فرا رسيدن سال 1385 را به يکا يک ملت ايران تبريک عرض مي کنم.
احمد عليپور
یک نفر پوست موزی بر زمین دید گفت وای که باید دو باره زمین بخوریم.
بدیهی است که اگر ملتی همواره به پشت سر خود بنگرد وضع خوبی نخواهد داشت و نگاه کردن به پشت سر نشانه مثبت و مفیدی نیست.مردم سلامت و کشورهای موفق همواره در زمان حال به اقدام می پردازندو به سوی آینده می نگرند.اما شخص و یا ملتی که به گذشته می نگرد بدین دلیل است که از اینده هراس دارد و با نگاه به گذشته قصد دارد تا اندازهایی با افکار گذشته زندگی کند.
یکی از علل عمده عقب ماندگی ما نگاه به گذشته و زندگی با افکار گذشته است . اجازه بدهید تا در این نوشتار خودمان را نقد کنیم و با صراحت و لسان باز تری سخن بگوییم . تمدن 2500 ساله را یدک می کشیم و مدعی هستیم اولین پادشاه ایران زمین کورش منشور سازمان ملل را نگاشته است و شعر شاعر قرن ششم هجری (سعدی) بر سر در سازمان ملل نوشته شده است.اما هیچگاه از تجربیات این تمدن 2500 ساله بهره ایی نبردیم و فقط به آن بالیده ایم و با تفکر و آثار گذشته زندگی کرده ایم.
احتمالا این نوشتار من در اخرین روز سال 1384 و در استانه ورود به سال 1385 منشر خواهد و بسیاری از صاحب نظران و اندیشمندان با نگرانی به سال 1385 می نگرند و با توجه به انچه که در این چند ماه رخ داده است سال جدید را سالی مخاطره امیز و پر فراز و نشیب پیش بینی می کنند . و مانند همان فردی می اندیشند که وقتی پوست موزی را بر زمین دید گفت وای که باید دو باره باید زمین بخوریم کسی به فکر بر داشتن پوست موز از روی زمین نیست بلکه این اماده گی را دارند که بر روی پوست موز بروند و زمین بخورند.
ما ملت ایران موفق شدیم به رهبری حضرت امام خمینی (ره) در سال 1357 انقلاب اسلامی را به ثمر بنشانیم و برای حفظ دستاورد های انقلاب اسلامی و حفظ هویت و ارزشها یمان در مقابل خواسته های نامشروع و تحمیلی مخالفین داخلی و خارجی انقلاب مقاومت کنیم .از تصرف و اشغال سفارت امریکا گرفته تا جنگ با ضد انقلاب در کردستان و خوزستان و جنگ تحمیلی و 8 سال دفاع مقدس همه به خاطر حفظ دستاوردهای انقلاب و تثبیت هویت و ارزشهایمان بود. در ان روز ها کسی ما را به رسمیت نمی شناخت و هر روز نقشه و توطیه ایی برای شکست و سرنگونی دولت انقلاب بر روی میز ابر قدرت های جهان ترسیم می شد تا اینکه همه گان پذیرفتند که ملت ایران خواهان تدوام راه انقلاب و معمار بزرگ ان است و انقلاب ما و دولت انقلاب را به رسمیت شناختند و توطیه و نقشه های علنی برای سرنگونی ان دست برداشتند.و ما نیز در جهت برقراری روابط دوستانه اقدام نمودیم از ان روز 27 سال می گذرد و جهان کشور ایران را به عنوان یک کشور تاثیر گذار و قدرتند در منطقه پذیرفته است و امروز قادریم تا از طریق مذاکره به خواسته ها و حقوق مان دست یابیم و می توانیم آهسته و پیوسته راهمان را ادامه دهیم و هیچ نیازی به دادن سرعت کاذب نداریم و لزومی ندارد تا برای اینکه به جهانیان ثابت کنیم که ملت ایران از حقوق و حق مسلم خود نخواهند گذشت هر دم انان را وارد صحنه کنیم .در ایران به طور میانگین هر سال یک انتخابات برگزار می شود و مردم نیز برای انتخاب نمایندگان مورد علاقه خود و یا ریس جمهور مطلوب خود به پای صندوق های رای می روند و همه جهانیان نیز این حرکت ملت ایران در انتخابات را نظاره می کنند دیگر لزومی ندارد تا هر بار بهک استان و شهرستان سفر کنیم و مردم را در ورزشگاهها گرد هم جمع کنیم تا به جهان ثابت کنیم که ملت ایران بدنبال حق مسلم خود است و از ان دست بر نمی دارد و اجتماع مردم سعی کنیم روزهای اول انقلاب را در اذهان تداعی کنیم و وانمود کنیم که ملت ایران با شرکت در انتخابات سوم تیر و با رای به اقای احمدی نزاد انقلاب سومی را به ثمر نشاندند در حالیکه ارای کسب شده توسط اقای احمدی نزاد فارغ از همه اما و اگر های ان به میزان 5 میلیون از ارای اقای سید محمد خاتمی کمتر بوده است و هیچگاه اقای خاتمی انتخابات دوم خرداد را انقلاب دیگری نخواندند بلکه گفتند مردم با شرکت در انتخابات دوم خرداد و رای ایشان وفاداری و التزام خود به انقلاب و نظام را تایید کردند و خواهان اصلاحات در ارکان و اجزا حاکمیت هستند.
کشاندن مردم به ورزشگاه برای شنیدن سخنان ریس جمهور نیازمن صرف هزینه های فراوانی است که در هیچ کجا ثبت نخواهد شد .ایا جنا ریس جمهور محبوب ما نمی توانند هر هفته از طریق رادیو و یا تلویزیون با مردم کشور سخن بگویند .مانند دیگر کشور ها که روسای انها هر هفته یک بار در نطق رادیویی و یا تلویزیونی خود گزارش عملکرد خود را به شنوندگان اطلاع می دهد و روز بعد از سخنرانی روزنامه ها و رسانه ها به نقد گزارش ناطق می پردازند .
به عقیده نگارنده و همانطور که حضرت ایت لله رفسنجانی در نیمه دوم سال 1368 فرمودند ترمز انقلاب را باید بکشیم و از بوق زدن های مکرر خودداری و پرهیز کنیم .جهانیان با ارزشها و اهداف و اصول انقلاب اسلامی ملت ایران کاملا اشنا هستند و لزومی به یاد اوری ندارد بلکه باید برای رسیدن به اهداف انقلاب که همانا ایجاد رفاه اجتماعی و تامین مسکن و ایجاد اشتغال و رعایت ازادی فردی و اجتماعی تک تک ملت ایران است تلاش کنیم و در عین نگاه به اینده برای حال اقدام کنیم و از بازگشت به گذشته خودداری و پرهیز کنیم . کشاندن مردم به ورزشگاهها به منظور نشان دادن حضور مردم به جهانیان اساس حضور مردم را لوث می کند و دیگر یک سناریوی تکراری می شود.عکس ها و تصویرها و گزارشات و اخبار راه پیمایی عاشورای 1357 و استقبال از ورود حضرت امام (ره) در 12 بهمن و تشیع پیکر پاک امام راحل در 14 خرداد 1368 و تشیع پیکر مجاهده نستوه حضرت ایت الله طالقانی همه جهانیان را شگفت زده کرد تا جایی که بعد گذشت چندین سال از این رخداد ها وقتی رهبر کاتولیک های جهان (پاپ جان پل ششم) در واتیک در گذشت صحنه های حضور مردم کاتولیک در واتیکان را با واقعه رحلت امام(ره) مقایسه کردند اجازه دهید تا همچنان حضور ملت ایران در کنار ارزشهای انقلاب با صلابت و جاوید و زنده باشد نه اینکه جهانیان گمان کنند برای ملت ایران تماشای یک بازی فوتبال و سخنرانی ریس جمهور تفاوتی ندارد صرفا از این فرصت برای تفریح و اتلاف وقت و تعطیل شدن مدارس وتعطیل شدن محل کار خود استفاده می کنند . سخن گفتن با مردم بسیار خوب و شایسته است اما در جهانی که برقراری ارتباط با مردم از طریق رسانه های تصویری و صوتی و نوشتاری وجود دارد و برای دریافت نامه های مردم هم ایمیل (پست الکترونیکی ) و هم پست عادی وجود دارد دیگری لزومی ندارد تا برای دریافت نامه های مردم که اغلب درخواست های اجتماعی در جهت رفع کمبودها است شخصا مراجعه کنیم .ضمنا اگر تصور می کنیم ممکن است افرادی باشند که قادر به تامین تمبر مورد نیاز برای ارسال و یا پست نامه خود را نداشته باشند که می توانیم نامه هایی را که به ادرس دفتر ریس جمهور ارسال می شود رایگان اعلام کنیم.اما از مردم استفاده ابزاری نکنیم که این کار عواقب خوشا
یندی را بدنبال نخواهد داشت.
در پایان فرا رسیدن سال جدید را تبریک عرض می کنم و امیدورام سال 1385 سالی پربار و سرشار موفقعیت و پیروزی و بهروزی برای ملت و دولت ایران باشد.
احمد علیپور
در دوران رياست جمهوري اقاي سيد محمد خاتمي شرايط مذاکره با امريکا در مورد چالش ها و مشکلات في مابين ايران و امريکا کاملا فراهم شده بود و حتي چندين جلسه مقامات دو کشور در سطح کارشناس و مدير کل در وين به مذاکره نشستند و حتي در چند جلسه نمايندگاني از سازمان ملل نيز حضور داشتند . اما وقتي که موضوع مذاکره مقامات ايراني با مقامات امريکايي در سطح رسانه ها بازتاب پيدا کرد بالافاصله مخالفين مذاکره با امريکا دست به قلم شدند و روزنامه هاي کيهان و جمهوري اسلامي و جام جم که در ان زمان تحت مديريت اقاي لاريجاني بود انچنان نسبت به موضوع مذاکرات واکنش نشان دادند که بسياري تصور کردند همين فردا سفارت امريکا در تهران افتتاح خواهد شد و روابطه در همين چند روز اينده برقرار مي شود در حاليکه زمينه و موضوع مذاکرات در مورد دو کشور افغانستان و عراق بود و اصلا در خصوص موضوعات و اختلافات ديرينه ايران و امريکا نه سخني به ميان امده بود و نه قرار بود مذاکره ايي صورت گيرد.
اما امروز هنوز چند ساعتي بيش از درخواست عبداعزيز حکيم نگذشته بود که جناب لاريجاني بي درنگ با اين درخواست نظر موافق جمهوري اسلامي را اعلام داشتند .
اين دو گانگي در سياست چگونه ارزيابي و تحليل مي کنيد. چه بخواهيد از درون حاکميت به مسله بنگريد و چه ديگران بخواهند از بيرون به مسله نگاه کنند نحوه تصميم گيري داراي اشکلات و نواقص زيادي است .
1- به چه دليل ما بايد با امريکا در مورد عراق به مذاکره بنشينيم . همين لان مقامات امريکايي مرتبا حکومت ايران را به مداخله در امور داخلي عراق متهم مي کنند و حتي رامسفلد وزير دفاع امريکا علنا اعلام داشته است که بخشي از مواد منفجره و سلاح هايي که در اختيار شعيان است توسط حکومت ايران به داخل عراق ارسال مي شود . شما چگونه حاضر شده ايد در مورد انچه که اتهامات امريکا به ايران در مورد عراق است به مذاکره بنشينيد .اما حاضر نشديد در مورد دارايي هاي ايران که 27 سال است در امريکا و بانک امريکايي بلوکه شده است به مذاکره بنشينيد و شما چگونه حاضر شده ايد و قبول کرده ايد به خاطر مردم عراق به مذاکره با امريکا تن دهيد اما حاضر نشديد در مورد تحريم هاي امريکا که سال ها است بر ملت ايران تحميل شده است و خسارات فراوان جبران ناپذيري را برملت ايران وارد کرده است با امريکا مذاکره کنيد .يکي خساراتي که از بابت تحريم امريکا به ايران تحميل شده شهادت 100 خبرنگار و تصوير بردار و روزنامه نگار و شهادت بهترين فرزندان اين اب و خاک شهيد کاظمي و ياران او بود.
2- اگر نگاه تان به مذاکره با امريکا با نگاه به اينده است و تا شايد گشايشي براي اينده ايجاد شود و بتوانيم با مقامات امريکايي بطور مستقيم و بدون واسطه در مورد مسله فن اوري هسته ايي و موضوع تحريم ها و بلوکه بودن دارايي هاي ايران در بانک هاي امريکايي است به مذاکره بپردازيم امري است شايسته و قابل تقدير اما چرا بايد راهي را که مي توانستيم ساده تر برويم ان را طولاني کنيم و ان را دور بزنيم شرايط مذاکره با امريکا در دوران رياست جمهوري بيل کليتون کاملا محيا و فراهم بود اما انچنان مانع تراشي کرديم که اقاي خاتمي عطايش را به لقايش بخشيد.
به هر تقدير اينگونه نگاه به سياست به مانند يک بام و دو هوا است . و انان که به ما مي نگرند از رفتار و روش هاي ديپلماسي ما قدري حيرت و تعجب مي کنند. و بي ترديد اين انديشه بارور ميشود که پذيرش مذاکره با امريکا به منظور نزديکي به اين کشور است تا وارد شدن به مبحث مذاکرات راه را براي برقراري رباطه باز کنيم
ما نيز از اين اقدام حمايت مي کنيم و ارزوي توفيق براي هيت مذاکره کننده با امريکا اميدواريم تا گشايشي در برقراري رابطه و حل مشکلات و کدورت هاي ديرينه في مابين اين دو کشور ايجاد شود و اميدواريم تا اين بار منتقعدين و مخالفين مذاکره با امريکا قلم خود را در جهت حمايت از اين مذاکرات به کار گيرند .
احمد عليپور
فصل دوم و يا به عبارتي سناريو مرحله دوم سياست هاي امريکا اغاز شده است .
1- با وارد کردن اتهامات پي درپي در خصوص دخالت ايران در عراق و اينکه ايران با نفوذ در بين شيعيان عراق با انان اسلحه و مواد منفجر مي دهد در نظر دارد تا شرايط رواني عليه ايران را در بين مردم امريکا و جهان فراهم کند. از روزي که پرونده ايران توسط ازانس انرزي اتمي به شوراي امنتيت سازمان ملل ارجاع شد به طور متوسط هر روز يکي از مقامات عاليرتبه امريکا اتهاماتي را به ايران وارد مي کند.
2- ملت ايران منسجم تر مي شوند: چند روزي است که روزنامه ها و رسانه هاي اروپايي و امريکايي با بيان اين موضوع که هرگاه فشار خارجي به ملت ايران از طرف بيگانه وارد شده است انسجام دولت و ملت بيشتر شده است . در حاليکه اين فقط و صرفا يک مانور است تا در صورت حمله احتمالي امريکا و متحدانش به ايران انجام گرفت و در صورتي که حمله نظامي به ايران طولاني شد علت ان را انسجام ملت و دولت بنامند و توجيه ايي براي طولاني شدن جنگ داشته باشند.
3- تجربه عراق و اينکه بعد از سرنگوني صدام کماکان جنگ ادامه دارد و هر روز تعدادي از مردم بي گناه عراق در اتش جنگ ناخواسته قرباني مي شوند .امريکا را بر ان داشته است تا ذهن مردم جهان را از طريق تبليغات رواني اماده يک جنگ طولاني با ايران نمايد و اين مجوز و بهانه ايي مي شود تا سالهاي متمادي ايران را درگير يک جنگ خانمان سوز کند.
اما تاريخ در مورد ما ايرانيان چگونه قضاوت کرده است: با نگاه به تاريخ صدساله گذشته ما ايرانيان به اين حقيقت پي خواهيم برد که به غير از انقلاب اسلامي که به رهبري زعيم علي قدر حضرت امام خميني (قدس الله نفس الزکيه) که منجر به سرنگوني حکومت و خاندان پهلوي گرديد در هيچ کجاي تاريخ صد ساله ايران دولت ها و حکومت ها توسطه مردم ايران تغيير نيافته است و دخالت و حضور نيروهاي بيگانه اين تغيير و تحول انجام شده است . نمونه ان تبعيد رضاه شاه و به سلطنت نشستن محمد رضا شاه که توسطه انگليسي ها و اعيادي انها صورت گرفت و يا سرنگوني دولت ملي مصدق که توسطه دولت امريکا و انگلستان و با همکاري اعيادي انها و از طريق کودتا انجام شد . به جز تاريخ 25 انقلاب اسلامي ايران در هيچ کجاي تاريخ صد سال گذشته ملت ايران هيچ نقشي در تعيين دولت هاي حاکم نداشته اند .
تجاوز به خاک ايران: به جز جنگ 8 ساله ايران و عراق که حتي يک متر از خاک ايران در اشغال متجاوزان قرار نگرفت و با همت و تلاش سلحشوران 8 سال دفاع مقدس از تماميت ارضي کشور دفاع و حراست شد . در طول صد سال گذشته هر گاه بيگانگان به خاک کشورمان چشم داشته اند و ان را مورد تجاوز بي رحمانه و ناجوانمردانه خود قرار داده اند بخش و يا قسمتي از خاک ايران از ان جدا شده است که اخرين بار جدا شدن استان بحرين از سرزمين ايران بوده است.
در طول جنگ 8 ساله و دفاع مقدس اتحاد و همبستگي تاريخي بين ملت ايران به رهبري امام (ره) وجود داشت و همه نيروهاي سياسي وفادار به نظام جمهوري اسلامي در دفاع از انقلاب اسلامي و خاک ايران اسلامي حضوري چشمگير داشتند و هيچکس خانه نشين نبود و هر کس با هر بينش و عقيده و مرامي در زير چتر بزرگ معمار کبير انقلاب به تلاش و فعاليت خود ادامه مي داد . اما امروز شکاف بزرگي در بين نيروهاي سياسي و مذهبي کشور ايجاد شده است تا انجا که حتي به حريم بزرگاني همچون ايت الله رفسنجاني هم رحم نمي کنند و انتشار سي دي و نوار و جزوه هاي گوناگون سعي در تخريب اين يار و شاگرد امام را دارند.
به هوش باشيم اگر قرار است از تماميت ارضي کشور و انقلاب اسلامي و اهداف بزرگ انقلاب د مقابل تجائوزات خارجي و زورگويي بيگانگان بيگانگان دفاع شود بايد به سرمنزله مقصود که همانا اتحاد و همدلي همه نيروهاي انقلاب بوده است برگرديم در غير اين صورت اگر پرده بر افتد نه تو ماني و نه من.
احمد عليپور
جوانان دانشمند شما در عرصه فن اوري هسته ايي به موفقعيت هاي چشمگيري دست يافته اند و ما موفق به غني سازي اورنيوم در حجم تحقيقاتي ان شده ايم و در اينده و نيز هم اکنون به اورنيوم غني شده براي تاسيس و راه اندازي نيروگاه هاي اتمي که با سوخت اورنيوم غني شده فعاليت مي کنند نياز داريم . اما متاسفانه ازانس انرزي اتمي و امريکا و کشورهاي اروپايي با ادامه فعاليت ايران در زمينه تکنولوزي هسته ايي به شدت مخالف هستند و پرونده ايران را نيز جهت اقدامات شديدتر به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع داده اند و در پي اين ارجاع شوراي ممکن است شوراي امنيت سازمان ملل اقدامات شديدي را از جمله تحريم هاي هوشمند و تحريم هاي اقتصادي را عليه ملت و کشور ما اعمال کند و احتمال اينکه درگير جنگي ناخواسته با انان شويم وجود دارد .
لذا موضوع فن اوري هسته ايي را به رفرندوام و راي ملت ايران مي گذاريم و در صورتي که شما ملت ايران راي به ادامه راه داديد ما راهمان را ادامه مي دهيم و اگر شما ملت ايران خواهان توقف و تعليق همه فعاليت هاي فن اوري هسته ايي بوديد دولت شما مذاکرات خود را با ازانس و سه کشور اروپايي و امريکا در خصوص تعليق تمامي فعاليت هاي فن اوري هسته ايي ادامه خواهد داد و تمامي فعاليت هاي فن اوري هسته ايي به مدت پنج سال متوقف خواهد شد.
ايا بهتر نيست در موضوع فن اوري هسته ايي وزن و موقعيت خود را محک بزنيم و سنجش کنيم . ايا همه ملت با روش شما موافق هستند . اينرا به رفرندوام بگذاريد تا بعدا مجبور نشويد بر روي ويرانه هاي جنگ و يا تحريم خواهان تعليق و .... بشويم .
در صو.رتي که پرونده هسته ايي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع شود و حتي اگر تحريمي عليه ايران صورت نگيرد با بحران اقتصادي شديدي روبرو خواهيم شد که جبران ان تا سالهاي متمادي غيرممکن و بعيد است.
ممکن است دوستان و منتقعدين اين تحليل بگويند ايران تجربه تحريم را دارد و از ان سربلند بيرون امده است .
بايد عرض کنم که ما از تحريم سربلند بيرون نيامديم به دليل آن صنعت هوايپمايي کشور است که با بحران جدي سقوط هواپيما و کشته شدن و شهادت بهترين و موثرترين فرزندان اين اب و خاک منجر شده است از سرلشکر ستاري تا سردار بزرگ سپاه اسلام شهيد کاظمي و تا شهادت خبرنگاران و تصويربرداران همه از بحران جدي در صنعت هوايي کشور به دليل اعمال تحريم هاي است که عليه ايران صورت گرفته است. و در بخش صادرات ما قادر به صدور انبوه کالا به کشورهاي اروپايي و امريکا که در حال حاضر بزرگترين بازار مصرف جهاني است را نيستيم در حاليکه اگر مي توانستيم به اروپاه و امريکا صادرات غير نفتي داشته باشيم بي ترديد نيمه از در امد ارزي کشور از محل صادرات غير نفتي به اين دو قاره تامين مي شد. هنوز ارزش پول ملي ما به ارزش واقعي خود نرسيده است در حاليکه اگر تحريم ها نبود امروز پول ملي ما مي توانست به عنوان يک ارزش جهاني در معاملات پولي تاثير گذار باشد.
اما اگر مي خواهيد امروز را با سالهاي اول انقلاب مقايسه کنيد سخت در اشتباه هستيد .به دليل اينکه در سالهاي ابتدايي انقلاب و تا سال 1367 اغلب کارخانجات و مراکز توليدي در اختيار و تحت مديريت و سيطره دولت بود و با اينکه اغلب کارخانجات فعال در ان دوران که نه تنها سود دهي نداشتند بلکه زيان دهي داشتند اما با کمک دولت و با پرداخت سوبسيد و از طريق استقراض به بانک هاي کشور که همگي نيز دولتي بودند اين کارخانجات اداره مي شدند .
اما امروز بيش از 70 درصد از کارخانجات دولتي ان دوران به بخش خصوصي واگذار شده است و در ضمن دولت هم از ان درامد و پول را که بخواهد تزريق ان به پيکر اين گونه کارخانجات از تعطيل شدن انها جلوگيري کند ندارد . و بانک ها نيز هنوز موفق به دريافت طلب ان دوران خود از دولت نشده اند. به امار نگاهي بيندازيد ببينيد دولت به چه ميزان به بانک مرکزي بدهکار است و هر سال با انتقال ان به چندين حساب دولتي فقط ان را به چند بخش تقسيم مي کند بي انکه از مبلغ بدهي کسر شود . البته در دولت اقاي خاتمي تلاش بسياري صورت گرفت تا بدهي دولت به بانک مرکزي به حداقل کاهش يابد اما به توفيق چنداني دست نيافتيم.
در پايان در ان دوران زندگي کوپني به يک زندگي معمولي و عادي تبديل شده بود که بازگشت به زندگي ان دوران امري غيرممکن و محال است به دليل اينکه فاصله طبقاتي در ايران بسيار افزايش يافته است .
حال که تصميم گرفته ايد به هر قيمتي به حق مسلم ما است دست يابيد مراقب باشيد حقوق مسلمي را که داريم از دست ندهيم.
احمد عليپور
انچه که لايحه بودجه سال 1385 را از لوايح بدوجه دولت هاي پيشين متمايز مي کند افزايش 60 درصدي بودجه عمراني و افزايش 42 درصدي بودجه به در امد نفتي است که کارشناسان نسبت به هر دو افزايش 60 درصدي بودجه عمراني و 42 درصدي به درامد هاي نفتي انتقاد و اعتراض دارند .
انتقاد به افزايش بودجه 60 درصدي بودجه عمراني کشور در زماني سازنده و منطقي است که تمامي پروزهاي عمراني بر اساس برنامه هاي زمان بندي شده در پروزه هاي عمراني پيشرفت کرده باشد و به عبارتي ديگر پروزه هاي عمراني با کمترين اتلاف وقت و حداقل عيب و نقص در حال پيشرفت باشد که متاسفانه اينگونه نيست . امروز بيش از 2000 پروزه نيمه تمام و يا هنوز عمليات اجرايي ان اغاز نشده و يا اينکه بر روي کاغذ نوشته شده است در کشور وجود دارد که بيش از 50 درصد از پروز هاي عمراني کشور به علت کسر بودجه در بايگاني وزارتخانه ها و يا سازمان برنامه و بودجه خاک مي خورند که تعداد زيادي از اين پروز ه ها فقط بر روي کاغذ نوشته شده است و هيچگاه به مرحله اجرا و عملياتي نرسيده است. حدود 20 درصد از پروزه هاي عمراني در حال اتمام است که 70 تا 95 درصد از کارهاي عملياتي و اجرايي ان پايان پذرفته است و در صورت تامين بودجه مورد نياز پروزهاي ياد شده تمامي 20 درصد پروزهاي ياد شده به بهره برداري مي رسند و 30 درصد از پروزه هاي عمراني بين 10 درصد تا 50 درصد عمليات اجرايي ان انجام شده است که نزديک به 20 درصد اين نوع پروزه هاي عمراني به علت کسر بودجه و يا کارشناسي غلط در ابعاد فني و مهندسي ان و يا در ارزش گذاري ميزان بودجه با عدم موفقعيت روبرو بوده است .
به عنوان نمونه وزارت کار و امور اجتماعي در سال 1376 با هدف ايجاد اشتغال در روستاها و شهر هاي و استان هاي محروم کشور اقدام به تاسيس و راه اندازي کارگا ه هاي کوچک با ظرفيت ايجاد اشتغال براي 5 تا 15 نفر نيروي انساني کرد که تاکنون فقط تعدا دو کارگاه ان به بهره برداري رسيده است که يکي در استان سيستان و بلوچستان مي باشد و ديگري در استان خراسان شمالي اما در راه ساخت و احداث و اجراي عمليات ساخت اين نوع کارگاه ها که تعداد ان بسيار زياد است دلال هاي بسياري به نان و نوايي رسيدند که تا ان روز محتاج نان شب خود بودند.
افزايش بودجه عمراني از 11 هزار ميليارد تومان به 18 هزار ميليارد توامان کاملا منطقي و اصولي و کارشناسي است به دليل اينکه.
1- پروزهايي که بين 70 تا 95 درصد عمليات اجرايي ان به اتمام رسيده است با تامين بودجه مورد نياز صد در صد اين پروزه ها به اتمام خواهد رسيد و مورد بهره برداري قرار خواهد گرفت که پايان يافتن عمليات اجرايي هر پروزه و بهره برداري از ان اشتغال نيز ايجاد خواهد شد و دولت مي تواند به بخشي از اهداف و شعارهاي و برنامه خود دست يابد و نيرو و توان خود را در بخش هاي ديگر به کار گيرد.
2- پروزه هايي که بين 10 تا 50 درصد عمليات ان انجام شده است راه اندازي خواهد شد و با راه اندازي اين پروزه ها علاوه بر ايجاد اشتغال سرمايه هاي راکد که به علت کسر بودجه متوقف شده است مجددا به جريان مي افتد و به علت اينکه بخش زيادي از اين پروزه ها در مناطق محروم کشور است لذا با راه اندازي انها اعتماد عمومي به دولت و اينکه دولت نهم قصد عملي کردن و اجرايي کردن شعارهاي خود را دارد افزايش مي دهد.
3-پروزهايي که تا امروز فقط بر روي کاغذ رسم شده اند و هنوز هيچگونه فعاليت عملي و اجرايي انها اغاز نشده است مي تواند با تامين بودجه مورد نظر و کار کارشناسي مجددا و بررسي اين نوع پروزه هاي عمراني در صورتي توجيه اقتصادي داشته باشد عمليات اجرايي انها اغاز و در صورتي که توجيه اقتصادي نداشته باشد به کلي از سيستم عمراني کشور حذف مي شود.
به عقيده من نگاه دولت نهم به بودجه نگاهي واقع بينانه و منطقي بوده است و دولت نهم قصد ندارد تا با تامين بودجه فقط پروزه ها را زنده نگه دارد بلکه قصد دارد با افزايش 60 درصدي بودجه عمراني کشور پروزه ها را به اتمام رسانده و يا اينکه فعال کند.
در مورد افزايش 42 درصدي بودجه در وابستگي به نفت اقدامي منطقي و کارشناسي از سوي دولت صورت گرفته است به دليل اينکه ما در طول 16 سال گذشته هيچ منبع مالي قوي را جايگزين درامدهاي نفتي نکرديم و حتي قادر به اجراي قانون دريافت ماليات از مشاغل هم نبوده ايم و متاسفانه به علت وجود سيستم رابطه ايي بسياري از مشاغل از پرداخت ماليات فرار مي کند و هيچ اهرمي هم براي دريافت ماليات از اين افراد به جز اينکه ممنوع الخروج شوند و يا اينکه اموالشان توقيف شود وجود ندارد که بعضا اين گونه افراد با انتقال دارايي هاي خود به نام فرزند و همسر از پرداخت ماليان به انواع مختلف شانه خالي مي کنند.
نگاه همان را به لايحه بودجه سال 1385 واقع بينانه و منطقي کنيم و به لايحه بودجه دولت راي مثبت دهيم من تصور مي کنم دولت در بخش اقتصادي در صورتي که لايحه پيشنهادي بودجه ارايه شده به مجلس راي مثبت بياورد موفق خواهد بود.
احمد عليپور
هنوز هم دير نشده است تمامي فعاليت هاي هسته ايي يمان را براي مدت شش ماه به حالت تعليق در اوريم و به ميز مذاکره بر گرديم مشروطه بر اينکه نماينده امريکا نيز در اين مذاکرات حضور داشته باشد. فکر مي کنم با اعلام اين پيشنهاد هم عزت ملي را حفظ کرده ايم و هم اينکه از رفتن پرونده ايران به شوراي امنيت جلوگيري کرده يم و هم اينکه امريکا را از پشت پرده و گارگرداني موضوع هسته ايي خلع کرده ايم و بي ترديد نتايج بهتري نصيب مان خواهد شد .
اميدوارم همه ما در جهت حفظ منافع ملي کشور و عزت ملت ايران و استمرار جمهوري اسلامي تلاشي شايسته و در شان ملت ايران داشته باشيم.
احمد عليپور
|
خبرگزاري انتخاب : تا آنجا که نگارنده به خاطر می آورد، حضور استاد مصباح تنها در ابتدای انقلاب در مناظره های تلویزیونی که شهید بزرگوار حضرت ایت الله بهشتی و جناب دکتر عبدالکریم سروش با رهبران حزب توده و فداییان خلق داشتند، مشهود بود و بعد از ان دیگر از اقای مصباح خبری نشد، تا حدود 16 سال پیش که ایشان ارام ارام وارد صحنه شد. |
۸ اسفند ماه ۱۳۸۴ ساعت : ۵۹ , ۱۲
خبرگزاري انتخاب : داستان شکفت انگیز نیم خیز شدن حضرت ایت الله مصباح یزدی در محضر حضرت امام(ره) سوالات بی شماری را پیش روی دوستداران امام (ره) قرار می دهد.و ابهام را نسبت به این گونه نقل قول ها افزایش می دهد . حضرت امام خمینی(ره) در پایان وصیت نامه الهی و سیاسی خودشان حاشیه ایی مرقوم فرمودند که به شرح زیر است .
ممکن است بعد از من مطالب و سخنانی را به من نسبت بدهندکه مربوطه به من نباشد و من برای جلوگیری از این کار اعلام می نمایم . آنچه به خط خود من نگارش شده است و یا اینکه نوار ان موجود باشد و یا اینکه (مرحوم)احمد (خمینی) ان را تایید و گواهی نماید و در غیر این سه مورد مطالب نسبت داده شده به من متعبر و قابل اعتماد نمی باشد. ( حاشیه نوشته شده در صفحه اخر وصیت نامه الهی و سیاسی حضرت امام که توسط حضرت ایت الله خامنه ایی در 15 خرداد 1368 در صحن مجلس خبرگان قرایت شد.)
حال چرا و به چه دلیل این همه از امام و نام ایشان هزینه می کنند معلوم نیست.
اگر آقای مصباح از بنیان گذاران انقلاب اسلامی بوده اند و حتی بر حضرت امام (ره) و بزرگانی که رنج انقلاب را تحمل کرده اند تقدم داشته اند که دیگر نیازی به هزینه کردن از امام راحل نیست .
اما اگر مریدان و دوستان و شاگردان استاد مصباح این همه به استاد خویش عشق می ورزند . ایا می توانند فقط یکی از دیدارهای استاد خودشان را با رزمندگان جبهه های جنگ در دوران جنگ تحمیلی و دفاع مقدس را به مردم ایران معرفی کنند وحتما این گونه دیدارها دارای نوارهای صوتی و تصویری می باشد.و ایا این عزیزان می توانند اعلامیه و دست نوشته ایی از استاد مصباح ارایه نمایند که در دوران انقلاب و در دفاع و تشویق مردم به حرکت انقلاب اسلامی کمک کرده باشد.
کاروان های بی شماری از روحانیون برای تقویت روحیه رزمندگان اسلام به جبهه های حق علیه باطل می امدند و بزرگان سرشناسی از قم و مشهد برای دیدار و سخنرانی برای رزمندگان اسلام حتی تا نزدیکی خط مقدم هم تشریف می اوردند .ایا حضرت ایت الله مصباح و شاگردان دیروز ایشان و مریدان امروز ایشان که سنگ انقلاب را به سینه می زنند چند بار برای دیدار با رزمندگان اسلام به جبهه های دفاع مقدس تشریف برده اند.
تا آنجا که نگارنده به خاطر می آورد، حضور استاد مصباح تنها در ابتدای انقلاب در مناظره های تلویزیونی که شهید بزرگوار حضرت ایت الله بهشتی و جناب دکتر عبدالکریم سروش با رهبران حزب توده و فداییان خلق داشتند، مشهود بود و بعد از ان دیگر از اقای مصباح خبری نشد، تا حدود 16 سال پیش که ایشان ارام ارام وارد صحنه شد.
انقلاب اسلامی ایران نه ارث پدری کسی است و نه انقلاب به کسی بدهکار است و اگر هم هر تلاشی برای پیروزی ان صورت گرفته است در حیطه وظایف افراد بوده است . دلیلی ندارد تا به دنبال ورقه های پاره هایی بگردید تا کسی را به انقلاب وصل کنید و یا اینکه او را به حاشیه برانید .طبق فرموده امام راحل ملاک هرکس حال افراد است .و لزومی ندارد تا برای موجه جلوه دادن سخنانی که شاید هیچ پایه و اساسی ندارد از امام راحل هزینه کنیم .
پیشنهاد می کنم لطفا به این گونه اظهار نظر ها پایان دهید و اگر می خواهید نظریه و دیدگاهی را به جامعه اسلامی ایران تحمیل کنید بهتر است با نام و عنوان خودتان این کار انجام دهید و لزومی ندارد تا با استفاده گزینشی از سخنان امام (ره) قصد داشته باشید ثابت کنید که ان بزرگوار برای رای مردم مشروعیتی قایل نبودند .
حضرت امام صراحتی مثال زدنی در بیان نظرات خود داشتند و اگر به یاد بیاورید در مقابل پیشنهاد رفراندوم که جمهوری دمکراتیک اسلامی هم به رای گذاشته شود . فرمودند فقط جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر چنین شخصیت بزرگی نیازی به سخن گفتن دو پهلو و یا در لفافه نداشت و براحتی دیدگاه و سخن و نظریه خود را بیان می داشتند . یادمان باشد که حضرت امام بنیان گذار تدریس فلسفه ملاصدرا در حوزه علمیه قم بودند که نسبت به تدریس فلسفه ملاصدرا مخالفت ها و مقاومت های زیادی صورت گرفت .
پس باید اقایان و بزگوارانی که می خواهند نظرات امام (ره) را تبین کنند بدانند که نظرات امام بسیار شفاف و روشن است و اگر هم می خواهند خاطره ایی را از امام (ره) تعریف نمایند حاشیه وصیت نامه الهی و سیاسی ایشان را بخوانند.
در دوران مبارزات مردم مسلمان ایران در سال 1357 اعلامیه ها و بیانیه های بسیاری از سوی فعالان سیاسی و مذهبی منتشر می شد و گاهی اوقات به امضا و نام بسیاری از بزرگان قم و مشهد و تهران مزین می شد که می توان به بیانیه 26 دی ماه 1357 که در حمایت از خروج محمد رضا پهلوی از ایران منتشر شد و هم چنین به اعلامیه بزرگان قم در حمایت از ورود امام(ره) به ایران اشاره کرد و تحصن روحانیون قم و تهران در مسجد دانشگاه تهران .
اما در هیچکدام از این اتفاقات و در زیر هیچکدام از اعلامیه های دوران مبارزات با شکوه مردم ایران نامی از استاد مصباح دیده نمی شود.البته شاید به دلیل اینکه استاد مصباح در ان موقع تحت تعقیب ساواک بودند و ناچار شدند خطالرسم خود را در ظرف سه روز تغییر دهند حتما بنا بر احتیاط با نام مستعار اعلامیه ها و بیانیه ها را امضا می فرمودند و یا ممکن است به دلیل اینکه در کوهستان زندگی می کردند به قلم و کاغذ دسترسی نداشتند.
به هر حال امیدوارم دوستان و مریدان و شاگردان حضرت استاد مصباح بدانند برای نسبت دادن هر مطلب و موضوعی به امام راحل باید مستند به سند باشد و خوشبختانه حضرت امام (ره) نه خط الرسم خود را تغییر دادند و نه صدایشان را بلکه در طول حیات پر برکت شان پیوسته رای و نظر مردم احترام می گذاشتند و فرمودند . میزان رای ملت است و فرمودند مجلس در راس امور است.
امام(ره) می فرمایند حاکم (ولی فقیه) می تواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است در موقعی که ان قرارداد مخالف مصالح کشورو اسلام باشد یک جانبه لغو کند و می فرمایند احکام اولیه اسلام مقدم بر احکام فرعیه است حتی نماز و روز و حج. 16 دی ماه 1366
ایا رای مردم به حاکم در چارچوب احکام فرعیه است و اگر این چنین است کدام یک از علمای بزرگ اسلام از صدر اسلام تاکنون رای مردم و بیعت با مردم را جز احکام فرعیه اسلام خوانده و برشمرده است. به همین دلیل بعد از شهادت حضرت علی(ع) هیچکدام از امامان شعیه با حاکمان بیعت نکردند به دلیل اینکه حکومت این حاکمان غصبی و غیر قانونی بود و بیعت و رای مردم را به همراه خود نداشتند. حضرت امام در هیچ کجا نفرمودند که رای مردم جز احکام فرعیه است و در صورت لزوم می توان رای و بیت مردم را باطل نمود.
اگر دوستان و مریدان و شخص استاد مصباح قصد دارند تا اندیشه های امام را به چالش بکشند و انچه را که می اندیشند به امام نسبت دهند با استناد به احکام اسلام سخن بگویند نه اینکه با انتخاب گزینشی از فرمایشات امام(ره) و نقل و بیان خاطرات مبهم ذهن جوانانی را که با اندیشه های امام راحل اشنایی کمتری دارند مشوش و مغشوش کنند.
انشالله از این پس اگرقصد داشتیم اندیشه هایمان را بیان کنیم شفاف و بدون استفاد و یا هزینه کردن از نام و اندیشه های معمار بزرگ انقلاب به این کار مبادرت ورزیم . و در غیر این صورت خاندان و وابستگان و مریدان و شاگردان و یاران امام خمینی(ره) به صحنه خواهند امد و اجازه نخواهند داد تا بیش از این از اندیشه های ان بزرگوار سو استفاده شود. یادتان باشد که تنها شما نیستید که می توانید دسته و گروه در خیابان راه بیندازید دیگران هم این توانایی را دارند اما برای حفظ مصالح انقلاب و نظام دم فرو بسته اند و کمتر سخن می گویند. وگرنه تعداد شما بسیار بسیار کمتر از دلسوخته گان و یاران امام(ره) است.
*احمد علیپور
|
نظرات كاربران : |
|
|
|
|
|
نمی دانم چرا آقایان فکر می کنند که مردم و دلسوختگان واقعی آنان و وارثان واقعی مکتب حقیقی خمینی، نمی توانند پاسخی شایسته رفتارها آقایان داشته باشند! زهی خیال باطل!!! امیدوارم آن لحظه کارد به استخوان رسیدن را نبینیم... |
آقاي تاج زاده با عنوان کردن اين که مردان فهيم حماس با درج مقالات در روزنامه ها و هفته نامه هاي اروپاه و امريکاه ضمن بيان عقايد خود و دفاع از دمکراسي از حق مسلم مردم فلسطين براي داشتن کشور و سرزميني مستقل دفاع مي کنند .
آيا ما بايد از حماس بياموزيم و يا اينکه از خودمان بياموزيم . وقتي هنوز سازماني به نام حماس وجود نداشت و حتي رهبران ان متولد نشده بودند . ما در عرصه جهاني داراي جايگاه و شخصيتي ممتاز بوديم اگز بخواهيم فقط به تاريخ معاصر ايران نگاهي بفکنيم خواهيم ديد که مرداني همچو اميرکبير براي استقلال و قطع دست اجانب چگونه تلاش مي کرد و همين امير کبير اولين مدرسه را در ايران بنيان گذاشت يا قايم مقام فراهاني و يا ايت الله مدرس و ايتالله کاشاني و دکتر محمد مصدق و حضرت امام خميني.
چرا نبايد از خودمان بياموزيم و با نگاه به تجربيات گذشته راه براي ايندگان و نسل حاضر هموار کنيم.
اگر به امار و ارقامي که توسط سازمان برنامه و بودجه منتشر شده است نگاهي بيندازيم خواهيم ديد که 20 درصد جمعيت کشور مالک 75 درصد ثروت و درامد کشور هستند و 40 جمعيت مالک 3 درصد ثروت و در امد کشور هستند و 40 درصد ديگر مالک 23 درصد ثروت و درامد کشور مي باشند.
در حاليکه در سال 1369 و 1370 طبق امار منتشر شده سازمان برنامه و بودجه 23 درصد جمعيت کشو.ر مالک 53 درصد ثروت و درامد کشور بودند و 77 دصد جمعيت کشور مالک 47 درصد ثروت و درامد کشور بودند.
اما با گذشت نزديک به 16 سال 80 درصد جمعيت کشور فقط مالک 25 درصد ثروت و درامد کشور هستند. يعني اينکه توضيح ناعادلانه ثروت از سال 1369 تاکنون سير صعودي داشته است و نه تنها متوقف نشده است بلکه اين ناعدالتي ادامه يافته است.
پس به جاي اينکه ديگران را الگويي براي پيشرفت خودمان قرار دهيم از خودمان بياموزيم . در ابتداي انقلاب اسلامي ايران بيش از 50 درصد مردم هند از غذا و مسکن مناسب برخوردار نبودند. ولي امروز فقط کمتر از 20 درصد جمعيت 900 ميليوني هند از غذا و مسکن مناسب برخوردار نيستند در حاليکه کشور هند داراي بالاترين قوميت و تعدد مذهب است و از منظر و نظر دمکراسي و رعايت حقوق همه مذاهب مورد تحسين جهانيان قرار دارد .
بهتر است به جاي اينکه از ديگران بياموزيم خودمان را مورد ملامت قرار دهيم که هر گاه بر اريکه قدرت نشستيم و سوار شديم به فکر اعمال و اجراي نظرات و عقايد شخصي خودمان بوديم .
بيايم خودمان را نقد کنيم و کتاب عملکرد خودمان را ورقه بزينم و خود اموزي را از خودمان بياموزيم .هر چند شايد الان ديگر دير باشد اما هرگاه ماهي را از اب بگيريم تازه است .
احمد عليپور