ايی ايران سياستی موفق داشته و در اين رهگذر با دستی پر آزانس را ترک کرده است .لازم ديدم به چند نکته اشاره کنم .
۱-در تقابل و مقابله و يا حتی مذاکره با ازانس و کشورهای غربی(انگلستان-فرانسه -المان)ايران برای برون رفت از بن بست حاضر فقط يک راه دارد و ان توقف ادامه فعاليت های هسته ايی در ايران و انتقال آن به روسيه يا کشور ثالثی ديگر است اما طرف مقابل برای همراه کردن ديگران عليه ايران راههای زيادی دارند از جمله راه فعلی که با ورود روسيه به تيم مذاکرات عملا روسيه را بطور مستقيم درگير موضوع کردند و در کنار آن به روسيه نيز منافعی را واگذار کردند و ان فعاليت عنی سازی اروانيوم در ان کشور است که سود هنگفتی برای ان کشور در بر دارد و اگر ايران بخواهد ادامه فعالينت هسته ايی خود را ئدر روسيه به انجام برساند بايد نسبت به تاسيس و راه اندازی کارخانجات و تاسيسات جديد اقدام نمايد که اين خود هزينه بسيار سنگينی برای کشورمان در بر خواهد داشت و چه در روسيه خودمان توليد کننده سوخت باشيم و چه سوخت را از ان کشور خريداری کنيم هيچ تفاوتی نخواهد کرد و فقط مسيری را دور زده ايم بی انکه مقصد تغيير کرده باشد .
۲- با توجه به تغيير تاکتيک و سياست غرب در قابل ايران و انعطاف کشورهای غربی در مقابل ايران بی ترديد پيش از انکه به نفع ايران باشد به سود خود انها است .چرا که ما مدعی هستيم از اصول و سياست های کلی خودمان دست بر نخواهيم داشت و اما در مقابل غربی ها می خواهند نشان دهند که در مقابل ايران تواضع و انعطاف نشان داده اند و در آينده با توجه به تنها راه موجود پيش پای ايران يا بايد با توقف غنی سازی و انتقال ان به روسيه يا کشور ثالتی ديگر که مورد اعتماد غربی ها باشد اين پرونده را مختومه کنيم و يا اينکه اماده باشيم تا به مقابله با ازانس و کشورهای غربی و حتی چين و روسيه برويم .
۳- از اين پيروزی شيرين کام نشويد به دليل اينکه به روشنی روز هدف غربی ها و در راس ان امريکا به وضوح معلوم است چرا که ما فقط گفته ايم می خواهيم سوخت خودمان را در کشور خودمان و خودمان توليد کنيم و انها می گويند نه نمی توانيد .
و امروز ديگر دوران دادن شعارهايی که برای مصرف داخلی بود گذشته است و بايد سياست داخلی و خارجی متاثر از يکديگر باشد و راهی در سياست درست و منطقی است و در داخل و خارج ان هماهنگ باشد به مانند دمای درونی و بيرونی انسان که اگر ناهماهنگ باشد مشکلات فراوانی را برای ادمی فراهم می کند.
موفق باشيد احمد لندن
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 18:32  توسط احمد نور
|
باز کن پنجره را
که پرستوپرمی شوید در چشمه نور
که قناری می خواند
می خواند آواز سرور
که بهاران آمد
که شگفتم گل سرخ
به گلستان آمد
سبز برگان درختان همه دنیا را
نشمردیم هنوز من صدا می زنم آی
باز کن پنچره را : باز آمده ام
من پس از رفتنها: رفتنها
با چه شور شتاب
در دلم شوق تو : باز آمده ام
داستانها دارم
از دیاران که سفر کردم و رفتم بی تو
از دیاران که گذر کردم و رفتم بی تو
بی تو می رفتم : تنها : تنها
صبوری مرا کوه تحسین می کرد
من اگر سوی تو بر می گردم
دست من خالی نیست
کاروانهای محبت با خویش
ارمغان آوردم
من هنگام شکوفایی گلها در دشت
باز بر می گردم تو به من می خندی
من صدا می زنم آی باز کن پنچره را
پنچره را می بندی
با من اکنون چه نشستنها: خاموشیها
با تو اکنون چه فراموشیها
چه کسی می خواهد
من و تو ما نشویم
من اگر ما نشوم تنهایم
تو اگر ما نشوی خویش تنی
از کجا که من تو
شوری از عشق و جنون
باز بر پا نکنیم
از کجا که من تو
مشت رسوایان را وا نکنیم
دشتها نام ترا می گویند
کوهها شعر مرا می خوانند
کوه باید شد ماند رود باید شد رفت دشت باید شد و خواند
در من این جلوه اندوه ز چیست؟
در تو این قصه پرهیز که چه؟
در من این شعله ی عصیان نیاز.
در تو دمسردی پاییز که چه؟
حرف را باید زد درد را باید گفت
سخن از مهر من و جور تو نیست
سخن از متلاشی شدن دوستی است
و عبث بودن پندار سرور آور مهر
آشنایی با شور؟ و جدایی با درد؟
و نشستن در بهت فراموشی یا غرق غرور؟
سینه ام آینه ایست با غباری از غم.
تو با لبخندی از آینه بردای غبار
آشیان تهی دست مرا
مرغ دستان تو پرمی سازد
آه مگذار که دستان من آن
اعتمادی را که به دستان تو دارد به فراموشی بسپارد
آه مگذارکه مرغان سپید دستت
دست پر مهر مرا سرد و تهی بگذارد
من چه می گویم آه......
با تو اکنون چه فراموشیها
با من اکنون چه نشستنها: خاموشیها
تو مپندار که خاموشی من
هست برهان فراموشی من
شعری از حمید مصدق 1343
تقدیم به همه دوستداران راه آزادی و دمکراسی
ارادتمند علیپور لندن
اطاعت می کنم و با اینکه صدای شما را می شنوم اما صدایت نمی کنم و گوشهای خود را کر می کنم تا نشنوم صدای پای ترا تا بدانی که تا چه اندازه در رویایی که در وسعت بی اندازه دیدگان ام تصویر کرده ام می گذرم تا ترا شاد کنم .آری من می شنوم صدای ناله های دم صبح را و می شنوم که در کنج اتاق تنهایی خویش هق هق کنان فریاد می زنی . اما من نمی آیم چون تو مرا پس زده ایی .شعرهایت را همه را بر صورت خود می نویسم تا بدانند که من زندگی شعرهای تو هستم و بر دستانم نقشه زندگی بی معنی را ترسیم خواهم کرد و خواهم گفت زندگی اینست که من نقش کرده ام نه انی که شما می گویید.اما باز تکرار می کنم که من می شنوم اما نمی ایم چون تو تو گفتی که نیا.موفق باشید ///// احمد
+
نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 14:20  توسط احمد نور
|