به حول و قوه الهی و با تلاش دانشمندان و متخصصان ایرانی به تکنولوزی فن آوری هسته ایی دست یافتیم و امروز قادریم تا سوخت نیروگاه در شرف اتمام بوشهر را تامین کنیم و اینکه می توانیم با نگاه به آینده نسبت به ساخت نیروگاه بیشتر اقدام نماییم بی تردید این پیروزی جایگاه ایران اسلامی را در جهان ترقی خواهد داد وهمه دولت های پیشین و دولت کنونی در این موفقعیت نقش فعال و به سزایی داشته اند. دست یابی به فن اوری هسته ایی قابل مصادره نیست و متعلق به همه ملت ایران است.
آنچه را که دانشمندان و متخصصان هسته ایی به ان دست یافته اند صرفا در مرحله تحقیقات علمی بوده است و متخصصان ایرانی موفق شده اند تا در این مرحله سوخت مورد نیاز تنها نیروگاه در دست احداث را به طور آزمایشی تولید نمایند و تا مرحله تولید انبوه راه طولانی در پیش داریم که تولید انبوه مستلزم نصب و راه اندازی هزاران سانتریفوز است که همین خود به زمانی حدود دو سال نیاز دارد و هم نیازمند تامین فضایی مناسب برای دفن زباله ها و ضایعات محصول تولیدی است.و ما نه تولید کننده سانتریفوز هستیم و نه قادر به دست یافتن به تکنولوزی تولید سانتریفوز هستیم و قطعا برای تامین هزاران سانتریفوز مورد نیاز مراکز تولید سوخت هسته ایی باید با کشور های تولید کننده سانتریفوز ارتباط برقرار کنیم که کشورهای تولید کننده سانتریفوز در جهان همان کشورهایی هستند که امروز گرد پرونده هسته ایی ایران در آزانس انرزی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل حلقه زده اند و با توجه به شرایط امروز تقریبا تامین هزاران سانتریفوز و دیگر ماشین الات مورد نیاز برای تولید انبوه سوخت هسته ایی امری محال است و در صورتی که موفق به تامین ماشین الات و تجیهزات مورد نیاز تولید سوخت هسته ایی نشویم باید نتیجه موفقعیت امیز تحقیقات دانشمندان و متخصصان ایرانی را به بایگانی سازمان انرزی اتمی بسپاریم و یابه دنبال تامین تجیهزات مورد نیاز از کشورهای درجه دوم و یا سوم باشیم که با توجه به ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت احتمال تحریم ایران خصوصا در زمینه تامین تجیهزات مورد نیاز کارخانجات و تاسیسات مراکز هسته ایی تقریبا قطعی است و اگر قصد تامین این تجیهزات را از بازار سیاه و از طریق دلالهای بین المللی را داشته باشیم که باز هم قادر به تامین تامین تجیهزات نخواهیم بود.
پس چه باید کرد؟ آنچه را که می خواستیم بدست اوردیم و موفق شدیم بعد از سالها تلاش با همت دانشمندان و متخصصان ایرانی نتیجه تحقیقات مان را تکمیل کنیم و امروز از این دست آورد مهم با تدبیر و درایت محافظت و پاسداری کنیم به عقیده نگارنده تمام تلاش طرف های مذاکره کننده و مقابله کننده با ایران برای جلوگیری از به ثمر رسیدن نتیجه تحقیقات متخصصان ایرانی بود که خوشبختانه در این راه توفیقی نداشتند و امروز ناچارند تا نام ایران را در فهرست کشورهایی قرار دهند که تولید کننده سوخت هسته ایی می باشند و امروز برگ برنده در اختیار دولتمردان ایران است که با تدبیر عمل کنند. با توجه به قرارداد غیر قابل فسخ ایران با روسیه که روسیه را موظف می کند به مدت ده سال سوخت مورد نیاز نیروگاه هسته ایی بوشهر را تامین کند و با توجه به اینکه برای ساخت نیروگاه دوم به زمانی حداقل 5 سال و حداکثر ده سال نیازمند هستیم دیگر لزومی ندارد تا بر روی خواسته خود مبنی بر ادامه تحقیقات پافشاری کنیم چرا که ما با موفقعیت به نتیجه تحقیقات مان دست یافته ایم و قادریم هر زمانی که اراده کنیم با تامین تجهیزات مورد نیاز تاسیسات هسته ایی آن را در جهت تولید انبوه راه اندازی نماییم و حال می توانیم با خیالی آسوده به پای میز مذاکره بر گردیم و ضمن ادامه مذاکرات با کشور های اروپایی ضمن کسب امتیازات مورد دلخواه از ادامه پیشروی امریکا و متحدانش در مورد پرونده هسته ایی ایران جلوگیری کنیم وبا به تعلیق در آوردن فعالیت های هسته ایی از مانور امریکا و متحدانش ممانعت به عمل اورده ایم و به دلیل اینکه دواطلبان و از موضع قدرت تعلیق فعالیت های هسته ایی را پذیرفته ایم از گشود شدن پروند های مشابه مانند پرونده حقوق بشر و امثالهم با قاطعیت جلوگیری کرده ایم و امروز وقت آن است تا ما طرف های مذاکره رابه مرگ بگیریم تا به تب راضی شوند در غیر این صورت باید راه و مسیر سخت و تقریبا صعب العبوری برای اینده پیش بینی کنیم.
در شرایط فعلی و با توجه به موفقعیت کسب شده تعلیق غنی سازی اورانیوم نه تنها ما را در موضع ضعف قرار نخواهد داد بلکه نشان می دهد که ما از موضع قدرت و با توجه به اینکه به فن اوری هسته ایی دست یافته ایم و برای نشان دادن حسن نیت و اعتماد سازی غنی سازی را به حالت تعلیق در اورده ایم .که البته با توجه به اینکه امروز در موضع قدرت قرار داریم قادر خواهیم بود تا در پای میز مذاکره مدت زمان تعلیق را خودمان مشخص کنیم وهم اینکه تعهدات لازم را در جهت تامین تجهیزات و تاسیسات مورد نیاز مراکز هسته ایی را بعد از پایان مدت تعلیق را از طرف های مذاکره کننده اخذ نماییم . و هم قدرت چانه زنی مان به دلیل قرار داشتن در موضع قدرت بیشتر و قوی تر خواهد بود.
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 6:58  توسط احمد نور
|
روش سقراط ان بود که همواره سوالاتي را مطرح مي کرد و شاگردان و پيروانش را وادار مي ساخت که به انها پاسخ گويند تا حقايق کشف شودو اين روش به نام خود "روش سقراط " نام گرفت.
رومن رولان مي گويد اقدام پايان انديشه است و اگر هر انديشه ايي که به سوي اقدام متوجه نباشد نوعي عقيم بودن و خيانت است بدين قرار که اگر ما خدمتگذاران انديشه هستيم بايد خدمتگذاران اقدام نيز باشيم.
من براي اين نوشتار و نقد اقاي گنجي هيچ مجوزي از ايشان دريافت نکرده ام و اصلا لزومي به دريافت مجوز نديدم به دليل اينکه جناب اقاي گنجي هم براي نقد ديگران و بعضا وارد کردن انواع و اقسام اتهامات از متهمين ساختگي مجوزي دريافت نکردند و همانطور که در انتقاد از استاد مصباح نيز از ايشان مجوزي دريافت نکرده بودم . البته ان روز که گنجي نقدي بر روش ماترليسم ديالکتيک تدريس مي کرد من مشغول تمرين مشق شب بودم .
من اعتقاد راسخ دارم که اکبر گنجي با انتشار مقالات خود در روزنامه صبح امروز و چاپ و نشر کتاب هاي افشاگرانه اصلاحات را به کج راه برد و عامل بالا رفتن مطالبات مردم و خصوصا دانشجويان و روشنفکران نوپاه شد در حاليکه هيچ کدام از شرايط اوليه براي بالا بردن و افزايش مطالبات مردم فراهم نبود و به همين دليل دولت اصلاح طلب خاتمي را رودر روي دانشجويان و روشنفکران جواني قرار داد که تصور مي کردند ظرفيت و توانايي انتخابات دوم خرداد مي تواند حلقه هاي گمشده را به هم پيوند دهد و در نهايت با عبور از خاتمي مي توانند تغيير نظام را در يک همه پرسي به مرحله اجرا بگذارند به همين دليل اقاي اکبر گنجي در تحليلي اشتباه و صددر صد نااگاهانه تصور مي کرد که استوانه نظام شخص ايت الله رفسنجاني است و با وارد کردن اتهامات فراوان و بي اساس ايشان را از گردونه قدرت خارج مي نمايد و انگاه ميدان براي جنبش دانشجويي و روشنفکران جوان باز خواهد شد. با نگاه به انتخابات مجلس ششم و نحوه انتخاب نمايندگان مجلس ششم در خواهيم يافت که در اکثر نقاط کشور فهرست حزب جبهه مشارکت ايران اسلامي پيروز انتخابات بود و جبهه مشارکت اين پيروزي را مديون شخصيت هايي همچون اکبر گنجي و عباس عبدي و عماالدين باقي است که هر روز با انتشارات مقالات تند و بي پروا هاشمي را نشانه گرفته بودند و فکر مي کردند که با کنار زدن هاشمي بزرگترين خاکريز را فتح کرده اند غافل از اينکه باشاقول و نقطه اعتدال نظام کاري کردند که هر کس و بي کسي او را مورد هجوم و اماج حملات و دشنام هاي خود قرار داد تا انجا که عليه ايت الله رفسنجاني ميليون ها سي دي و اعلاميه و برشور و حتي جزوه هايي چاپ و منشر و تکثير شد و باعث شد تا در انتخابات 27 خرداد و سوم تير در اقدامي ناجوانمردانه و خارج از اخلاق انتخاباتي ايشان را چهره ايي ناموفق در عرصه مديريت کشور معرفي کنند . و اکبر گنجي و دوستان ايشان بزرگترين خدمت را به دولت کنوني کردند و گنجي و دوستان ايشان جاده صاف کن ورود دولت احمدي نزاد بودند.
اکبر گنجي اقدامات خود را از افشاگري در مورد قتل هاي زنجيره ايي اغاز کرد و لبه تيز اتهامات خود را متوجه شخص ايت الله رفسنجاني نمود . رفتار افشاگرانه اکبر گنجي در مورد قتل هاي زنجيره ايي باعث شد تا کنترل در خصوص رسيدگي به پرونده قتل هاي زنجيره ايي از دست دولت محمد خاتمي خارج شود و عاملان و امران اصلي قتل هاي زنجيره ايي اقدام به تشکيل دولت در سايه کنند و بي انکه اتهامي متوجه ايشان باشد و يا کسي ايشان را بشناسد اقدام به ايجاد بحران براي دولت خاتمي نمايند و سپس با حبس و زنداني کردن اکبر گنجي و ديگر متتقعدين قتل هاي زنجيره ايي به جهانيان ثابت کنند که کماکان قدرت در حيطه و اختيار ما است و خاتمي حتي قادر نيست از حاميان خود حمايت کند و در دوره دوم رياست جمهوري محمد خاتمي بحران سازان کاملا خود را هويدا کردند و با در اختيار داشتن رسانه هاي قوي در دو سال اخر رياست جمهوري محمد خاتمي او را در نزد افکار عمومي فردي ناتوان در اجراي برنامه هاي خود معرفي کردند که حتي اين تفکر در بين دانشجويان و طرفداران محمد خاتمي نيز تسري پيدا کرد و شعار خاتمي استعفا استعفا در محيط دانشگاه تهران و شريف و تربيت مدرس طنين انداز شد و انجا بود که بحران سازان در پستوي خانه هاي خود در پاي گوشي تلفن هاي خود قهه قهه خنده سر مي دادند و از شادي سر از پاه نمي شناختند و بزرگترين خدمت را اکبر گنجي به بحران سازان نمود . همانطور که امريکا بزرگترين خدمت را به صدام حسين نمود و او را به زور از اريکه قدرت به زير کشيد تا در تاريخ عرب و تاريخ عراق به عنوان ابر مردي که عراق را يک پارچه حفظ کرده بود نام برده شود که امروز در عراق نشستن يک سني و شيعه در کنار هم امري محال است.
آري جناب اقاي اکبر گنجي اگر مي گذاشتيد و مي گذاشتيم که دولت محمد خاتمي آهسته و پيوسته راه خويش را برود امروز روز ديگري داشتيم و در چهار راه چه کنم چه کنم گرفتار نمي شديم و جهاني ما را تهديد نمي کرد و با تدبير و عقل همه مشلات و نابساماني ها حل شده بود. اما متاسفانه امروز بايد نظاره گر رفتار ريس جمهوري باشيم که نمي دانيم چرا اينگونه عمل مي کند و يا شايد خود ايشان هم نتيجه اعمال خود را نمي داند.
در پايان با بيان دو جمله از ويليام پن و فرانسوا دوک دو لا روشفوکو سخن خود را به اخر مي رسانم.
وقت متاعی است که ما از هر چيزي بيشتر مي خواهيم - اما افسوس که از هر چيزي بدتر هدرش مي دهيم.
با اميد عهد مي بنديم و از ترس دست به عمل مي زنيم
احمد عليپور
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 5:39  توسط احمد نور
|