تبليغاتX
یادداشتهای مهاجر - احمد علیپور - لندن
بررسی و نقد ناهنجاریهای اجتماعی و فرهنگی و تبدیل ناهنجاریها به هنجار
از زماني که موضوع فن اوري هسته ايي و مسايل پيرامون ان به شوراي امنيت ملي سپرده شد عملا وزارت و وزير امور خارجه کشورمان به عنوان رکن دوم در پيگيري سياست هاي خارجي عمل مي نمايد و تقريبا و تحقيقا دبير محترم شوراي امنيت ملي تعيين کننده سياست خارجي کشور شده است و وزير خارجه کشورمان به حاشيه رانده شده است. در صورتي که در ان سوي طرف هاي مذاکره فقط وزيران خارجه و يا سخنگويان وزارت خارجه خود را به پاي ميز مذاکره مي فرستند .در حاليکه ما تيمي را با نام تيم مذاکره کننده در مورد موضوع فن اوري هسته ايي چند سالي است که تشکيل داده ايم . معمولا در حوزه سياست علاوه بر ضوابط و مقرارت رابطه نيز جايگاهي مناسب و در خور توجه دارد در دوران وزارت اقاي دکتر خرازي بر سياست خارجي کشور به دليل روابط دوستانه و نزديکي که ايشان با وزير امور خارجه انگلستان اقاي جک استروا داشتند سياست خارجي کشور در خصوص فن اوري هسته ايي با نرمش بيشتر و بهتري حرکت مي کرد و هم اينکه به علت نفوذ کلام و گرمي در بيان و سخنوري اديبانه جناب دکتر حسن روحاني طرف هاي مذاکره با احترام و تواضع بيشتري با تيم مذاکره کننده ايران رفتار مي کردند. حتي با اينکه در تهران چندين بار سفارت انگلستان در تهران چندين بار مورد هجوم و حتي تيراندازي قرار گرفت اما به دليل روابط نزديک اقايان خرازي و جک استروا هيچگونه واکنش منفي از سوي انگلستان در سطح بين المللي صورت نگرفت و مي شود به زباني ساده تر گفت که مسولان ايراني و اروپايي زبان يکديگر را خوب درک مي کردند و شايد اگر همان روش و ابتکارات اقايان دکتر خرازي و حسن روحاني ادامه مي يافت ما امروز شاهد گشايش هاي بيشتري در حل مسله فن اوري هسته ايي با جهان بوديم. در ان دوران هماهنگي بسيار نزديک و خوبي بين وزارت خارجه و تيم مذاکره کننده و دبير محترم شوراي امنيت ملي بود و به علت نزديکي تفکرات و نوع انديشه اقايان دکتر حسن روحاني و خرازي هيچگونه دو گانگي در اعلام مواضع انان ديده نمي شد و مي توان با صراحت گفت که در دولت اصلاحات دو شخصيت ممتاز اصول گرا با هماهنگي در گردش کار سياست خارجي موفقعيت هاي چشمگيري در عرصه منافع ملي داشتند . اما با روي کار امدن دولت نهم علاوه بر تغيير بنيادي در تيم مذاکره کننده فن اوري هسته ايي وزير امور خارجه نيز تغيير کرد و به علت عدم نزديکي تفکر دبير شوراي امنيت ملي و وزير امور خارجه لذا ان هماهنگي لازم در بين اقايان منوچهر متکي و علي لاريجاني وجود ندارد و گاها مولضعي متفاوت با هم دارند . طبق قراداد في ما بين ايران و سه کشور اروپايي تا زماني که ايران اعتماد سازي را در مورد فن اوري هسته ايي به انجام نرسانده باشد بايد به تعليق دواطلبانه خود ادامه دهد و اين توافق سرفصل و فصل الخطاب ايران و اروپاه است و در کنار ان مذاکرات ايران و اروپاه براي ايجاد اعتماد و همچنين مشوق هاي اقتصادي و ديگر بند هاي قرارداد به اجرا گذاشته شود . بعد از روي کار امدن دولت نهم در ايران بلادرنگ پلمپ مراکز فن اوري هسته ايي اصفهان بر داشته شد و فعاليت ان از سر گرفته شد و چندي پيش پلمپ مرکز تحقيقات هسته ايي برداشته شد. و همان اقدام اول که از سر گيري فعاليت هاي دو باره مراکز فن اوري هسته ايي اصفهان براي توقف مذاکرات و گفتگوي سازنده با اروپاه کافي بود. و دگير دليلي براي ادامه مذاکرات از طرف سه کشور اروپايي وجود ندارد . حال چرا اقاي لاريجاني اعلام مي دارند که ايران اماده مذاکره با سه کشور اروپايي است جاي بسي تعمل و درنگ است و گويا اقاي لاريجاني سياست و گفتگو را با بازي قايم موشک و گرگ ام در هوا اشتباه گرفته اند و يا اينکه فکر مي کنند طرف هاي مذکراه کننده تازه از پشت ميز مدرسه به وزارت خارجه امده اند . اقاي لاريجاني که جمله مرواريد غلطان و اب نبات را در مورد توافقات اروپا و ايران به کار بردند ايا مي توانند بفرمايند که در همين دوره کوتاه مدتي که ايشان مسوليت پرونده فن اوري هسته ايي ايران را به عهده گرفته اند چه دستاوردي داشته اند. شرط ادامه مذاکرات تعليق تمامي فعاليت هاي هسته ايي توسط ايران است حال شما چگونه با خارج شدن از تعليق شعار و درخواست مذاکره مي کنيد ايا اين رفتار شما خشم ديگران بر نمي تاباند و باعث نمي شود تا شما را جدي نگيرند . اگر مي خواهيد فن اوري هسته ايي را ادامه دهيد که ديگر مذاکرات معنا ندارد و همه فعاليت هاي فن اوري هسته ايي تماما و کلا از سر گيريد و اگر قصد داريد کم کم سوزن را به بدن اروپاه وارد کنيد تا انان درد کمتري احساس کنند سخت در اشتباه هستيد. بي ترديد در دقيقه 90 در واپسين ثانيه ها مجددا تعليق را اجرا خواهيد کرد و اما قادر نخواهيد بود هزينه و بودجه ايي را که صرف ندانم کاري خودتان کرده ايد باز گردانيد. يا زنگي زنگ يا رومي روم .
+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 14:12  توسط احمد نور  | 

پروزه يا به عبارتي قصه هسته ايي ايران وارد مرحله جديدي شد و بر خود تکليف ديدم تا به عنوان يک ايراني مسلمان و علاقمند و پايبند به نظام جمهوري اسلامي ايران مطالبي را به عرض مسولان و خصوصا دولت و رياست محترم جمهور برسانم. چرا که ممکن است نتوانيد راه رفته را ادامه دهيد و هم اينکه نتوانيد راه رفته را باز گرديد .

اجماع عليه ايران در ميان دولت هاي جهان به دليل فعاليت هاي هسته ايي در حال شکل گيري است و هم اينکه نظر سنجي افکار عمومي جهان در مورد ايران وارد مرحله جديدي شده است و دارند به گونه ايي عمل مي کنند که گويا اقدام عليه و يا در مورد ايران را به يک رفراندوم جهاني گذاشته اند.

روزنامه هاي و هفته نامه هايي که به چند زبان در انگلستان چاپ مي شود موضوع هسته ايي ايران را به بحث گذاشته اند و هر روز نظرات تعدادي از خوانندگان خود را منتشر و منعکس مي کنند و جهت گيري که در انتشار نظرات خوانندگان وجود دارد کاملا مشخص است که هم زمان با ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت افکار عمومي جهان نيز بر عليه ايران سوق داده خواهد شد.

ابهامي که براي من به عنوان يک ايراني وجود دارد و قادر نيستم تا براي ديگر مليت ها اين ابهام را رفع کنم اين است که اگر ما به فن آوري صلح اميز هسته ايي دست يافته ايم و قادر هستيم سوخت نيروگاه هسته ايي بوشهر را توليد و تامين کنيم پس چرا اين همه تند و عجولانه اقدام مي کنيم ما که در خصوص تامين سوخت نيروگاه هسته ايي بوشهر با روسيه قرارداد دو جانبه داريم بدين معني که روسيه سوخت نيروگاه را تامين مي کند و پس مانده و ضايعات سوخت را از ما باز پس مي گيرد و ما بايد ان را به کشور روسيه تحويل دهيم و در حال حاضر براي تامين سوخت نيروگاه هسته ايي بوشهر مشکلي نداريم و علاوه بر ان تا زمان راه اندازي نيروگاه بوشهر زمان و فرصت کافي نيز در اختيار داريم.

پس مي توانيم با به تعليق در اوردن فعاليت هاي هسته ايي فعاليت ديپلماتيک را گسترش و افزايش دهيم و از راه گفتگو با جهان مشکل عدم اعتماد را به سادگي حل کنيم.

ايا مي دانيد چرا و به چه دليل حضرت امام خميني (ره) در تير ماه 1367 قطعنامه 598 را پذيرفتند و به عنوان فرمانده کل قوا به رزمندگان اسلام فرمان اتش بس و عقب نشيني به مرز هاي قرارداد 1974 الجزاير را دادند.

به دليل اينکه کل نظام جمهوري اسلامي در معرض خطر قرار گرفته بود و دار دسته رجوي با همکاري و حمايت همه جانبه امريکا و اتش توپخانه عراق قصد تجاوز و ورود به خاک زرين وطن را داشتند و هم اينکه جنگ از جبهه نبرد توسط جنايتکاران بعثي به شهر ها و خانه هاي مردم کشيده شده بود و عراق هر روز با موشک باران و بمباران هوايي مردم بي گناه و بي پناه و غير نظامي رابه شهادت مي رساند و لذا امام(ره) تصميم گرفته اند تا براي حفظ نظام جمهوري اسلامي ايران و حفظ جان و مال مردم جنگ را پايان دهند. و اين جمله تاريخي که اين جام زهر را من نوشيدم اغاز گر و پايان دهنده ان پيام و دستور حضرت امام(ره) بود.

اما امروز متاسفانه نه امام (ره) در کنار ما است و نه  ان وحدت کلمه و اتحاد در بين مسولان و ما ايرانيان وجود دارد هر کس ساز خود را مي زند.

متاسفانه سخنراني هاي ريس جمهور محترم عليه موجوديت اسراييل نيز مزيد بر اين شده است تا افکار عمومي جهان با نگاهي ترديد اميز به ايران بنگرد اگر مشاوران و دوستان و همکاران ريس جمهور فکر مي کنند که از سخنان جناب دکتر احمدي نزاد در مورد موجوديت اسراييل توسطه افکار عمومي جهان حمايتي صورت گرفته است سخت در اشتباه مي باشند به دليل اينکه غالبا در جهان اين تفکر سالهاي سال است وجود دارد و گروهي در اروپاه نسبت به داستان هولوکاست واکنش و عکس العمل نشان مي دهند و با اظهارات جناب ريس جمهور محترم نيز انان از سخنان ايشان حمايت کردند و نمي توان اين حمايت را حتي به 20 درصد مردم جهان تسر ي داد.

به هر حال مغز کلام اين است که  اگر مي خواهيد در دقيقه 90 تسليم شويد  پس بهتر است الان با سياستي مدبرانه تعليق را ادامه دهيم و در عين حال به گفتگو با جهان بنشينيم  چرا که اگر در دقيقه 90 تسليم شويم انگاه تسليمي بي گفتگو و بي چون و چرا است ونه راه پيش داريم و نه راه پس و در هر مقطعي که هستيم بايد همانجا توقف کنيم . اگاه باشيم که توپ در زمين غربي ها نيست و اگر فرض بر اينکه توپ در زمين غربي ها باشد انان مي دانند چگونه و استادانه توپ را وارد دروازه ما کنند. از يک سوراخ دو بار گزيده نشويم.

اري اين راه سراشيبي بسيار تند و خطرناکي دارد .

 

ارادتمند   احمد عليپور     لندن

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 14:34  توسط احمد نور  | 

مدتي است که اصحاب قلم و مطبوعات و سايت هاي خبري و تحليلي در مورد انتخابات مجلس خبرگان رهبري و آرايش نيروهاي سياسي و مذهبي که قصد ورود به آزمون بزرگ انتخابات خبرگان را دارند نظرات و تحليل هاي متفاوتي ارايه مي کنند. اصلاح طلبان و بخشي از طيف وابسته به محافظه کاران و اصول گرايان معتقد هستند که حضرت ايت الله مصباح قصد فتح مجلس خبرگان را دارد و با فتح مجلس خبرگان آخرين خاکريز به دست تفکر منتسب به حضرت ايت الله مصباح در خواهد افتاد.
وقتي سخن از تحجر و واپس گرايي مي شود نمي دانيم کدام حزب و يا گروه و يا شخصي مورد خطاب است فقط مي خوانيم و مي شنويم که مراقب باشيد تحجر در راه است و صداي پاي تحجر و واپس گرايي مي آيد و وقتي از اصلاحات و اصلاح طلبي سخن به ميان مي آيد نمي دانيم روي سخن با کيست .امروز بسياري گروهها و سازمان و شخصيت هاي سياسي و مذهبي خود را اصول گرا و يا اصلاح طلب مي دانند در حاليکه تاکنون هيچکس نگفته است مانيفست اصلاح طلبي يا اصول گرايي که ايشان از ان دم مي زند و سخن مي گويد کجا است و نانوشته ايي که تاکنون هيچکس نه ان را خوانده است و نه بازخواني کرده است.
چه ان زمان که حضرت جحت اسلام سيد محمد خاتمي  بر صندلي رياست جمهوري تکيه زده بود اصلاحات نانوشته ايي بود که هرکس قرايتي به اندازه دانش و فهم خود از ان داشت و چه امروز که جناب دکتر محمود احمدي نزاد  بر صندلي رياست جمهوري تکيه زده اند کسي نمي داند مانيفست اصول گرايي چيست و هر کس به زعم خود اصول گرايي را تعريف مي کند. در دوران اصلاحات عده اي از اصلاح طلبان شعار عبور از خاتمي را سر داده بودند و عده ايي ديگر کيلومتر ها با خاتمي فاصله داشتند و ان عده ايي هم که با خاتمي همراه و همگام بودند هر بار به سمت طرف سنگين ان سوق داده مي شدند . و نه انان که قصد عبور از آقاي خاتمي را داشتند موفق به عبور از آقاي خاتمي شدند و نه انان که کيلومتر ها با خاتمي فاصله داشتند به ايشان نزديک شدند و تعبير جناب آقاي حجاريان قطار اصلاحات از ريل خارج شد و همه ناچار شدند تا از قطار اصلاحات پياده شوند.
و امروز نيز همان راه و روش در مورد اصول گرايان صادق است دايره اصول گرايان بسيار بزرگ شده است و يا اينکه اصلا از اول بزرگ بوده است .در قطار اصول گرايان نيز مسافران زيادي نشسته اند .اما چون اصول گرايي تاکنون نه تعريف شده است و نه مانيفستي دارد لذا نمي دانيم از مسافران نشسته در قطار اصول گرايي چه تعداد مسافر بليط قطار را دارند و چه تعداد ي از مسافران دزدانه و با نقاب اصول گرايي سوار بر اين قطار شده اند عينا مانند همان واقعه ايي که براي قطار اصلاحات بوجود امد براي قطار اصول گرايان نيز در شرف تکوين است .
متاسفانه تحليل گران و اصحاب قلم در ايران به جاي شفاف سخن گفتن با کلمات بازي مي کنند معمولا در يک مقاله تحليلي کلمات حکوکت مي کنند تا اينکه شفافيت وجود داشته باشد . وقتي بحث تحليل  انتخابات و نيروهايي را که قصد شرکت در انتخابات را دارند پيش مي ايد با به کار بردن کلماتي مانند اصول گرايان و محافظه کاران و اصلاح طلبان و مجمع روحانيون مبارزه يا مجمع مدرسين حوزه علميه قم يا جامعه روحانيت مبارزه و يا جامعه مدرسين حوزه علميه قم استفاده مي شود .اما وقتي بحث تحليل در مورد تفکراتي که مي خواهند در انتخابات خبرگان شرکت کنند از کلماتي مانند تحجر و يا واپس گرايي استفاده مي شود بدون انکه مخطاب مشخص و معلوم باشد .
در پرده سخن گفتن دردي را درمان نمي کند و برچسب زدن بر ديگران نيز راه پيروزي و موفقعيت را هموار نمي کند بلکه داشتن کارنامه ايي درخشان و قابل قبول نزد مردم است که مي تواند موفقعيت را به همراه داشته باشد.
از بکار بردن لغات مجعول و نامفعوم و بعضا دو پهلو خود داري کنيم و به جاي سرکوب عقايد ديگران خودمان را تعريف کنيم و بگويم که چه مي انديشيم نه اينکه يکديگر را به اتهامات عجيب و غريب محکوم کنيم .
اينکه بگويم امنيت در خطر است و گروهي قصد ناامني کشور را دارند راه حل نيست بلکه بايد گفت چه کساني قصد قصد و مقصود ناامن کردن کشور را دارند؟
و به جاي اينکه بگوييم سرچشمه قدرت در دست ديگران است و از يک ريس جمهور مکتبي به تنهايي کاري بر نمي ايد .بهتر است شفاف و بي پرده بگوييم منظور از سرچشمه قدرت چيست؟
يا به جاي اينکه بگوييم عده ايي قصد دارند کشور را به تحجر بکشانند .بگوييم اين عده چه کساني هستند؟
بهتر است آري بسيار بهتر به جاي پتک زدن بر ديوار ديگران خانه خودمان را آباد کنيم تا ديگران آبادي را لمس کنند .
به قول حضرت مولانا .
گوشم شنيد قصه ايمان و مست شد.         کو قسم چشم صورت ايمانم آرزوست.

ارادتمند  احمد عليپور انگلستان  لندن

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 1:11  توسط احمد نور  | 

نگاه و تحلیلی بر انتخابات پیش روی مجلس خبرگان.

در چند روز گذشته بحث مجلس خبرگان رهبری و ورود حضرت ایت الله مصباح یزدی به عنوان جناح مستقل از اصول گرایان شدت یافته است. اولین بار در آقای محبیان با ارایه تحلیلی (مصباح وارد می شود) جناح های سیاسی کشور را به سه گروه تقسیم کرد . اصلاح طلبان – اصول گرایان و طرفداران ایت الله مصباح یزدی را فعالان عرصه انتخابات خبرگان نامید و با توجه به فتح  شورا های اسلامی و مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری در حال حاضر به بدنبال فتح مجلس خبرگان رهبری هستند.

با مروری به گزیده سخنان جناب مصباح یزدی و شاگردان منتسب به ایشان تحلیل آقای محبیان بسیار نزدیک به واقعیت است و باید گفت آری حضرت ایت الله مصباح گام اول را برای ورود مستقل به انتخابات آتی خبرگان رهبری بسیار مصمم برداشته اند و شاگردان ایشان با برداشتن دو گام به جلو و یگ گام به عقب سعی در فراهم کردن شرایط  ورود مستقل حضرت ایت الله را دارند.

در هفته گذشته حضرت ایت الله مصباح یزدی در سخنانی که به حمایت از دولت و شخص ریس جمهور بیان داشتند .فرمودند مگر یک نفر چقدر می تواند مواظب باشد با یک ریس جمهور مکتبی نمی توان کاری کرد سرچشمه قدرت در دست دیگران است. حال باید از حضرت ایت الله سوال کرد سرچشمه قدرت در اختیار چه کسانی است چرا بی پرده سخن نمی گویید؟ قدرت و اختیارات نظام مقدس جمهوری اسلامی در چارچوب قانون اساسی تعریف شده است و سیاست کلی نظام جمهوری اسلامی بعد تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام و تایید مقام معظم رهبری جهت اجرا به ریس جمهور ابلاغ می گردد. و ایا سرچشمه قدرت به غیر دایره نظام در جایی دیگر است . ایا سرچشمه قدرتی را که شما می گویید در اختیار دیگران است نمی توانست از انتخاب جناب اقای احمدی نزاد ممانعت به عمل اورد. اگر انچه که حضرت ایت الله مصباح می فرمایند سرچشمه قدرت یعنی اینکه این سرچشمه می توانست همه کار بکند. پس اگر سرچشمه ایی وجود دارد در مکان درستی و در اختیار فرد عادلی است و دقیقا و تحقیقا مراقب و مواظب است تا حقوقی ضایع نشود و ضمنا در خصوص دولت و شخص ریس جمهور هم جای نگرانی وجود ندارد چون نزدیک به 27 سال است که در کشور ایران نظام جمهوری پا بر جا است و تاریخ ایران تاکنون پنج ریس جمهور به خود دیده است و مقام معظم رهبری به شایستگی بر همه امور نظارت و تسلط  کامل دارند و نیازی به مراقبت و مواظبت از ریس جمهور اسلامی ایران وجود ندارد چرا که قانون اساسی به صراحت و روشنی شرح وظایف و مسولیت های ریس جمهور محترم اسلامی ایران را بیان داشته است.

اگر به دنبال فتح سنگر خبرگان هستید بی پرده وارد عرصه رقابت شوید تا چهره ها برای مردم شناخته شوند و بدانند آیا دغدغه این آقایان ظهور امام زمان (عج) و خدمت به اسلام و مسلمین است یا کسب قدرت و  به قول خودشان فتح سرچشمه قدرت.

البته جای بسی خوشحالی و سرور است که نشان می دهد جمهوری اسلامی نظامی است که بر پایه های دمکراسی استوار است که برای فتح سرچشمه قدرت و بدست گرفتن سکان رهبری علنا وارد مبارزات انتخاباتی شوند در حالیکه به خوبی و روشنی می دانند از نردبانی که بالا می روند  تکیه بر دیوار رهبری نهاده است ولی انقدر ازادی هست که بتوان بدون ترس و هراس از افتادن از این نردبان بالا رفت . اما باید این برداران را نصیحتی کرد و به ایشان و شاگردان ایشان گفت که به زمین سفت می خورید و رهبر معظم و فرزانه انقلاب خانه در قلب تک تک مردم ایران دارد و همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند اجازه بدهید کشور با دو بال پرواز کند .

در پایان نیز سخنی کوتاه با حضرت ایت الله رفسنجانی دارم که دو هفته پیش فرمودند سربسته بگویم عده ایی می خواهند در کشور ناامنی به وجود بیاورند . اگر ایشان می دانند این عده چه کسانی هستند دیگر چرا سربسته بگویید علنا بگویید تا همه بدانند که این عاملان ناامنی چه کسانی هستند به جای ایجاد تشویش و نگرانی به مردم و جامعه امید تزریق کنیم و همه را به اتحاد و همدلی فرا بخوانیم . این دولت و ریس جمهور پرورش یافته مکتب همین انقلاب است و در دامن همین انقلاب پرورش یافته و آموخته است .

در کشوری که علنا برای فتح مجلس خبرگان رهبری وارد عرصه انتخابات می شوند دیگر سربسته سخن گفتن ندارد . به قول حافظ . فاش می گویم از گفته خود دل شادم
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 19:10  توسط احمد نور  | 


آفريقاي جنوبي

بلاروس

بلغارستان

عراق

فيليپين

مالزي

روسيه

آمريكا


+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 5:5  توسط احمد نور  |