تبليغاتX
یادداشتهای مهاجر - احمد علیپور - لندن
بررسی و نقد ناهنجاریهای اجتماعی و فرهنگی و تبدیل ناهنجاریها به هنجار
آخرین غروب غم انگیز زمستان فردا پایان می یابد امید وارم که با اغاز فصل بهار غم از خانه هایمان رخت بندد و شادی را نشسته بر روی چهر ه های خندان و دل های شاد ببینیم. امید دارم تا صدای پای امید در هر کوچه و برزن به گوش برسد و امید دارم تا زنگ خانه هایمان اهنگ رقص و پایکوبی مردان و زنان ایرانی شود. ارزو دارم تا کودکان و نوجوانان و جوانان و سالمندان لباس نو بپوشند و خود را از درون و بیرون نو کنند. آرزو دارم تا هنگام گفتن عیدت مبارک لبخند شادی بر چهر داشته باشیم و از اینده هراسی نداشته باشیم. ارزو دارم تا دیگر شب معنی سکوت ندهد . ارزو دارم تا اتحاد و همدلی نه بر روی کاغذ که در دل داشته باشیم. بیا با من همراه شو بیا با من هم گام شو بیا تا دست همدیگر را به گرمی بفشاریم. بیا تا عطر گل را نه از گل که از کلاممان بیفشانیم. بیا با هم مهربان باشیم . بیا ای برادر من هم مانند تو عاشق ایران ام بیا ای خواهر من هم مانند تو دینم اسلام است بیا ای هموطن من هم مانند تو مولای ام علی است. بیا تا باور کنیم یکدیگر را بیا تا برای هم سرود محبت سر دهیم . بیا تا بی کینه با هم سخن بگوییم . بیا تا غم ها را دور بریزیم.
بیا تا گرد هم حلقه زنیم و دست هایمان را در دست هم گره زنیم . بیا فردا زندگی را از نو آغاز کنیم. بیا تا فردا غم دیروز را فراموش کنیم. بیا تا با یک هدف اینده را اباد کنیم. بیا تا از فردا اتحادمان را مستحکم کنيم.
بيا همه با هم يک صدا با خدا راز و نياز کنيم. ايز منان را هم کلام صدا کنيم.
بيا تا خدا را اينگونه خطاب کنيم. اي نزديکتر از نفس ام به من اي نزديک تر از من به من و اي حافظ جان و مال و دنيا و اخرت من مرا از من غافل مکن مرا بر نفس ام مسلط کن. مرا يک دم به حال خودم رها مکن .اي نزديکترين رفيق به من و اي نعمت دهنده بي منت عنايت کن مرا .اي ايزد منان من امروز عيد است و نوروز است .ملت ايران را با هم همدل و يک دل و متحد کن. دشمنان دين و ملت و کشور ايران را رسوا کن . خيا نت گران در هر مقامي را نزد ملت رسوا کن. خادمين را در پيش ملت سرفراز کن . ما را با هم مهربان کن و متحد کن.

فرا رسيدن سال 1385 را به يکا يک ملت ايران تبريک عرض مي کنم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 5:7  توسط احمد نور  | 

در سال 1370 با مصوبه هيت دولت وقت ساعت رسمي کشور  هر سال در اولين روز بهار به جلوه کشيده مي شد و در اولين روز پاييز مجددا به جاي سابق خود باز مي گشت . جلو اوردن ساعت به ميزان يک ساعت براي صرفه جويي در برق و استفده بهينه از وجود نور خورشيد به دليل بلند بودن روز بود که بسياري از کشورهاي جهان با فرا رسيدن بهار اقدام به جلو کشيدن ساعت خود به ميزان يک ساعت مي نمايند. و با توجه به اقدام دولت هاي قبل مبني بر جلو کشيدن ساعت رسمي کشور به ميزان يک ساعت فاصله زماني في مابين ايران و ديگر کشور ها به دليل اينکه کشور هاي ديگر نيز اقدام به جلو کشيدن ساعت رسمي خود مي کنند به صورت استاندارد باقي مي ماند .
مغازه داران و شرکت ها و کارخانجات به  جهت اينکه ساعت رسمي کشور يک ساعت به جلو کشيده مي شد ساعات کاري خود را در طول روز و با استفاده از بلند بودن روز تنظيم مي کردند.و طبيعي است که مصرف برق به طور چشمگيري کاهش مي يافت و نيازي به روشن کردن چراغ و لامپ براي ايجاد روشنايي نبود و چون در شش ماه اول سال طول روز بين 12 تا 14 ساعت است و با کشيده شدن ساعت رسمي کشور به جلوه مردم عملا يک ساعت زودتر از خواب بر مي خاستند و در پايان کا يک ساعت زودتر به منزل مي رفتند لذا عملا از بلندي روز و نور خورشيد استفاده بهينه مي شد . حال فرض بر اينکه هيچ نظريه کارشناسي در مورد صرفه جويي در برق با تغيير ساعت رسمي کشور وجود ندارد . ايا نظريه کارشناسي وجود دارد که نشان دهد که با تغيير ساعت کشور  اشکلاتي در سيستم اداره کشور به وجود امده است . براستي چرا بايد با اقداماتي ناشايست و خارج عرف و اداب سياسي و اجتماعي بخواهيم با عملکرد دولت هاي قبل مخالفت کنيم اين ميز و اين قدرت به هيچ کس وفا ندارد . و خيالتان راحت باشد که شما نيز همچو گذشتگان بايد اين تشکيلات را به دولت بعدي که توسط مردم انتخاب مي شود واگذار نماييد . به اين نوع اقدام مي گويند لجبازي .

احمد عليپور

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 20:51  توسط احمد نور  | 

یک نفر پوست موزی بر زمین دید گفت وای که باید دو باره زمین بخوریم.

 

بدیهی است که اگر ملتی همواره به پشت سر خود بنگرد وضع خوبی نخواهد داشت و نگاه کردن به پشت سر نشانه مثبت و مفیدی نیست.مردم سلامت و کشورهای موفق همواره در زمان حال به اقدام می پردازندو به سوی آینده می نگرند.اما شخص و یا ملتی که به گذشته می نگرد بدین دلیل است که از اینده هراس دارد و با نگاه به گذشته قصد دارد تا اندازهایی با افکار گذشته زندگی کند.

 

یکی از علل عمده عقب ماندگی ما نگاه به گذشته و زندگی با افکار گذشته است . اجازه بدهید تا در این نوشتار خودمان را نقد کنیم و با صراحت و لسان باز تری سخن بگوییم . تمدن 2500 ساله را یدک می کشیم و مدعی هستیم اولین پادشاه ایران زمین کورش منشور سازمان ملل را نگاشته است و شعر شاعر قرن ششم هجری (سعدی) بر سر در سازمان ملل نوشته شده است.اما هیچگاه از تجربیات این تمدن 2500 ساله بهره ایی نبردیم و فقط به آن بالیده ایم و با تفکر و آثار گذشته زندگی کرده ایم.

 

احتمالا این نوشتار من در اخرین روز سال 1384 و در استانه ورود به سال 1385 منشر خواهد و بسیاری از صاحب نظران و اندیشمندان با نگرانی به سال 1385 می نگرند و با توجه به انچه که در این چند ماه رخ داده است سال جدید را سالی مخاطره امیز و پر فراز و نشیب پیش بینی می کنند . و مانند همان فردی می اندیشند که وقتی پوست موزی را بر زمین دید گفت  وای که باید دو باره باید زمین بخوریم کسی به فکر بر داشتن پوست موز از روی زمین نیست بلکه این اماده گی را دارند که بر روی پوست موز بروند و زمین بخورند.

 

ما ملت ایران موفق شدیم به رهبری حضرت امام خمینی (ره) در سال 1357 انقلاب اسلامی را به ثمر بنشانیم و برای حفظ دستاورد های انقلاب اسلامی و حفظ هویت و ارزشها یمان در مقابل خواسته های نامشروع و تحمیلی مخالفین داخلی و خارجی انقلاب مقاومت کنیم .از تصرف و اشغال سفارت امریکا گرفته تا جنگ با ضد انقلاب در کردستان و خوزستان  و جنگ تحمیلی و 8 سال دفاع مقدس همه به خاطر حفظ دستاوردهای انقلاب و تثبیت هویت و ارزشهایمان بود. در ان روز ها کسی ما را به رسمیت نمی شناخت و هر روز نقشه و توطیه ایی برای شکست و سرنگونی دولت انقلاب بر روی میز ابر قدرت های جهان ترسیم می شد تا اینکه همه گان پذیرفتند که ملت ایران خواهان تدوام راه انقلاب و معمار بزرگ ان است و انقلاب ما و دولت انقلاب را به رسمیت شناختند و توطیه و نقشه های علنی برای سرنگونی ان دست برداشتند.و ما نیز در جهت برقراری روابط دوستانه اقدام نمودیم از ان روز 27 سال می گذرد و جهان کشور ایران را به عنوان یک کشور تاثیر گذار و قدرتند در منطقه پذیرفته است و امروز قادریم تا از طریق مذاکره به خواسته ها و حقوق مان دست یابیم و می توانیم آهسته و پیوسته راهمان را ادامه دهیم و هیچ نیازی به دادن سرعت کاذب نداریم و  لزومی ندارد تا برای اینکه به جهانیان ثابت کنیم که ملت ایران از حقوق و حق مسلم خود نخواهند گذشت هر دم انان را وارد صحنه کنیم .در ایران به طور میانگین هر سال یک انتخابات برگزار می شود و مردم نیز برای انتخاب نمایندگان مورد علاقه خود و یا ریس جمهور مطلوب خود به پای صندوق های رای می روند و همه جهانیان نیز این حرکت ملت ایران در انتخابات را نظاره می کنند دیگر لزومی ندارد تا هر بار بهک استان و شهرستان سفر کنیم و مردم را در ورزشگاهها گرد هم جمع کنیم تا به جهان ثابت کنیم که ملت ایران بدنبال حق مسلم خود است و از ان دست بر نمی دارد و اجتماع مردم سعی کنیم روزهای اول انقلاب را در اذهان تداعی کنیم و وانمود کنیم که ملت ایران با شرکت در انتخابات سوم تیر و با رای به اقای احمدی نزاد انقلاب سومی را به ثمر نشاندند در حالیکه ارای کسب شده توسط اقای احمدی نزاد فارغ از همه اما و اگر های ان به میزان 5 میلیون از ارای اقای سید محمد خاتمی کمتر بوده است و هیچگاه اقای خاتمی انتخابات دوم خرداد را انقلاب دیگری نخواندند بلکه گفتند مردم با شرکت در انتخابات دوم خرداد و رای ایشان  وفاداری و التزام خود به انقلاب و نظام را تایید کردند و خواهان اصلاحات در ارکان و اجزا حاکمیت هستند.

کشاندن مردم به ورزشگاه برای شنیدن سخنان ریس جمهور نیازمن صرف هزینه های فراوانی است که در هیچ کجا ثبت نخواهد شد .ایا جنا ریس جمهور محبوب ما نمی توانند هر هفته از طریق رادیو و یا تلویزیون با مردم کشور سخن بگویند .مانند دیگر کشور ها که روسای انها هر هفته یک بار در نطق رادیویی و یا تلویزیونی خود گزارش عملکرد خود را به شنوندگان اطلاع می دهد و روز بعد از سخنرانی روزنامه ها و رسانه ها به نقد گزارش ناطق می پردازند .

به عقیده نگارنده و همانطور که حضرت ایت لله رفسنجانی در نیمه دوم سال 1368 فرمودند ترمز انقلاب را باید بکشیم و از بوق زدن های مکرر خودداری و پرهیز کنیم .جهانیان با ارزشها و اهداف و اصول انقلاب اسلامی ملت ایران کاملا اشنا هستند و لزومی به یاد اوری ندارد بلکه باید برای رسیدن به اهداف انقلاب که همانا ایجاد رفاه اجتماعی و تامین مسکن و ایجاد اشتغال و رعایت ازادی فردی و اجتماعی تک تک ملت ایران است تلاش کنیم و در عین نگاه به اینده برای حال اقدام کنیم و از بازگشت به گذشته  خودداری و پرهیز کنیم . کشاندن مردم به ورزشگاهها به منظور نشان دادن حضور مردم به جهانیان اساس حضور مردم را لوث می کند و دیگر یک سناریوی تکراری می شود.عکس ها و تصویرها و گزارشات و اخبار راه پیمایی عاشورای 1357 و استقبال از ورود حضرت امام (ره) در 12 بهمن و تشیع پیکر پاک  امام راحل در 14 خرداد 1368 و تشیع پیکر مجاهده نستوه حضرت ایت الله طالقانی همه جهانیان را شگفت زده کرد تا جایی که بعد گذشت چندین سال از این رخداد ها وقتی رهبر کاتولیک های جهان (پاپ جان پل ششم) در واتیک در گذشت صحنه های حضور مردم کاتولیک در واتیکان را با واقعه رحلت امام(ره) مقایسه کردند اجازه دهید تا همچنان حضور ملت ایران در کنار ارزشهای انقلاب با صلابت و جاوید و زنده باشد نه اینکه جهانیان گمان کنند برای ملت ایران تماشای یک بازی فوتبال و سخنرانی ریس جمهور تفاوتی ندارد صرفا از این فرصت  برای تفریح و اتلاف وقت و تعطیل شدن مدارس وتعطیل شدن محل کار خود استفاده می کنند . سخن گفتن با مردم بسیار خوب و شایسته است اما در جهانی که برقراری ارتباط با مردم از طریق رسانه های تصویری و صوتی و نوشتاری وجود دارد و برای دریافت نامه های مردم هم ایمیل (پست الکترونیکی ) و هم پست عادی وجود دارد دیگری لزومی ندارد تا برای دریافت نامه های مردم که اغلب درخواست های اجتماعی در جهت رفع کمبودها است شخصا مراجعه کنیم .ضمنا اگر تصور می کنیم ممکن است افرادی باشند که قادر به تامین تمبر مورد نیاز برای ارسال و یا پست نامه خود را نداشته باشند که می توانیم نامه هایی را که به ادرس دفتر ریس جمهور ارسال می شود رایگان اعلام کنیم.اما از مردم استفاده ابزاری نکنیم که این کار عواقب خوشا

یندی را بدنبال نخواهد داشت.

 

در پایان فرا رسیدن سال جدید را تبریک عرض می کنم و امیدورام سال 1385 سالی پربار و سرشار موفقعیت و پیروزی و بهروزی برای ملت و دولت ایران باشد.

 

احمد علیپور

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 6:12  توسط احمد نور  | 

امروزاز درخواست عبدالعزيز حکيم از مقامات ايران را در مورد پذيرش مذاکره ايران با امريکا در مورد عراق را از طريق رسانه ها اطلاع يافتم . و سپس پاسخ مثبت ايران که از طريق اقاي لاريجاني اعلام شده است را نيز از طريق سايت انتخاب جويا شدم . فارغ از اينکه بدون رعايت تشريفات ديپلماسي و اينکه بايد سخنگوي وزير امور خارجه خبر پذيرش درخواست  مذاکره در مورد عراق با امريکا را اعلام نمايد و چرا اقاي لاريجاني بايد اقدام  به اعلام خبر نمايند .

در دوران رياست جمهوري اقاي سيد محمد خاتمي شرايط مذاکره با امريکا در مورد چالش ها و مشکلات في مابين ايران و امريکا  کاملا فراهم شده بود و حتي چندين جلسه مقامات دو کشور در سطح کارشناس و مدير کل در وين به مذاکره نشستند و حتي در چند جلسه نمايندگاني از سازمان ملل نيز حضور داشتند . اما وقتي که موضوع مذاکره مقامات ايراني با مقامات امريکايي در سطح رسانه ها بازتاب پيدا کرد بالافاصله مخالفين مذاکره با امريکا دست به قلم شدند و روزنامه هاي کيهان و جمهوري اسلامي و جام جم که در ان زمان  تحت مديريت اقاي لاريجاني بود انچنان نسبت به موضوع مذاکرات واکنش نشان دادند که  بسياري تصور کردند همين فردا سفارت امريکا در تهران افتتاح خواهد شد و روابطه در همين چند روز اينده برقرار مي شود در حاليکه زمينه و موضوع مذاکرات در مورد دو کشور افغانستان و عراق بود و اصلا در خصوص موضوعات و اختلافات ديرينه ايران و امريکا نه سخني به ميان امده بود و نه قرار بود مذاکره ايي صورت گيرد.
اما امروز هنوز چند ساعتي بيش از درخواست عبداعزيز حکيم نگذشته بود که جناب لاريجاني بي درنگ با اين درخواست نظر موافق جمهوري اسلامي را اعلام داشتند .
اين دو گانگي در سياست چگونه ارزيابي و تحليل مي کنيد. چه بخواهيد از درون حاکميت به مسله بنگريد و چه ديگران بخواهند از بيرون به مسله نگاه کنند نحوه تصميم گيري داراي اشکلات و نواقص زيادي است .
1- به چه دليل ما بايد با امريکا در مورد عراق به مذاکره بنشينيم . همين لان مقامات امريکايي مرتبا حکومت ايران را به مداخله در امور داخلي عراق متهم مي کنند و حتي رامسفلد وزير دفاع امريکا علنا اعلام داشته است که بخشي از مواد منفجره و سلاح هايي که در اختيار شعيان است توسط حکومت ايران به داخل عراق ارسال مي شود . شما چگونه حاضر شده ايد در مورد انچه که اتهامات امريکا به ايران در مورد عراق است به مذاکره بنشينيد .اما حاضر نشديد در مورد دارايي هاي ايران که 27 سال است در امريکا و بانک امريکايي بلوکه شده است به مذاکره بنشينيد و شما چگونه حاضر شده ايد و قبول کرده ايد به خاطر مردم عراق به مذاکره با امريکا تن دهيد اما حاضر نشديد در مورد تحريم هاي امريکا که سال ها است بر ملت ايران تحميل شده است و خسارات فراوان جبران ناپذيري را برملت ايران وارد کرده است با امريکا مذاکره کنيد .يکي خساراتي که از بابت تحريم امريکا به ايران تحميل شده شهادت 100 خبرنگار و تصوير بردار و روزنامه نگار و شهادت بهترين فرزندان اين اب و خاک شهيد کاظمي و ياران او بود.

2- اگر نگاه تان به مذاکره با امريکا با نگاه به اينده است و تا شايد گشايشي براي اينده ايجاد شود و بتوانيم با مقامات امريکايي بطور مستقيم و بدون واسطه در مورد مسله فن اوري هسته ايي و موضوع تحريم ها و بلوکه بودن دارايي هاي ايران در بانک هاي امريکايي است به مذاکره بپردازيم امري است شايسته و قابل تقدير اما چرا بايد راهي را که مي توانستيم ساده تر برويم ان را طولاني کنيم و ان را دور بزنيم شرايط مذاکره با امريکا در دوران رياست جمهوري بيل کليتون کاملا محيا و فراهم بود اما انچنان مانع تراشي کرديم که اقاي خاتمي عطايش را به لقايش بخشيد.

به هر تقدير اينگونه نگاه به سياست به مانند يک بام و دو هوا است . و انان که به ما مي نگرند از رفتار و روش هاي ديپلماسي ما قدري حيرت و تعجب مي کنند. و بي ترديد اين انديشه بارور ميشود که پذيرش مذاکره با امريکا به منظور نزديکي به اين کشور است تا وارد شدن به مبحث مذاکرات راه را براي برقراري رباطه باز کنيم
ما نيز از اين اقدام حمايت مي کنيم و ارزوي توفيق براي هيت مذاکره کننده با امريکا اميدواريم تا گشايشي در برقراري رابطه و حل مشکلات و کدورت هاي ديرينه في مابين اين دو کشور ايجاد شود و اميدواريم تا اين بار منتقعدين و مخالفين مذاکره با امريکا قلم خود را در جهت حمايت از اين مذاکرات به کار گيرند .

احمد عليپور

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 3:46  توسط احمد نور  | 

 سلام: آتش يکي از بهترين نعمت هاي خدواند است که به انسان ارزاني داشت. آتش قابل پرستش نيست بلکه قابل احترام است . آب و اتش دو عنصر حياتي براي انسان و همه موجودات زنده هستند . گل ها که بوي و عطري خوش و چهره ايي زيبا دارند از دو عنصر مهم اب و اتش تغذيه مي کنند . اما همين اب و اتش هم زيان هايي دارند مانند اتش کينه و نفرت و اتش ناداني که امروز  ما را در چنبره خود گرفته است . اگر با اتش عشق و ايمان و دوستي به اطرافمان نگاه کنيم هيچگاه از روي اتش نفرت سخن نخواهيم گفت و ديگران را نه منفور مي نماييم و نه نالايق خطاب مي کنيم . اتش کينه و نفرت ابتدا صاحب ان را مي سوزاند و سپس جرقه هايش بر ديگران اصابت مي کند. اما اتش عشق و ايمان و دوستي اگر صاحب خود را بسوزاند جهاني را اباد مي کند .چرا که هر جرقه اش هزاران عاشق بي باک مي سازد که در راه ترويج عشق و دوستي تلاش مي کنند .
چهارشنبه سوري تا انجا که من مي دانم اتش کينه و نفرت را از ادمي دور مي کند و اتش عشق و دوستي و ايمان را جايگزين مي کند . اقاي ابطحي در وب نوشت خودشان به زبيايي در يک جمله مغز کلام را گفته اند .
اري به سنت ديرينه چهارشنبه سوري برگرديم . و اتش را همانگونه که نياکان ما کشف کردند پاس داريم نه انگونه که کينه توزان و جاهلان از ان بهره مي برند . چاقو در دست کدبانوي خانه گوشت و مرغ را به تکه هاي کوچکتر تقسيم مي کند و در دست قاتلي جان انساني را مي ستاند. هر نعمت و وسيله ايي که در جهان هستي مورد بهره برداري انسان قرار مي گيرد داراي احترام و ارزش است و احترام و ارزش ان نوع و نحوه استفاده و بهره بردن از ان است . پس اتش را متهم نکنيم بلکه بايد نااهلان و انان که تخم و بذر تنفر و کينه را مي پاشند از خودمان دور کنيم .
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 13:51  توسط احمد نور  | 

اجماع عليه ايران به سرعت در حال شکل گيري است و امريکا از مدت ها پيش يار گيري خود عليه ايران را آغاز کرده است و تيم خود را با نام شوراي امنيت سازمان ملل وارد زمين بازي با ايران کرده است و هر روز با اظهارات و تهديدها و اتهامات جديد عرصه را بر ايران تنگ تر مي کند . اجماعي که امروز بر عليه ايران در جهان بوجود امده است به مراتب بدتر از اجماعي است که در دوران حکومت بعث و صدام حسين بر عليه عراق بوجود امده بود . در اجماع عليه عراق کشورهاي المان -فرانسه- چين و روسيه يا شرکت نداشتند و يا مخالف بودند و يا بي طرف بودند اما در مورد ايران هر چهار کشور ياد شده به نوعي مواضع تند و گاها خصمانه عليه ايران اتخاذ کرده و مي کنند و هر چهار کشور ياد شده به نوعي در پرونده هسته ايي ايران درگير بودند و امريکا اين بار ماهرانه موفق شد تا بدون اينکه خودش به پاي ميز مذاکره با ايران بياييد ديگر کشور هاي تاثير گذار را به پاي ميز مذاکره با ايران گسيل داشت و با سياست و ديپلماسي ماهرانه انان را وادار کرد تا نقطه نظر و ديدگاه هاي امريکا را به ايران منتقل کنند و هر بار که مذاکرات ايران با هر کدام از کشورهاي تاثير گذار با شکست روبرو مي شد امريکا فرياد بر مي اورد که ايران  در پي اتلاف وقت و بازي کردن است و کشورهاي طرف مذاکره با ايران چون خود را پاي ميز مذاکره مي ديدند لذا بلافاصله عليه ايران مواضعي همسو و يکسان با امريکا اتخاذ مي کردند و اين شد که امريکا موفق شد بدون اينکه حتي يک بار در پاي ميز مذاکره با ايران بنشيند  ايران را به لبه پرتگاه برده است .

فصل دوم و يا به عبارتي سناريو مرحله دوم سياست هاي امريکا اغاز شده است .
1- با وارد کردن اتهامات پي درپي در خصوص دخالت ايران در عراق و اينکه ايران با نفوذ در بين شيعيان عراق با انان اسلحه و مواد منفجر مي دهد در نظر دارد تا شرايط رواني عليه ايران را در بين مردم امريکا و جهان فراهم کند. از روزي که پرونده ايران توسط ازانس انرزي اتمي به شوراي امنتيت سازمان ملل ارجاع شد به طور متوسط هر روز يکي از مقامات عاليرتبه امريکا  اتهاماتي را به ايران وارد مي کند.
2- ملت ايران منسجم تر مي شوند: چند روزي است که روزنامه ها و رسانه هاي اروپايي و امريکايي با بيان اين موضوع که هرگاه فشار خارجي به ملت  ايران از طرف بيگانه وارد شده است انسجام دولت و ملت بيشتر شده است . در حاليکه اين فقط و صرفا يک مانور است تا در صورت حمله احتمالي امريکا و متحدانش به ايران انجام گرفت و در صورتي که  حمله نظامي به ايران طولاني شد علت ان را انسجام ملت و دولت بنامند و توجيه ايي براي طولاني شدن جنگ داشته باشند.

3- تجربه عراق و اينکه بعد از سرنگوني صدام کماکان جنگ ادامه دارد و هر روز تعدادي از مردم بي گناه عراق در اتش جنگ ناخواسته قرباني مي شوند .امريکا را بر ان داشته است تا ذهن مردم جهان را از طريق تبليغات رواني اماده يک جنگ طولاني با ايران نمايد و اين مجوز و بهانه ايي مي شود تا سالهاي متمادي ايران را درگير يک جنگ خانمان سوز کند.

اما تاريخ در مورد ما ايرانيان چگونه قضاوت کرده است: با نگاه به تاريخ صدساله گذشته ما ايرانيان به اين حقيقت پي خواهيم برد که به  غير از انقلاب اسلامي که به رهبري زعيم علي قدر حضرت امام خميني (قدس الله نفس الزکيه) که منجر به سرنگوني حکومت و خاندان پهلوي گرديد در هيچ کجاي تاريخ صد ساله ايران دولت ها و حکومت ها توسطه مردم ايران تغيير نيافته است و دخالت و حضور نيروهاي بيگانه اين تغيير و تحول انجام شده است . نمونه ان تبعيد رضاه شاه و به سلطنت نشستن محمد رضا شاه که توسطه انگليسي ها و اعيادي انها صورت گرفت و يا سرنگوني دولت ملي مصدق که توسطه دولت امريکا و انگلستان و با همکاري اعيادي انها و از طريق کودتا انجام شد . به جز تاريخ 25 انقلاب اسلامي ايران در هيچ کجاي تاريخ صد سال گذشته ملت ايران هيچ نقشي در تعيين دولت هاي حاکم نداشته اند .

تجاوز به خاک ايران: به جز جنگ 8 ساله ايران و عراق که حتي يک متر از خاک ايران در اشغال متجاوزان قرار نگرفت و با همت و تلاش سلحشوران 8 سال دفاع مقدس از تماميت ارضي کشور دفاع و حراست شد . در طول صد سال گذشته هر گاه بيگانگان به خاک کشورمان چشم داشته اند و ان را مورد تجاوز بي رحمانه و ناجوانمردانه خود قرار داده اند بخش و يا قسمتي از خاک ايران از ان جدا شده است که اخرين بار جدا شدن استان بحرين از سرزمين ايران بوده است.

در طول جنگ 8 ساله و دفاع مقدس  اتحاد و همبستگي تاريخي بين ملت ايران به رهبري امام (ره) وجود داشت و همه نيروهاي سياسي وفادار به نظام جمهوري اسلامي در دفاع از انقلاب اسلامي و خاک ايران اسلامي  حضوري چشمگير داشتند و هيچکس خانه نشين نبود و هر کس با هر بينش و عقيده و مرامي در زير چتر بزرگ معمار کبير انقلاب به تلاش و فعاليت  خود ادامه مي داد . اما امروز شکاف بزرگي در بين نيروهاي سياسي و مذهبي کشور ايجاد شده است تا انجا که حتي به حريم بزرگاني همچون ايت الله رفسنجاني  هم رحم نمي کنند و انتشار سي دي و نوار و جزوه هاي گوناگون سعي در تخريب اين يار و شاگرد امام را دارند.
به هوش باشيم اگر قرار است از تماميت ارضي کشور و انقلاب اسلامي و اهداف بزرگ انقلاب د مقابل تجائوزات خارجي و زورگويي بيگانگان  بيگانگان دفاع شود بايد به سرمنزله مقصود که همانا اتحاد و همدلي همه نيروهاي انقلاب بوده است برگرديم در غير اين صورت اگر پرده بر افتد نه تو ماني و نه من.

احمد عليپور

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 15:8  توسط احمد نور  | 

نحوه گفتمان و اظهار نظر در مورد ايران به سرعت در حال تغيير است . جک استروا وزير امورخارجه بريتانيا در آخرين اظهار نظر که در مصاحبه با شبکه 4 راديو بي بي سي (لندن) بيان داشته است که اقدام نظامي عليه ايران غير قابل تصور نیست . در حاليکه تا چندي پيش ايشان قاطعا اظهار مي داشت که به هيچ وجه اقدام نظامي در دستور کار قرار ندارد. به بياني ساده تر اين اظهار نظر يعني تعديل در سياست هاي انگلستان و اينکه اقاي جک استروا امروز 13 مارچ يک برنامه سخنراني در مرکز استراتزيک دارد که در اين سخنراني ملت ايران را خطاب قرار مي دهد. اينکه اقدام نظامي به هيچ وجه در دستور کار نيست تا هرگونه اقدام نظامي عليه ايران غير قابل تصور نیست دو ديدگاه کاملا متفاوت است . انگليسي ها معمولا  بيان کلمه SORRY (معذرت مي خواهم) براحتي از کنار يک موضوع مي گذرند و انتظار دارند تا مخاطب نيز معذرت خواهي انان را بپذيرد . وتغيير و چرخش ديدگاه و سياست انگلستان در مورد ايران و اينکه اقدام نظامي عليه ايران غير قابل تصور نیست يک نوع  بيان sorry است و يعني اينکه ناچارا و عليرغم خواسته يمان دست به چنين اقدامي زديم و براي خودمان هم غير قابل تصور بود اما خوب راهي ديگر وجود نداشت.
البته هر دو طرف درگير خواسته يا ناخواسته دارند به سمت بحران و تشديد ان به پيش مي روند و غرب به رهبري امريکا و با در اختيار داشتن تمامي امکانات و بسيج ان و با در اختيار داشتن ديپلماسي قوي و امکانات مالي بسيار موفق شده است تا حتي بسياري از دوستان ايران را نيز گرد خويش جمع کند تا جايي که حتي دولتمردان عراق که ساليان درازي مهمان ايرانيان بوده اند از هر گونه اظهار نظر در مورد موضوع هسته ايي ايران خودداري مي کنند و حتي حماس  و رهبران تازه به قدرت رسيده فقط  براي بحران در پيش روي ايران دعا کنند و افغانستان که حتي از ترس امريکا سفر ريس جمهور خود به ايران را به بهانه ايي منتفي کرد.
البته در داخل يران نيز نحوه گفتمان و اظهار نظر تغيير کرده است و نگراني در سخنان و چهره دولتمردان مشهود است . تا قبل از ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل دبيرمحترم شوراي امنيت ملي و مسول محترم پرونده هسته ايي ايران با قاطعيت  بيان داشتند که امريکا محال است به ايران حمله کند و اين فقط يک جنگ تبليغاتي است .اما امروز ايشان با دوربرگردان در بيان سياست هاي خود اعلام داشته اند که انها هم از حمله به ايران آسيب خواهند ديد . مانند اين است که کسي براي دزدي مشت بر شيشه اتومبيلي بکوبد و کوبيدن مشت و شکستن شيشه دست دزد اسيب ببيند و خون بيايد ولي موفق به شکستن شيشه اتومبيل شده است و در نهايت يا اتومبيل را مي دزد و با خود مي برد و يا اينکه لوازم داخل ان را خالي مي کند . حال کدام يک بيشتر آسيب ديده اند دزد اتومبيل يا مالک اتومبيل؟ اينکه انها آسيب مي بينند امري مسلم است اما به چه قيمتي.
حال که مي خواهيد راه خودتان را برويد و متعقد هستيد که موضوع فن اوري صلح اميز هسته ايي يک مسله ملي است و به تک تک مردم ايران وابسته است و همه از پير و جوان و خرد و کلان و مرد و زن خواهان دست يافتن به فن اوري هسته ايي هستند و موضوع فن اوري يک مسله ملي است . موضوع را به ملت واگذار کنيد و ان را به يک رفرنداوم بگذاريد و اجازه بدهيد تا ملت ايران در يک اقدام نمادين نظر خود را کتبا و رسما به همه جهانيان و دولتمردان ايران اعلام کند . واقعا اگر متعقد به اين هستيد که ملت ايران از اين حقوق خود دست نخواهد کشيد و شما نيز مصرانه خواهان کسب حقوق ملت هستيد  به رفرندوام در خصوص فن اوري هسته ايي رجوع کنيد . مي توانيد اينگونه براي ملت توضيح دهيد.

 جوانان دانشمند شما در عرصه فن اوري هسته ايي به موفقعيت هاي چشمگيري دست يافته اند و ما موفق به غني سازي اورنيوم در حجم تحقيقاتي ان شده ايم و در اينده و نيز هم اکنون به  اورنيوم غني شده براي تاسيس و راه اندازي نيروگاه هاي اتمي که با سوخت اورنيوم غني شده  فعاليت مي کنند نياز داريم . اما متاسفانه  ازانس انرزي اتمي و امريکا و کشورهاي اروپايي با ادامه فعاليت ايران در  زمينه تکنولوزي هسته ايي به شدت مخالف هستند و پرونده ايران را نيز جهت اقدامات شديدتر به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع داده اند و در پي اين ارجاع شوراي ممکن است شوراي امنيت سازمان ملل اقدامات شديدي را از جمله تحريم هاي هوشمند و تحريم هاي اقتصادي را عليه ملت و کشور ما اعمال کند و احتمال اينکه درگير جنگي ناخواسته با انان شويم وجود دارد .
لذا موضوع فن اوري هسته ايي را به رفرندوام و راي ملت ايران مي گذاريم و در صورتي که شما ملت ايران  راي به ادامه راه داديد ما راهمان را ادامه مي دهيم و اگر شما ملت ايران خواهان توقف و تعليق همه فعاليت هاي  فن اوري هسته ايي بوديد دولت شما  مذاکرات خود را با ازانس و سه کشور اروپايي و امريکا در خصوص تعليق تمامي فعاليت هاي فن اوري هسته ايي  ادامه خواهد داد و تمامي فعاليت هاي فن اوري هسته ايي به مدت پنج سال متوقف خواهد شد.
ايا بهتر نيست در موضوع فن اوري هسته ايي وزن و موقعيت خود را محک بزنيم و سنجش کنيم . ايا همه ملت با روش شما موافق هستند . اينرا به رفرندوام بگذاريد تا بعدا مجبور نشويد بر روي ويرانه هاي جنگ و يا تحريم خواهان تعليق و .... بشويم .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 15:7  توسط احمد نور  | 

مدتي است که شعار انرزي هسته ايي حق مسلم ما است به يک شعار ملي تبديل شده است و هر جا که ريس جمهور محترم براي سخنراني و يا بازديد تشريف مي برند با شعار انرزي هسته ايي حق مسلم ما است از ايشان استقبال مي کنند و سپس ريس جمهور نطق هاي آتشين خود را ايراد مي فرمايند و در هنگام سخنراني از مردم سوال مي کنند .
خسته شده ايد ؟ و مردم يک صدا فرياد مي زنند نه خسته نشده ايم و مجددا ريس جمهور محترم از مردم سوال مي کنند پس کي خسته است و مردم يک صدا فرياد مي زنند دشمن و دو باره ريس جمهور مي پرسند دشمن کيست؟ و مردم پاسخ مي دهند امريکا و شعار مرگ بر امريکا طنين اندازه محيط اطراف مي شود و ريس جمهور از مردم مي خواهد تا هر چه در توان دارند و با همه وجود شعار بر امريکا را تکرار کنند و مردمي که به استقبال ايشان امده اند به اين درخواست ريس جمهور لبيک مي گويند.
پس تا اينجا علاوه بر اينکه شعار انرزي هسته ايي حق مسلم ما است بايد شعار مرگ بر امريکا را هم حق مسلم خودمان بدانيم و از اين پس بگوييم مرگ بر امريکا حق مسلم ما است.
امروز شعار حق مسلم ما است در بر گيرنده بسياري از خواسته هاي مردم شده است و حتي با شعار حق مسلم ماست لطيفه هاي زيبايي نيز ساخته شده است و ملت لطيفه پرور ايران با اين شعار لطيف هاي زيادي ساخته اند که طنز پردازان مي توانند با جمع اوري اين گونه لطيف ها کتابي چند جلدي با عنوان فرهنگ حق مسلم ما است را منتشر کنند که بي ترديد يکي از پرفروش ترين کتاب هاي تاريخ انتشار خواهد بود .
اما براستي در مقابل اين حق مسلم ما است چه حقوق مسلمي را که هم اکنون داريم از دست خواهيم داد. و ايا بايد براي بدست اوردن يک حق مسلم حقوق مسلم ايي را که قبلا بدست اورده ايم از دست بدهيم.
هنوز که نه پرونده ايران به شوراي امنيت رفته است و نه تحريمي در مورد ايران تصويب شده است و به رواني ساده تر هنوز نه به بار است و نه به دار است نزديک به چند هزار کارگر کاخانجات بخش خصوصي در استانه اخراج قرار دارند و تعدادي از کاخانه داران به دست اوردن اين بهانه  حقوق چندين ماه کارگران خود را پرداخت نکرده اند. وضعيت در صنعت ساخت و ساز ساختماني با رکود و بحران روبرو شده است و به همين دليل کور هاي اجر پزي جنوب تهران که از محرومترين مناطق تهران است يکي پس ديگري تعطيل مي شوند و کارگران خود را اخراج مي کنند و اغلب کارگران  کوره هاي آجرپزي نه از حق بيمه برخوردارند و نه در چارچوب نظام مالياتي کشور قرار دارند بلکه کارگراني روزمزد هستند که حقوق خود را به صورت هفتگي دريافت مي کنند. براي اين کارگران حق مسلم اين است که اين کوره ها فعال باشند و انان در انجا شاغل باشند تا بتوانند امرار معاش کنند.
در استان زنجان و شهر صنعتي قزوين و بويين زهرا و ماهدشت که بيش از 80 درصد کارخانجات وابسته به بخش خصوصي است با بحران بيکاري مواجه هستند و به علت اينکه اغلب اين کارخانجات وابسته به صنعت ساختمان مي باشند و در حال حاضر قادر به فروش محصولات خود نيستند لذا در انديشه تعديل و اخراج نيروي کار خود مي باشند که حتي تعدادي از کارخانجات نيروي کار خود را به حدود 50 درصد کاهش داده اند.
در استان خوزستان و مرکز استان که شهرستان اهواز مي باشد و هم چنين شهرهاي ابادان و خرمشهر به علت ترس مردم از تکرار بمب گذاري توسط عوامل بيگانه و خود فروختگان فعاليت اقتصادي به حالت رکود در امده است .

در صو.رتي که پرونده هسته ايي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع شود  و حتي اگر تحريمي عليه ايران صورت نگيرد با بحران اقتصادي شديدي روبرو خواهيم شد که جبران ان تا سالهاي متمادي غيرممکن و بعيد است.

ممکن است دوستان و منتقعدين اين تحليل بگويند ايران تجربه تحريم را دارد و از ان سربلند بيرون امده است .
بايد عرض کنم که ما از تحريم سربلند بيرون نيامديم به دليل آن صنعت هوايپمايي کشور است که با بحران جدي سقوط هواپيما و کشته شدن و شهادت بهترين و موثرترين فرزندان اين اب و خاک منجر شده است از سرلشکر ستاري تا سردار بزرگ سپاه اسلام شهيد کاظمي و تا شهادت خبرنگاران و تصويربرداران همه از بحران جدي در صنعت هوايي کشور به دليل اعمال تحريم هاي است که عليه ايران صورت گرفته است. و در بخش صادرات ما قادر به صدور انبوه کالا به کشورهاي اروپايي و امريکا که در حال حاضر بزرگترين بازار مصرف جهاني است را نيستيم در حاليکه اگر مي توانستيم به اروپاه و امريکا صادرات غير نفتي داشته باشيم بي ترديد نيمه از در امد ارزي کشور از محل صادرات غير نفتي به اين دو قاره تامين مي شد. هنوز ارزش پول ملي ما به ارزش واقعي خود نرسيده است در حاليکه اگر تحريم ها نبود امروز پول ملي ما مي توانست به عنوان يک ارزش جهاني در معاملات پولي تاثير گذار باشد.
اما اگر مي خواهيد امروز را با سالهاي اول انقلاب مقايسه کنيد سخت در اشتباه هستيد .به دليل اينکه در سالهاي ابتدايي انقلاب و تا سال 1367 اغلب کارخانجات و مراکز توليدي در اختيار و تحت مديريت و سيطره دولت بود و با اينکه اغلب کارخانجات فعال در ان دوران که نه تنها سود دهي نداشتند بلکه زيان دهي داشتند اما با کمک دولت و با پرداخت سوبسيد و از طريق استقراض به بانک هاي کشور که همگي نيز دولتي بودند اين کارخانجات اداره مي شدند .
اما امروز بيش از 70 درصد از کارخانجات دولتي ان دوران به بخش خصوصي واگذار شده است و در ضمن دولت هم از ان درامد و پول را که بخواهد تزريق ان به پيکر اين گونه کارخانجات از تعطيل شدن انها جلوگيري کند ندارد . و بانک ها نيز هنوز موفق به دريافت طلب ان دوران خود از دولت نشده اند. به امار نگاهي بيندازيد ببينيد دولت به چه ميزان به بانک مرکزي بدهکار است و هر سال با انتقال ان به چندين حساب دولتي فقط ان را به چند بخش تقسيم مي کند بي انکه از مبلغ بدهي کسر شود . البته در دولت اقاي خاتمي تلاش بسياري صورت گرفت تا بدهي دولت به بانک مرکزي به حداقل کاهش يابد اما به توفيق چنداني دست نيافتيم.
در پايان در ان دوران زندگي کوپني به يک زندگي معمولي و عادي تبديل شده بود که بازگشت به زندگي ان دوران امري غيرممکن و محال است به دليل اينکه فاصله طبقاتي در ايران بسيار افزايش يافته است .
حال که تصميم گرفته ايد به هر قيمتي به حق مسلم ما است دست يابيد مراقب باشيد حقوق مسلمي را که داريم از دست ندهيم.

احمد عليپور

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 15:22  توسط احمد نور  | 

لايحه بودجه سال 1385 از طرف دولت نهم به مجلس هفتم ارايه شده است و بعد از موضوع پرونده هسته ايي ايران از اهميت بسياري برخوردار است و موفقعيت و انجام تهعدات دولت نهم در گرو تصويب لايحه بودجه است.
به عقيده من  بهتر است مجلس با درايت بيشتري به لايحه بودجه دولت عنايت داشته باشد و لايحه بودجه را از منظر اقتصادي بنگرد و بايد سعي کرد وارد شدن به مباحث سياسي در خصوص لايحه بودجه پرهيز کرد.
البته دولت نهم تاکنون برنامه هاي اقتصادي خود را ارايه نکرده است و هنوز نگفته است که چگونه مي خواهد به اهداف و شعارهاي  خود که از جمله فقر زدايي و ايجاد اشتغال و افزايش درامد اقشار کم درامد است برسد .

انچه که لايحه بودجه سال 1385 را از لوايح  بدوجه دولت هاي پيشين متمايز مي کند افزايش 60 درصدي بودجه عمراني و افزايش 42 درصدي بودجه به در امد نفتي است که کارشناسان نسبت به هر دو افزايش 60 درصدي بودجه عمراني و 42 درصدي به درامد هاي نفتي انتقاد و اعتراض دارند .

انتقاد به افزايش بودجه 60 درصدي بودجه عمراني کشور در زماني سازنده و منطقي است که تمامي پروزهاي عمراني بر اساس برنامه هاي زمان بندي شده در پروزه هاي عمراني پيشرفت کرده باشد و به عبارتي ديگر پروزه هاي عمراني با کمترين اتلاف وقت و حداقل  عيب و نقص در حال پيشرفت باشد که متاسفانه اينگونه نيست . امروز بيش از 2000 پروزه نيمه تمام و يا هنوز عمليات اجرايي ان اغاز نشده و يا اينکه بر روي کاغذ نوشته شده است در کشور وجود دارد که بيش از 50 درصد از پروز هاي عمراني کشور به علت کسر بودجه در بايگاني وزارتخانه ها و يا سازمان برنامه و بودجه خاک مي خورند که تعداد زيادي از اين پروز ه ها فقط بر روي کاغذ نوشته شده است و هيچگاه به مرحله اجرا و عملياتي نرسيده است. حدود 20 درصد از پروزه هاي عمراني در حال اتمام است که 70 تا 95 درصد از کارهاي عملياتي و اجرايي ان پايان پذرفته است و در صورت تامين بودجه مورد نياز پروزهاي ياد شده تمامي 20 درصد پروزهاي ياد شده به بهره برداري مي رسند و 30 درصد از پروزه هاي عمراني بين 10 درصد تا 50 درصد عمليات اجرايي ان انجام شده است که نزديک به 20 درصد اين نوع پروزه هاي عمراني به علت کسر بودجه و يا کارشناسي غلط در ابعاد فني و مهندسي ان و يا در ارزش گذاري ميزان بودجه  با عدم موفقعيت روبرو بوده است .
به عنوان نمونه وزارت کار و امور اجتماعي در سال 1376 با هدف ايجاد اشتغال در روستاها و شهر هاي و استان هاي محروم کشور اقدام به تاسيس و راه اندازي کارگا ه هاي کوچک با ظرفيت ايجاد اشتغال براي 5 تا 15 نفر نيروي انساني کرد که تاکنون فقط تعدا دو کارگاه  ان به بهره برداري رسيده است که يکي در استان سيستان و بلوچستان مي باشد و ديگري در استان خراسان شمالي اما در راه  ساخت و احداث و اجراي عمليات ساخت اين نوع کارگاه ها که تعداد ان بسيار زياد است دلال هاي بسياري به نان و نوايي رسيدند که تا ان روز محتاج نان شب خود بودند.
افزايش بودجه عمراني از 11 هزار ميليارد تومان به 18 هزار ميليارد توامان کاملا منطقي و اصولي و کارشناسي است به دليل اينکه.
1- پروزهايي که بين 70 تا 95 درصد عمليات اجرايي ان به اتمام رسيده است با تامين بودجه مورد نياز صد در صد اين پروزه ها به اتمام خواهد رسيد و مورد بهره برداري قرار خواهد گرفت که پايان يافتن عمليات اجرايي هر پروزه و بهره برداري از ان اشتغال نيز ايجاد خواهد شد و دولت مي تواند به بخشي از اهداف و شعارهاي و برنامه خود دست يابد و نيرو و توان خود را در بخش هاي ديگر به کار گيرد.
2- پروزه هايي که بين 10 تا 50 درصد عمليات ان انجام شده است راه اندازي خواهد شد و با راه اندازي اين پروزه ها علاوه بر ايجاد اشتغال سرمايه هاي راکد که به علت کسر بودجه متوقف شده است مجددا به جريان مي افتد و به علت اينکه بخش زيادي از اين پروزه ها در مناطق محروم کشور است لذا با راه اندازي انها اعتماد عمومي به دولت و اينکه دولت نهم قصد عملي کردن و اجرايي کردن شعارهاي خود را دارد افزايش مي دهد.

3-پروزهايي که تا امروز فقط بر روي کاغذ رسم شده اند و هنوز هيچگونه فعاليت عملي و اجرايي انها اغاز نشده است مي تواند با تامين بودجه مورد نظر و کار کارشناسي مجددا و بررسي اين نوع پروزه هاي عمراني در صورتي توجيه اقتصادي داشته باشد عمليات اجرايي انها اغاز و در صورتي که توجيه اقتصادي  نداشته باشد به کلي از سيستم عمراني کشور حذف مي شود.

به عقيده من نگاه دولت نهم به بودجه نگاهي واقع بينانه و منطقي بوده است و دولت نهم قصد ندارد تا با تامين بودجه فقط پروزه ها را زنده نگه دارد بلکه قصد دارد با افزايش 60 درصدي بودجه عمراني کشور پروزه ها را به اتمام رسانده و يا اينکه فعال کند.
در مورد افزايش 42 درصدي بودجه در وابستگي به نفت اقدامي منطقي و کارشناسي از سوي دولت صورت گرفته است به دليل اينکه ما در طول 16 سال گذشته هيچ منبع مالي قوي را جايگزين درامدهاي نفتي نکرديم و حتي قادر به اجراي قانون دريافت ماليات از مشاغل هم نبوده ايم و متاسفانه به علت وجود سيستم رابطه ايي بسياري از مشاغل از پرداخت ماليات فرار مي کند و هيچ اهرمي هم براي دريافت ماليات از اين افراد به جز اينکه  ممنوع الخروج شوند و يا اينکه اموالشان توقيف شود وجود ندارد که بعضا اين گونه افراد با انتقال دارايي هاي خود به نام فرزند و همسر از پرداخت ماليان به انواع مختلف شانه خالي مي کنند.
نگاه همان را به لايحه بودجه سال 1385 واقع بينانه و منطقي کنيم و به لايحه بودجه دولت راي مثبت دهيم من تصور مي کنم دولت در بخش اقتصادي در صورتي که لايحه پيشنهادي بودجه ارايه شده به مجلس راي مثبت بياورد  موفق خواهد بود.

احمد عليپور

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 15:9  توسط احمد نور  | 

پرونده هسته ايي ايران از امروز وارد مرحله جديد و احساسي مي شود که به تعبير سخنگوي وزارت خارجه ايران آقاي اصفي مذاکرات با اروپاه ثانيه ايي به پيش مي رود اما بايد گفت که از امروز اقدامات عليه ايران به سرعت به پيش خواهد رفت و ما فقط نظاره گر ديگران خواهيم بود يا اينکه بايد به انچه که تصويب مي کنند گردن نهيم و يا اينکه  بدون توجه به مصوبات شوراي امنيت راه و سياست خودمان را پيش بگيريم .
پيش بيني اينکه در اينده چه اتفاقي رخ داد کار چندان دشواري نيست تاريخ در مورد عراق يک بار ديگر در حال تکرار شدن است با اين تفاوت که اشغالگران عراق در مدت اشغال عراق تجارب بيشتري کسب کرده اند و حال اگر بخواهند سناريوي عراق را با کشور ديگري اجرا کنند از اموخته هاي خود در عراق سود خواهند برد.
هيچکدام از اشغالگران عراق به خاطر مردم  و دفاع از دمکراسي به عراق نيامدند و اصلا برايشان مهم نيست که چه بلايي به سر مردم عراق امده است و يا در اينده خواهد امد. اينکه در عراق چند هزار نفر کشته شوند و هر روز  مردم عراق از شيعه و سني و کرد و عرب در عزاي عزيزي به سوگ نشسته باشند دل هيچکدام از اشغالگران را بدرد نمي اورد .شايد در بوق و کرنا تاسف خود را از وقايع عراق بيان کنند اما عملا مي بينيم که براي ايجاد ارامش در عراق هيچ اقدام عملي صورت نمي گيرد . اينکه فردا در عراق جنگ داخلي صورت بگيرد و در نهايت کشور عراق به سه بخش سني نشين و شيعه نشين و کرد نشين تقسيم  شود نير خواست دولت امريکا است . اگر به ياد بياوريد قبل از حمله امريکا به عراق بحث تقسيم عراق به سه کشور مطرح شده بود که به علت مخالفت ترکيه  اجراي ان متوقف شد اما امروز از طريق جنگ داخلي قصد عملي کردن طرح مذکور را دارند.
اما در مورد کشور خودمان ايران و روند مذاکرات هسته ايي با سه کشور اروپايي و روسيه .
بي ترديد مسولان عاليرتبه نظام بر اين موضوع که گرداننده و مديريت موضوع هسته ايي ايران در اختيار امريکا است واقف هستند  و مي دانند که هيچ کدام از طرف هاي مذاکره با ايران از اختيار  کافي براي توافق رسيدن با ايران  برخوردار نيستند و پيوسته مشاهده کرده ايم که هر بار پس از مذاکره با ايران يکي از طرف هاي مذاکره کننده براي ارايه گزارشات خود پيرامون مذاکرات با ايران راهي امريکا شده است و يا اينکه امريکا ييها پشت درب مذاکرات منتظر شنيدن نتايج ان بوده ند و سپس نظر و ديدگاه خود را بيان داشته اند و هميشه امريکاييها زودتر از مذاکره کنندگان اروپايي و روسي اظهار نظر کرده اند و مواضع خود را اعلام نموده اند .
واقعا اگر متعقد هستيم که امريکا مانع دست يافتن ايران به يک توافق عادلانه با اروپاه و روسيه است . که حتما هست. و مي دانيم که بدون حضور امريکا امکان دست يافتن به هيچ توافقي امکان پذير نيست .
پس چرا از همان روز ابتدا درخواست نکرديم تا امريکا نيز به جمع مذاکره کنندگان بپيوندد و اين شرط را که بدون حضور نماينده امريکا حاضر به مذاکره در خصوص موضوع هسته ايي يمان نخواهيم بود نگذاشتيم.

هنوز هم دير نشده است تمامي فعاليت هاي هسته ايي يمان را براي مدت شش ماه به حالت تعليق در اوريم و به ميز مذاکره بر گرديم مشروطه بر اينکه نماينده امريکا نيز در اين مذاکرات حضور داشته باشد. فکر مي کنم با اعلام اين پيشنهاد هم عزت ملي را حفظ کرده ايم و هم اينکه از رفتن پرونده ايران به شوراي امنيت جلوگيري کرده يم و هم اينکه امريکا را از پشت پرده و گارگرداني موضوع هسته ايي خلع کرده ايم و بي ترديد نتايج بهتري نصيب مان خواهد شد .

اميدوارم همه ما در جهت حفظ منافع ملي کشور و عزت ملت ايران و استمرار جمهوري اسلامي تلاشي شايسته و در شان ملت ايران داشته باشيم.

احمد عليپور

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 16:28  توسط احمد نور  | 

يا سخن دانسته گو اي مرد عاقل يا خموش

  خبرگزاري انتخاب : تا آنجا که نگارنده به خاطر می آورد، حضور استاد مصباح تنها در ابتدای انقلاب در مناظره های تلویزیونی که شهید بزرگوار حضرت ایت الله بهشتی و جناب دکتر عبدالکریم سروش با رهبران حزب توده و فداییان خلق داشتند، مشهود بود و بعد از ان دیگر از اقای مصباح خبری نشد، تا حدود 16 سال پیش که ایشان ارام ارام وارد صحنه شد.

۸ اسفند ماه ۱۳۸۴    ساعت : ۵۹ , ۱۲
خبرگزاري انتخاب :
داستان شکفت انگیز نیم خیز شدن حضرت ایت الله مصباح یزدی در محضر حضرت امام(ره)  سوالات بی شماری را پیش روی دوستداران امام (ره) قرار می دهد.و ابهام را نسبت به این گونه نقل قول ها افزایش می دهد . حضرت امام خمینی(ره) در پایان وصیت نامه الهی و سیاسی  خودشان حاشیه ایی مرقوم فرمودند که به شرح زیر است .

ممکن است بعد از من مطالب و سخنانی را به من نسبت بدهندکه مربوطه به من نباشد و من برای جلوگیری از این کار اعلام می نمایم . آنچه به خط خود من نگارش شده است و یا اینکه نوار ان موجود باشد و یا اینکه (مرحوم)احمد (خمینی) ان را تایید و گواهی نماید و در غیر این سه مورد مطالب نسبت داده شده به من متعبر و قابل اعتماد نمی باشد.                (  حاشیه نوشته شده در صفحه اخر وصیت نامه الهی و سیاسی حضرت امام که توسط حضرت ایت الله خامنه ایی در 15 خرداد 1368 در صحن مجلس خبرگان قرایت شد.)

حال چرا و به چه دلیل این همه از امام و نام ایشان هزینه می کنند معلوم نیست.

اگر آقای مصباح از بنیان گذاران انقلاب اسلامی بوده اند و حتی بر حضرت امام (ره) و بزرگانی که رنج انقلاب را تحمل کرده اند تقدم داشته اند که دیگر نیازی به هزینه کردن از امام راحل نیست .

اما اگر مریدان و دوستان و شاگردان استاد مصباح این همه به استاد خویش عشق می ورزند . ایا می توانند فقط یکی از دیدارهای استاد خودشان را با رزمندگان جبهه های جنگ در دوران جنگ تحمیلی و دفاع مقدس را به مردم ایران معرفی کنند وحتما این گونه دیدارها دارای نوارهای صوتی و تصویری می باشد.و ایا این عزیزان می توانند اعلامیه و دست نوشته ایی از استاد مصباح ارایه نمایند که در دوران انقلاب و در دفاع و تشویق مردم به حرکت انقلاب اسلامی کمک کرده باشد.

کاروان های بی شماری از روحانیون  برای تقویت روحیه رزمندگان اسلام به جبهه های حق علیه باطل می امدند و بزرگان سرشناسی از قم و مشهد برای دیدار و سخنرانی برای رزمندگان اسلام حتی تا نزدیکی خط مقدم هم تشریف می اوردند .ایا حضرت ایت الله مصباح و شاگردان دیروز ایشان و مریدان امروز ایشان که سنگ انقلاب را به سینه می زنند  چند بار برای دیدار با رزمندگان اسلام به جبهه های دفاع مقدس تشریف برده اند.

تا آنجا که نگارنده به خاطر می آورد، حضور استاد مصباح تنها در ابتدای انقلاب در مناظره های تلویزیونی که شهید بزرگوار حضرت ایت الله بهشتی و جناب دکتر عبدالکریم سروش با رهبران حزب توده و فداییان خلق داشتند، مشهود بود و بعد از ان دیگر از اقای مصباح خبری نشد، تا حدود 16 سال پیش که ایشان ارام ارام وارد صحنه شد.

انقلاب اسلامی ایران نه ارث پدری کسی است و نه انقلاب به کسی بدهکار است و اگر هم هر تلاشی برای پیروزی ان صورت گرفته است در حیطه وظایف افراد بوده است . دلیلی ندارد تا به دنبال ورقه های پاره هایی بگردید تا کسی را به انقلاب وصل کنید و یا اینکه او را به حاشیه برانید .طبق فرموده امام راحل ملاک هرکس حال افراد است .و لزومی ندارد تا برای موجه جلوه دادن سخنانی که شاید هیچ پایه و اساسی ندارد از امام راحل هزینه کنیم .

پیشنهاد می کنم لطفا به این گونه اظهار نظر ها پایان دهید و اگر می خواهید نظریه و دیدگاهی را به جامعه اسلامی ایران تحمیل کنید بهتر است با نام و عنوان خودتان این کار انجام دهید و لزومی ندارد تا با استفاده گزینشی از سخنان امام (ره) قصد داشته باشید ثابت کنید که ان بزرگوار برای رای مردم مشروعیتی قایل نبودند .

حضرت امام صراحتی مثال زدنی در بیان نظرات خود داشتند و اگر به یاد بیاورید در مقابل پیشنهاد رفراندوم که جمهوری دمکراتیک اسلامی هم به رای گذاشته شود . فرمودند فقط جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر چنین شخصیت بزرگی نیازی به سخن گفتن دو پهلو و یا در لفافه نداشت و براحتی دیدگاه و سخن و نظریه خود را بیان می داشتند . یادمان باشد که حضرت امام بنیان گذار تدریس فلسفه ملاصدرا در حوزه علمیه قم بودند که نسبت به تدریس فلسفه ملاصدرا مخالفت ها و مقاومت های زیادی صورت گرفت .

پس باید  اقایان و بزگوارانی که می خواهند  نظرات امام (ره) را تبین کنند بدانند که نظرات امام بسیار شفاف و روشن است و اگر هم می خواهند خاطره ایی را از امام (ره) تعریف نمایند حاشیه وصیت نامه الهی و سیاسی ایشان را بخوانند.

در دوران مبارزات مردم مسلمان ایران در سال 1357 اعلامیه ها و بیانیه های بسیاری از سوی فعالان سیاسی و مذهبی منتشر می شد و گاهی اوقات به امضا و نام بسیاری از بزرگان قم و مشهد و تهران مزین می شد که می توان به بیانیه 26 دی ماه 1357 که در حمایت از خروج محمد رضا پهلوی از ایران منتشر شد و هم چنین به اعلامیه بزرگان قم در حمایت از ورود امام(ره) به ایران اشاره کرد و تحصن روحانیون قم و تهران در مسجد دانشگاه تهران .

اما در هیچکدام از این  اتفاقات و در زیر هیچکدام از اعلامیه های دوران مبارزات با شکوه مردم ایران نامی از استاد مصباح دیده نمی شود.البته شاید به دلیل اینکه استاد مصباح در ان موقع تحت تعقیب ساواک بودند و ناچار شدند خطالرسم خود را در ظرف سه روز تغییر دهند حتما بنا بر احتیاط با نام مستعار اعلامیه ها و بیانیه ها را امضا می فرمودند و یا ممکن است به دلیل اینکه در کوهستان زندگی می کردند به قلم و کاغذ دسترسی نداشتند.

به هر حال امیدوارم دوستان و مریدان و شاگردان  حضرت استاد مصباح بدانند برای نسبت دادن هر مطلب و موضوعی به امام راحل باید مستند به سند باشد و خوشبختانه حضرت امام (ره) نه خط الرسم خود را تغییر دادند و نه صدایشان را بلکه در طول حیات پر برکت شان پیوسته رای و نظر مردم احترام می گذاشتند و فرمودند . میزان رای ملت است و فرمودند مجلس در راس امور است.

امام(ره) می فرمایند حاکم (ولی فقیه) می تواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است در موقعی که ان قرارداد مخالف مصالح کشورو اسلام باشد یک جانبه لغو کند و می فرمایند احکام اولیه اسلام مقدم بر احکام فرعیه است حتی نماز و روز و حج.                  16 دی ماه 1366

ایا رای مردم به حاکم در چارچوب احکام فرعیه است و اگر این چنین است کدام یک از علمای بزرگ اسلام از صدر اسلام تاکنون رای مردم و بیعت با مردم را جز احکام فرعیه اسلام خوانده و برشمرده است. به همین دلیل بعد از شهادت حضرت علی(ع) هیچکدام از امامان شعیه با حاکمان بیعت نکردند به دلیل اینکه حکومت این حاکمان غصبی و غیر قانونی بود و بیعت و رای مردم را به همراه خود نداشتند. حضرت امام در هیچ کجا نفرمودند که رای مردم جز احکام فرعیه است و در صورت لزوم می توان رای و بیت مردم را باطل نمود.

اگر دوستان و مریدان و شخص استاد مصباح قصد دارند تا اندیشه های امام را به چالش بکشند و انچه را که می اندیشند به امام نسبت دهند با استناد به احکام اسلام سخن بگویند نه اینکه با انتخاب گزینشی از فرمایشات امام(ره) و نقل و بیان خاطرات مبهم ذهن جوانانی را که با اندیشه های امام راحل اشنایی کمتری دارند مشوش و مغشوش کنند.

انشالله از این پس اگرقصد داشتیم اندیشه هایمان را بیان کنیم شفاف و بدون استفاد و یا هزینه کردن از نام و اندیشه های معمار بزرگ انقلاب به این کار مبادرت ورزیم . و در غیر این صورت خاندان و وابستگان و مریدان و شاگردان و یاران امام خمینی(ره) به صحنه خواهند امد و اجازه نخواهند داد تا بیش از این از اندیشه های ان بزرگوار سو استفاده شود. یادتان باشد که تنها شما نیستید که می توانید دسته و گروه در خیابان راه بیندازید دیگران هم این توانایی را دارند اما برای حفظ مصالح انقلاب و نظام دم فرو بسته اند و کمتر سخن می گویند. وگرنه تعداد شما بسیار بسیار کمتر از دلسوخته گان و یاران امام(ره) است.

*احمد علیپور


نظرات كاربران :

با تشکر از نويسنده. به نظر بنده برخي طرفداران آقاي مصباح حتي اگر امام خميني امروز حاضر شوند و مخالف نظرات آنان اظهار نظر کنند باز هم تسليم حرف حق و منطق نمي شوند بنابراين دليل آوردن براي چنين کساني بي فايده است.

خدا یارتان باد حرف دل عاشقان و دلسوختگان انقلاب را بیان فرمودید . خوبست آقای مسعودی هم که این روزها در حمایت از خط فکری استاد مصباح احساس تکلیف می کنندبیشتر به فکر خطر دشمنان خارجی که اصول ومبانی اسلام و تشیع را نشانه گرفته اند باشند وبیش از این داغ یاران وشیفتگان امام  را تازه نکنند . والسلام

دست مریزاد آقای علیپور...
نمی دانم چرا آقایان فکر می کنند که مردم و دلسوختگان واقعی آنان و وارثان واقعی مکتب حقیقی خمینی، نمی توانند پاسخی شایسته رفتارها آقایان داشته باشند! زهی خیال باطل!!! امیدوارم آن لحظه کارد به استخوان رسیدن را نبینیم...



 
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 18:25  توسط احمد نور  | 

آقاي سيد مصطفي تاج زاده در مقاله ايي با عنوان از حماس بياموزيم که در سايت امروز به چاپ رسيده است. مقايسه مساحت ايران با سرزمين فلسطين و با تمجيد از رفتار مردان جوان حماس و اينکه در عين پافشاري بر ارمان ها و عقايد و اصول و اجراي احکام شريعت در نظر دارند تا به جهانيان نشان دهند که به ازادي هاي فردي و عقايد ديگران احترام مي گذارند.

آقاي تاج زاده با عنوان کردن اين که مردان فهيم حماس با درج مقالات در روزنامه ها و هفته نامه هاي اروپاه و امريکاه ضمن بيان عقايد خود و دفاع از دمکراسي  از حق مسلم مردم فلسطين براي داشتن کشور و سرزميني مستقل دفاع مي کنند .

آيا ما بايد از حماس بياموزيم  و يا اينکه از خودمان بياموزيم . وقتي هنوز سازماني به نام حماس وجود نداشت و حتي رهبران ان متولد نشده بودند . ما در عرصه جهاني داراي جايگاه و شخصيتي ممتاز بوديم اگز بخواهيم فقط به تاريخ معاصر ايران نگاهي بفکنيم خواهيم ديد که مرداني همچو اميرکبير  براي استقلال  و قطع دست اجانب چگونه تلاش مي کرد و همين امير کبير  اولين مدرسه را در ايران بنيان گذاشت يا قايم مقام فراهاني و يا ايت الله مدرس و ايتالله کاشاني و دکتر محمد مصدق و حضرت امام خميني.

چرا نبايد از خودمان بياموزيم  و با نگاه به تجربيات گذشته راه براي ايندگان و نسل حاضر هموار کنيم.
اگر به امار و ارقامي که توسط سازمان برنامه و بودجه منتشر شده است نگاهي بيندازيم خواهيم ديد که 20 درصد جمعيت کشور مالک 75 درصد ثروت و درامد کشور هستند و 40 جمعيت مالک 3 درصد ثروت و در امد کشور هستند و 40 درصد ديگر مالک 23 درصد ثروت و درامد کشور مي باشند.

در حاليکه در سال 1369 و 1370 طبق امار منتشر شده سازمان برنامه و بودجه 23 درصد جمعيت کشو.ر مالک 53 درصد ثروت و درامد کشور بودند و 77 دصد جمعيت کشور مالک 47 درصد ثروت و درامد کشور بودند.
اما با گذشت نزديک به 16 سال 80 درصد جمعيت کشور فقط مالک 25 درصد ثروت و درامد کشور هستند. يعني اينکه توضيح ناعادلانه ثروت از سال 1369 تاکنون سير صعودي داشته است و نه تنها متوقف نشده است بلکه اين ناعدالتي ادامه يافته است.
پس به جاي اينکه ديگران را الگويي براي پيشرفت خودمان قرار دهيم از خودمان بياموزيم . در ابتداي انقلاب اسلامي ايران بيش از 50 درصد مردم هند از غذا و مسکن مناسب برخوردار نبودند. ولي امروز فقط کمتر از 20 درصد جمعيت 900 ميليوني هند از غذا و مسکن مناسب برخوردار نيستند در حاليکه کشور هند  داراي بالاترين قوميت و تعدد مذهب است و از منظر و نظر دمکراسي و رعايت حقوق همه مذاهب مورد تحسين جهانيان قرار دارد .

بهتر است به جاي اينکه از ديگران بياموزيم خودمان را مورد ملامت قرار دهيم که هر گاه بر اريکه قدرت نشستيم و سوار شديم به فکر اعمال و اجراي نظرات و عقايد شخصي خودمان بوديم .

بيايم خودمان را نقد کنيم و کتاب عملکرد خودمان را ورقه بزينم و خود اموزي را از خودمان بياموزيم .هر چند شايد الان ديگر دير باشد اما هرگاه ماهي را از اب بگيريم تازه است .

احمد عليپور

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 17:25  توسط احمد نور  |