در مجمع عمومی سازمان ملل متحد که در شهریور ماه سال گذشته در نیویورک برگزار شد و ریس جمهور محترم کشورمان ضمن حضور در سازمان ملل به ایراد سخنرانی پرداختند و هم عکس به یادگار با سران کشور های جهان گرفتند و حین سخنرانی یکی از سران کشور های جهان جورج دبلیو بوش در یادداشتی که برای وزیر امور خارجه امریکا خانم کاندولیزا رایس نوشتند به ایشان اطلاع دادند که احتیاج مبرم برای رفتن به دستشویی دارند و از وزیر امور خارجه خود برای رفتن به دستشویی اجازه گرفتند که در هنگام نوشتن یادداشت یک خبرنگار و عکاس زبردست موفق شد تا از یادداشت ریس جمهور امریکا عکس بگیرد و آن را در معرض عموم مردم جهان قرار دهد و تا چند روزی این خبر تیتر اول روزنامه های جهان بود.
در جهان کنونی و به دلیل پیشرفتی که درانتقال اخبار و اطلاعات به وجود آمده است معمولا تمامی رخداد های مهم جهان از طریق رسانه های نوشتاری و یا صوتی و تصویری و به زبان های مختلف جهان به سمع و نظر مردم می رسد و کمتر اتفاق می افتد که خبر و رویدادی از دید و قلم خبرنگاران پنهان بماند. که از جمله رفتار نظامیان امریکایی و انگلیسی با زندانیان زندان ابوغریب و یا گوانتامانا و دهها خبر و رویداد دیگر که مقامات سیاسی کشور ها سعی می کردند از قلم و دوربین خبرنگاران پنهان بماند اما در نهایت به تیتر روزنامه های مهم جهان تبدیل شد ودر روز های آینده محتوای نامه ریس جمهور محترم کشورمان مورد تحلیل و بررسی رسانه های مهم جهان قرار خواهد گرفت.
امروز همه تحلیل گران سیاسی در داخل و خارج کشور از دست به یقه شدن ایران و امریکا سخن می گویند و حتی خوشبین ترین افراد نیزاز احتمال درگیری و حمله نظامی امریکا به ایران سخن به میان می آورند و حتی انان که بر این باور بودند که امریکا به دلیل مشکلاتی که با ان در عراق و افغانستان روبرو است از درگیری نظامی به ایران پرهیز و خودداری می کند امروز تحلیل های خود را بر مبنای احتمال وقوع یک درگیری نظامی مطرح می نمایند و حتی تحلیل ها در مورد چگونگی و نحوه حمله نظامی امریکا به ایران است و با توجه به اینکه امریکا و متحدانش در پی کسب رای و نظر افکار عمومی جهان می باشند لذا هم اکنون با صراحت بیشتری از اینکه همه گزینه ها از جمله اقدام نظامی بر روی میز موجود می باشد سخن می گویند و اخرین پیش نویس قطعنامه که توسط فرانسه و انگلستان و با حمایت امریکا تهیه شده است و برای تصویب به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارایه گردیده است اقدام نظامی را به عنوان یکی از گزینه های مدنظر مطرح کرده است که قطعنامه موصوف قدری نرم تر از اخرین قطعنامه ایی است که شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه عراق به تصویب رساند که در نهایت امریکا و انگلستان به اتکا به قطعنامه یاد شده کشور عراق را به اشغال نظامی خود در اوردند.
اما محتوای نامه ریس جمهور کشورمان به ریس جمهور امریکا چیست و در بر گیرنده چه موضوعاتی می تواند باشد؟ و ایا نوشتن نامه از طرف جناب اقای دکتر احمدی نزاد به ریس جمهور امریکا که هر بار در سفرهای استانی که داشتند مردمی را که برای شنیدن سخنان ایشان گرد هم جمع شده بودند تشویق و ترغیب می کرد تا با صدای رساتر و بلندتری شعار مرگ بر امریکا را سردهند امری منطقی است؟ ایا اقای احمدی نزاد که سران کشورهای اروپاه ایی و امریکا را منفورترین رهبران جهان نزد ملت های خود خطاب کرده اند چگونه حاضر شده اند برای یکی از منفورترین روسای جمهور جهان نامه بنویسند. ایا نوشتن نامه برای ریس جمهور امریکا قصه سنگ مفت و گنجشک مفت می باشد است و یا اینکه ریس جمهور کشورمان برای اینکه به یکی از خبرسازترین سران کشورهای جهان تبدیل شوند اقدام به نوشتن نامه برای جورج دبیلو بوش کرده اند و ایا اقای احمدی نزاد پذیرفته اند که باید برای حل و فصل اختلافات و بحران های پیش رو از دادن شعار و ایجاد هیجان پرهیز کرد؟ صرف نظر از انچه که بیان شد اگر بخواهیم به نامه ریس جمهور محترم کشورمان بنگریم می توان آن را از سه زوایه مورد بحث و بررسی قرار داد که من در اینجا به طور اختصار به بررسی سه زوایه ایی که احتمالا در برگیرنده محتوای نامه ریس جمهور است می پردازم.
1- اولین احتمال این است که جناب دکتر محمود احمدی نزاد با تاکید بر مواضع و ادامه روند غنی سازی اورانیوم تاکید ورزیده است و امریکا و جورج بوش را از هر گونه اقدام نظامی و یا تحریم بر حذر داشته است و امریکا و جورج بوش را از احتمال خطرات و ناامنی که کل منطقه خاورمیانه را با حمله نظامی به ایران در بر خواهد گرفت اگاه کرده است و در نامه خود هشدارهای مورد نظر خود را به ریس جمهور امریکا داده است که بی تردید شخص جورج بوش و ایالات متحده امریکا از تمامی عواقب و خطرات یک اقدام نظامی بر علیه کشور ایران به خوبی اگاه هستند و حتی ممکن است در تحلیل ها و تحقیقات یک جنگ دراز مدت و طولانی را مد نظر داشته باشند و اگر محتویات نامه ریس جمهور کشورمان بر اساس انچه که بیان شد باشد هیچ تاثیری در ادامه سیاست های امریکا نخواهد داشت و تغییری در روند کنونی ایجاد نخواهد کرد.
2- احتمال دوم این است که ریس جمهور محترم ضمن تاکید بر مواضع و ادامه روند غنی سازی اورانیوم خواهان یافتن راه حلی مسالمت امیز بر مبنای رعایت حقوق طرفین شده باشد و برای اثبات حسن نیت و اینکه ایران به دنبال ساخت سلاح اتمی نیست از امریکا و اروپاه برای مشارکت در طرح فنی اوری هسته ایی دعوت به عمل اورده باشد و خواهان حل اختلافات فی مابین از طریق مذاکره و برقراری رابطه سیاسی شده باشد. در صورتی که گزینه دوم درست باشد امریکا بارها شرایط خود را برای هر گونه مذاکره با ایران در سطح جهانی منعکس و مطرح کرده است و حتی درخواست کشورهای دوست و متحد خود و حتی دبیر کل سازمان ملل را در خصوص مذاکره مستقیم با ایران را رد کرده و نپذیرفته است که اگر محتوای نامه ریس جمهور بر اساس گزینه دوم باشد باز هم تاثیری در سیاست های امریکا در مورد ایران نخواهد داشت و تنها نشان از عقب نشینی ایران و شخص ریس جمهور از مواضعی است که بارها و در سخنرانی ها خود و خصوصا در سخنرانی هایی که در سفرهای استانی داشتند می باشد.
3- احتمال سوم این است که اقای احمدی نزاد با بیان اعتقادات دینی و مذهبی خود و با نگاه و مقایسه همه ادیان و اینکه همه پیامبران حامل پیام صلح و دوستی و مهربانی بوده اند و با تاکید بر رفتار و منش حضرت عیسع مسیح (ع) که به پیامبر صلح و دوستی شهرت دارد از ریس جمهور امریکا دعوت کرده است تا ییرو راه حضرت عیسع مسیح (ع) باشد که تا انجا که نگارنده اطلاع دارد شخص جورج دبیلو بوش بر اساس اعتقادات دینی که دارد تصور می کند که از طرف خداوند و حضرت عیسع مسیح (ع) هدایت و حمایت می شود. و اگر هم جناب ریس جمهور کشورمان جورج بوش را دعوت به دین اسلام کرده باشد و به او هشدار داده باشد که در اینده نزدیکی حکومت جهانی بنا خواهد شد و برای فرار از اتش دوزخ به دامن اسلام پناه اورید که یک بحث اعتقادی و شخصی است وبه نگارنده نامه و خواننده نامه یعنی اقایان احمدی نزاد و جورج بوش ارتباط دارد .و یا اینکه با بیان رخداد های تاریخی و دینی خواسته است بیان انچه که تاکنون در جهان رخ داده است بپردازد که از دید دیپلماسی و از نگاه سیاستمداران اینگونه نامه نمی تواند گره گشای مسایل و مشکلاتی باشد که هم اینک پیش روی ما و جهانیان قرار دارد و در اخر ممکن است ایشان با بیان پند و اندرز از انچه که تاکنون تاریخ جهان انها را به عنوان وقایع مهم ثبت نموده است خواسته است خارج از حوزه سیاست به مطرح کردن اعتقادات و عقاید خود بپردازد.
اما به عقیده نگارنده اقای احمدی نزاد به جای نامه نوشتن برای سران کشورهای جهان به سران و شخصیت های عالیرتبه نظام نامه بنویسند و از انان برای برون رفت از بن بست و ایجاد همدلی و اتحاد دعوت به عمل اورند و تقاضای کمک نمایند و سیاست داخلی از سیاست خارجی غیر قابل تفکیک است و بمانند دو حلقه زنجیر به هم متصل هستند و تاثیر مستقیم بر روی یکدیگر دارند. و همه سران کشورهای جهان و همه سیاستمداران تاثیر گذار جهانی از شکاف بوجود امده در بدنه حکومت و نظام که بین مقامات و شخصیت های عالیرتبه پدیدار شده است به خوبی اگاه هستند و اگر اقای احمدی نزاد می خواهند در عرصه سیاست و اجرای برنامه های خود موفقعیتی کسب کنند بهترین گزینه و راهکار ازبین بردن و یا حداقل کمتر کردن این شکاف موجود است .
احمد علیپور
خوشبخت ان کسی است که از سر گذشت دیگران پند بگیرد. حضرت رسول اکرم و گرامی اسلام (ص)
آن کس که از روزگار تجربه اموخت هرگز فریب جهانیان را نخواهد نخورد. حضرت امام حسن(ع)
از دید روانشناسان سه عامل مردم را وادار می کند که بخواهند تغییر کنند.
1- رنج: وقتی مردم به حد کافی رنج دیدند و وقتی سالها به در بسته زدند و خسته شدند و وقتی سالها راه بخصوصی را پیمودند و سود و حاصلی نبردند و وقتی که از نظر روحی و جسمی سقوط کردند لحظه ایی فرا می رسد که می گویند دیگر بس است و می خواهند تغییر کنند و دیگر برایشان مهم نیست که چه خواهد شد فقط می خواهند وضعیتی را که در ان به سر می برند تغییر دهند و ممکن است تغییر وضعیت به ضرر شان باشد و یا به سود شان تنها برایشان این اصل مهم است که وضعیتی که در ان زندگی می کنند تغییر کند.
2- ملالت: ملالت هم باعث می شود تا مردم در وضعیت خود تغییرات عمده ایی را بوجود بیاورند آنها که مدام و در طول عمرشان پیوسته این پرسش را از خود دارند که فردا چه خواهد شد و هر روز نا امیدانه در انتظار فردایی بهتر هستند و بی انکه هدفی را دنبال کنند و یا طرح و برنامه ایی برای آینده داشته باشند در انتظار امدن روز های بهتر هستند و وقتی می بینند که روز ها و ماهها در پی هم و بدون کوچکترین تغییری می گذرد انگاه فریاد بر می آورند و مصرانه خواهان تغییر وضعیتی هستند که در آن به سر می برند و بی انکه بدانند در پی این تغییر چه شرایطی بوجود خواهد امد فقط یک صدا خواهان تغییر می باشند و این جمله را که زندگی باید چیزی بیش از این باشد را تکرار می کنند.
3-آگاهی فکری:سومین موضوعی که ملتی را واردار به تغییر می کند آگاهی فکری و بالا رفتن سطح دانش و اطلاعات عمومی اکثریت جامعه است.وقتی آگاهی فکری و دانش اجتماعی ملتی رشد کرد انگاه شناسنامه و عملکرد تک تک دولت ها و مسولان را مطالعه می کنند و وقتی ملتی اگاهی فکری داشت دیگر به شعار و وعده رای نمی دهد چون می داند که ایا امکان تحقق این شعارها و وعده ها امکان پذیر است یا نه . وقتی دانش عمومی ملتی رشد کرد دیگر کسی نمی تواند سر او کلاه بگذارد و یا حداقل کلاه گشاد نمی تواند بگذارد.
وقتی ملتی صاحب دانش و اگاهی فکری شد پیرامون محیط زندگی و جهانی که در ان زندگی می کند تحقیق و مطالعه می نماید و راز موفقعیت دیگران را جستجو می کند و سعی می نماید تا از تجربیات دیگران بهره و استفاده ببرد. وقتی ملتی صاحب اگاهی فکری شد مفهوم امنیت و ازادی و رفاه اقتصادی و رفاه اجتماعی و استقلال را بخوبی درک می کند.وقتی ملتی به دانش اجتماعی دست یابد میداند که حقوق مسلم و غیر قابل انکار او چیست و در کجا است و دیگر کسی نمی تواند برای ابتدایی ترین حقوق مسلم او خط و ربط تعیین کند و وقتی ملتی فهمید که چه می خواهد خواسته خود را از زبان خودش بیان می کند و دیگر قیم نمی خواهد.وقتی ملتی اگاهی فکری پیدا کند دیگری موضوعی به نام حجاب که بیش از پنجاه سال است ما را در چنبره خود گرفتار کرده است به عنوان یک معضل گلوی جامعه را نمی فشرد تا انجا که مهمترین دغدغه و دل نگرانی علمای بزرگوار قم بشود و وقت دولت نهم و مجلس هفتم را نیز به خود اختصاص دهد و دهها دگر اندیش و صاحب نظر و در اخر ملتی را مشغول خود کند.
وقتی ملتی به اگاهی فکری دست یافت در پی تقویت دانش و اگاهی خود تلاش می کند و سپس این پرسش را ازخود می نماید که ایا فن اوری هسته ایی که مرتبا فریاد می زنیم حق مسلم است چیست و ایا سر منزل مقصود و راز موفقعیت دست یابی به فن اوری هسته ایی است و اگر کشور ایران موفق شود غنی سازی اورانیوم در سطح تولید انبوه را انجام دهد و اگر دانشمندان و دست اندرکاران فن اوری هسته ایی موفق شوند دانش هسته ایی و اورانیوم غنی شده ایی را تولید کرده اند به جهانیان عرضه کنند و بفروشند ایا در پی ان رفاه اقتصادی و اجتماعی و امنیت برای کشور و ملت و نسل های اینده کسب خواهد شد. و وقتی ملتی اگاه شد پیرامون خود را می نگرد وبه غول هسته ایی جهان کشور روسیه نگاهی می اندازد و انگاه پی می برد که یکی از عمده ترین تولید کنندگان سوخت هسته ایی است و تعداد بسیار زیادی موشک و تجهیزات و اسلحه های مجهزه به بمب اتم دارد اما ملت روسیه باید برای کسب کار و معاش و فرار از فقر و بیکاری هزاران کلیومتر دورتر از وطن خود زندگی کنند. اری تمامی کشورهای اروپای شرقی که وابسته شوروی بودند صرفا و فقط در صنعت اسلحه سازی و ماشین الات وابسته به صنعت اسلحه سازی فعالیت می کردند و امروز حتی با گذشت نزدیک به بیست سال از استقلال این کشور ها هنوز در امدسرانه مردم کشور های اروپای شرقی به 1000 دلار در سال نمی رسد برزیل که به تازه گی به علم فن اوری هسته ایی دست یافته است و در صدد تولید سوخت هسته ایی و احتمالا کلاهک هسته ایی می باشد دارای 120 میلیون جمعیت است که نزدیک به بیست درصد جمعیت ان ناچارند شب را در خیابان بخوابند و بیشترین امار بی سرپناهان در جهان را دارا است و کره شمالی که که به این فن اوری دست یافته است و ظاهرا مجهز به کلاهک هسته ایی نیز هست در فهرست کشور های فقیر جای دارد و اگر کسی موفق به فرار از کره شمالی شود و بتواند خود را سالم به کشور ثالثی برساند تصور می کند که به کره دیگری به غیر کره زمین رفته است.
آِیا فنی اوری هسته ایی توجیه اقتصادی دارد ؟ یا کشاورزی مکانیزه و تولید مواد غذایی وابسته به ان ؟ و یا تولید خودرو و صادرات ان ؟آیا جذب توریست و تاسیس تفریحگاه و هتل و جذب جهانگردان توجیه اقتصادی دارد یا رودر رو شدن با جهان؟کدام کشور جهان از تولید و فروش دانش هسته ایی و غنی سازی اورنیوم ثروتمند شده است و کدامین یک از کشور های جهان دارای فن اوری هسته ایی می باشند که در مجموعه کشور های تاثیر گذار هستند و امنیت کدام کشور دارای فن اوری و دانش هسته ایی تضمین شده است روسیه – هند –پاکستان –کره شمالی-چین که دارای فنی اوری هسته ایی می باشند در فهرست کشور های فقیر قرار دارند و اگر کمک و سرمایه گذاری کشور های اروپایی و خصوصا امریکا در این کشور ها نبود ملت های انان باید هوا می خوردند چرا از بیان حقیقت طفره می روید و اگر فن اوری هسته ایی و دانش هسته ایی را برای مستحکم کردن پایه های نظام می خواهید و تصور می کنید طول عمر نظام جمهوری اسلامی را تضمین و یا حداقل تقویت خواهد کرد سخت در اشتباه هستید چرا که اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی(روسیه امروز که به پادوی سیاست های امریکا تبدیل شده است و از نمد باقی مانده به فکر ساختن کلاهی برای خود است) به عنوان یکی از دو ابر قدرت بزرگ جهان دچار انحطط و فروپاشی شد وکمونیست حداقل برای دویست سال اینده به بایگانی تاریخ سپرده شد. بیاییم با خودمان صادق باشیم و بیش از این اب در هونگ نکوبیم.
احمد علیپور
این یک حقیقت است که در روزگارهای گذشته دورانهای درخشانی در بسیاری از کشورهای جهان وجود داشته است و اکنون بسیاری از از این کشورها دچار انحطاط شده اند و عقب رفته اند و این حقیقتی انکار ناپذیر است و صفحه هات تاریخ مملو از سر گذشت کشور هایی است که روزگاری امپراطوری های بزرگ جهان را تشکیل می دادند و نام بسیاری از این کشورها حتی در نقشه جهان فعلی هم یافت نمی شود و دنیا پهنه بسیار وسیعی است و اگر کشوری برای مدتی ترقی کند و بالا برود و یا دچار انحطاط شود و سقوط کند در وضع کلی جهان بزرگ تغییر عمده ایی روی نخواهد داد. امروز عراق به لطف دمکراسی امریکایی درگیر جنگ خانمان سوز داخلی است و هر روز تعداد زیادی زن و مرد و کودک عراقی در جنگ ناخواسته جان خود را از دست می دهند و این سوال پیش روی ما است که ایا مردمان دیگر کشور ها درد و رنج و مشقت مردم عراق را می فهمند و درک می کنند. آیا مردم انگلستان و امریکا که سربازان شان در عراق حضور دارند و گاهی اوقات نیروهای نظامی و غیر نظامی انان نیز کشته می شوند ایا دچار ناامنی هستند و مردم کشور های اشغالگر شبها از بیم حمله گروه های مسلح به خانه و کاشانه شان و برای محافظت از زن و فرزند خویش ناچارند تا به نوبت تا صبح پاسداری و نگهبانی دهند؟. قطعا و یقینا اینگونه نیست و هیچ تغییر عمده ایی در زندگی مردمان کشورهای اشغالگر و حتی کشور های همسایه عراق رخ نداده است و فقط و فقط مردم عراق هستند که خدا می داند کی روی آرامش را خواهند دید.
در این تردیدی وجود ندارد که شورای امنیت سازمان ملل و سازمان انرزی هسته ایی توسط سیاست های امریکا اداره می شود و امریکا از طریق این دو سازمان جهانی و با صدور قطعنامه دارد به جمهوری اسلامی زور می گوید و چون در چارچوب قطعنامه می باشد لذا صورتی موجه دارد وجهان از ان حمایت می کند و به دلیل نیاز اکثر کشورهای جهان به امریکا مجبورند و ناچارند تا از بعضی از سیاست های او پیروی و حمایت کنند و چون امریکا می داند که برای کسب حمایت دیگر کشورها باید بخشی از سیاست ها و برنامه های خود را از طریق سازمان های بین المللی به پیش ببرد و با برخورداری از تبلیغات بسیار وسیع بطور یک جانبه دشمن ساختگی را کشوری خطرناک نشان می دهد به گونه ایی که در فاصله دوازده هزار کیلومتری وجود ایران هسته ایی برای مردم امریکا نگران کننده و خطرناک می شود و هر روز حول محور ایران هسته ایی خطری بزرگ برای جهان به شمار می رود تبلیغات وسیع صورت می گیرد و حتی این تبلیغات از طریق رسانه های تصویری و گفتاری و نوشتاری و به چندین زبان زنده دنیا و ان هم هر روز و در چند نوبت صورت می پذیرد و جمهوری اسلامی در مقابل تبلیغات وسیع رسانه ایی امریکا و محتدانش تنها دارای چهار کانال تلویزیونی و حدود هشت و یا ده موج رادیویی برون مرزی است که اصلا قابل مقایسه با حجم تبلیغات امریکا نیست.و امریکا با سو استفاده از قدرت نظامی و اقتصادی و سیاسی خود پیوسته به اعمال زور و دیکته کردن سیاست های خود به دیگر کشورها پرداخته است ونمونه ان بعد از اشغال عراق با تصویب قوانین مالیاتی از ورود فولاد المان به کشورش جلوگیری کرد تا انجا که المان را مجبور کرد تا در مورد سیاست های جنگی امریکا موضع سکوت اتخاذ کند وامروز در مورد ایران با امریکا همسو و هم عقیده شود و حتی از متحد همیشگی امریکا که انگلستان می باشد در مورد ایران به امریکا نزدیکتر شود.
آنچه که بیان شد مقدمه ایی بود برای نگاه به آیند ه ایی که نگران کننده است و در آن بیم بیش از امید وجود دارد و پیش بینی و پیشگویی اینده پیش رویمان بسیار سخت و دشوار است اما انچه که روشن و مبرهن است این است که اگر ما خدای ناخواسته درگیر جنگ با امریکا و متحدانش شویم از ان به سلامت عبور نخواهیم کرد و دچار فروپاشی و انحطاط خواهیم شد. چه ما امریکا و متحدانش را در جنگی ناخواسته شکست دهیم و چه شکست بخوریم ویرانی و اواره گی و مصیبت نصیب مان خواهد شد همانطور که تاکنون نتوانسته ایم وایرنی های هشت سال جنگ تحمیلی با عراق را اباد کنیم و هنوزوقتی وارد شهرهایی که درگیر جنگ تحمیلی بودند و یا در اشغال و محاصره متجاوزین قرار داشتند می شویم آثار روحی و روانی و حتی عینی از ویرانی های جنگ را کاملا لمس و احساس می کنیم و حتی اثار روانی و روحی هشت سال جنگ تحمیلی بر چهره نسلی که در ان دوران رشد و پرورش یافت کاملا قابل رویت است.
مردم ویتنام بعد گذشت سالها از تجاوزامریکا به کشورشان هنوز قادر به کشاورزی بر روی زمین زارعی خود نیستند و انگاه مامردم ویتنام را فاتح جنگ و تجاوز امریکا به ویتنام می دانیم و این فقط یک مرهم است بر دل زخم خورده مردم ویتنام که با فقر دست و پنجه نرم می کنند و و هم اینک حدود پانزده و یا بیست سال است که امریکا و اروپاه با انتقال بخشی از کارخانجات تولیدی و صنعتی خود به ویتنام در وضع اقتصادی مردمان ان دیار تغییراتی مثبت به وجود اورده است ایا کسی امریکا را به خاطر حمله اتمی به کشور ویتانم مجازات کرد ایاامریکا از بابت قتل عام اتمی مردم ویتنام خسارتی پرداخت کرد. تاریخ این حوداث رابه سرعت فراموش می کند و در گوشه ایی از حافظه خود ان را بایگانی خواهد نمود.
ما نه قادریم سیاست های امریکا را تغییر دهیم و نه می توانیم امریکا را وادار به تسلیم در برابر حرف حق و منطق کنیم ونه توانایی ان را داریم که دیگر کشور ها را با خود همسو و هم نظر کنیم و حتی با توجه به اینکه اغلب کشور های جهان می دانند که رفتار امریکا رفتاری ارباب رعیتی است و از موضع زور و قدرت است اما به دلیل نیاز مبرم اقتصادی به ان کشور یا در مقابل زورگویی های او سکوت می کنند و یا حداکثر نسبت به رفتار نادرست امریکا بیانیه ایی در خصوص محکومیت سیاست های ایشان صادر می کنند اما هیچگاه منافع خود را رها نمی کنند برای اینکه بخواهند از ما حمایت کنند با اینکه می دانند ما بر کرسی حق نشسته ایم و به حقوق و منافع هیچ کشوری تاکنون تجاوز و تعدی نکرده ایم .آری امریکا سالانه دو هزار میلیارد دلار واردات دارد که اگر ان را در بین کشور های مهم و تاثیر گذار جهان تقسیم کنیم خواهیم دید در صورتی که امریکا در های واردات خود بر روی هر کدام از این کشور ها را ببندد ادامه زندگی برای مردمان کشور بشدت سخت و مشکل و طاقت فرسا خواهد شد. تا از رودخانه بیرون نیامده ایم سر به سر تمساح نگذاریم.
دقیقا یک سال بعد پیروزی انقلاب اسلامی موضوع حجاب به یکی از مهمترین موضوعات اجتماعی تبدیل شد و آقای ابوالحسن بنی صدر اولین شخصیتی بود که نسبت به مسله حجاب واکنش شدید نشان داد و حتی از نظر علمی اعلام داشت که الکتریسته ایی از موی بانوان تولید می گردد که باعث تحریک آقایان می شود ودر ابتدا حجاب را برای کارکنان دولت اجباری نمود و سپس دیگران با سو استفاده از شرایط بوجود امده به راه اندازی و دسته گروه در کشور پرداختند و مسله پوشش بانوان نه در یک کار فرهنگی بلکه از طریق اعمال زور و در مرحله دوم از طریق تصویب قانون ان را در کشور اجباری کردند در حالیکه اگر نیرو و انرزی را که برای اجباری کردن حجاب به کار بردند در جهت کار فرهنگی برای قانع کردن بانوان به رعایت پوشش خود به کار می بستند دیگر امروز نیازی نبود تا بعد از بیست و شش سال به یکی از معضلات و اولویت های دولت نهم و مجلس هفتم تبدیل شود . بارها شنیده ایم که می گویند بدحجابی و عدم پوشش مناسب تعدادی از بانوان باعث تحریک جوانان می شود اما هیچگاه هیچکس از خود این پرسش را مطرح نکرده است که چگونه به خود اجازه می دهید تا به سیما و اندام دیگران نظر بیندازید ان هم تا انجا که منجر به تحریک وا نحراف اخلاقی شما گردد چرا در هنگام پخش اذان صبح تحریک نمی شوید و از خواب بر نمی خیزید و به اقامه نماز اقدام نمی کنید و یا چرا وقتی از کنار مسجدی گذر می کنید به صف نماز گزاران درون مسجد نمی پیوندید چرا تشویق نمی شوید که نگاه نکنید و چرا تحریک می شوید که عمیق تر به سمت گناه پیش بروید؟؟.
در کشور های اروپایی از جمله انگلستان و شهر لندن مسلمانان بسیاری زندگی می کنند و در روز های جمعه در تمامی مساجد لندن نماز جمعه با شکوه و با صلابت برگزار می شود و تعدادی از این مساجد در مراکز پر جمعیت لندن قرار دارد اما نماز گزاران بدون توجه به بانوان بی حجابی که از کنار مساجد عبور می کنند به اقامه نماز می پردازند. ایا تاکنون از خود سوال کرده اید که چرا مردمان کشورهای غربی با دیدن موی خانم ها تحریک نمی شوند و چرا فقط ما ایرانیان ان هم فقط در کشور خودمان با دیدن مو و جهره ارایش کرده و یا پوشش نامناسب بانوان بالافاصله تحریک می شویم وصدایمان به آسمان بلند می شود که این شبیخون دشمن است و اینها که اینگونه و با این نوع پوشش به خیابان می آیند اعیادی دشمن هستند . باید این سخن فرمانده محترم نیروی انتظامی را ارج نهیم که گفتند موضوع حجاب فقط با کار فرهنگی قابل حل است و با اقدامات فیزیکی و تصویب قانون و مصوبه راه به هیچ کجا نمی برد که بدترهم می شود که بهتر نخواهد شد. آیا این فاجعه نیست که تعدادی از نمایندگان مجلس هفتم به فکر ارایه طرحی در مورد پوشش بانوان و تعیین نوع پوشش مردم باشند؟ آیا این نوع طرز تفکر دخالت در ابتدایی ترین مسایل خصوصی مردم نیست؟
به استناد به امار و ارقام سن فحشا در ایران به پایین ترین حد خود رسیده است و توزیع مواد مخدر در مدارس کشور به سمت فاجعه در حرکت است و حتی فروش و استعمال مواد مخدر در سطوح مدارس راهنمایی هم سرایت کرده است و روزانه تعدادی از دختران زیر سن که در ایران بیست سالگی است بدون اطلاع والدین خود خانه را و محل زندگی خود را ترک می کنند و حتی تعدادی از انها از راههای غیر قانونی به کشور های اروپایی و اسیا میانه مهاجرت می نمایند که بعد از چندماه از رفتار و عملکرد خود پشیمان می شوند اما بدلایل گوناگون از جمله عدم وجود سازمان های حمایت کننده در ایران و با این تصور که ممکن است روزگار بدتری در ایران در انتظارشان باشد علاوه بر اینکه از بازگشت به وطن خودداری می کنند در راه رفته عمیقتر غرق می شوند.
ایا انانی که از دیدن پوشش نامناسب بانوان تحریک می شوند تاکنون چند نفر را با کار فرهنگی تشویق به رعایت پوشش و حجاب نموده اند؟ اگر با دیدن یک پوشش نامناسب قراراست انسانی مومن تحریک شود که باید امروز همه مسلمانان ساکن در اروپاه و امریکا روز و شب نگاه و دقت شان به بانوانی باشد که اصلا پوششی ندارند و در خیابان های اروپاه و امریکا ازاد انه رفت و امد می کنند. حتی در کشورهایی نظیر امارات عربی متحده و پاکستان و مالزی و کویت و دیگر کشورهای مسلمان حجاب امری اجباری نیست اما اکثر بانوان مسلمان نسبت به رعایت حجاب خود اقدام می نمایند بدون اینکه قانون و یا اقدامات فیزیکی اعمال شود و حتی تلیغ رسانه ایی هم در مورد رعایت پوشش و حجاب صورت نمی گیرد. حال این چه داستانی است که هر سال و در فصل بهار و خصوصا تابستان مسله حجاب به یک موضوع بزرگ و معضل لاینحل اجتماعی تبدیل می شود تا ان جا که حتی مسایل مهم سیاسی و اقتصادی کشور را تحت الشعاع قرار می دهد و حتی رقبا و جناح های سیاسی برای کسب رای و نظر مردم از موضوع حجاب به عنوان یک حربه استفاده می نمایند.و همه هم و غم ازادیخواهان و مدافعان حقوق بانوان حول محور حجاب دور می زند گویا همه حقوق و قوانین مربوط به بانوان کشور به طور اکمال اجرا می شود و تنها موردی که هنوز لاینحل مانده است مسله حجاب بانوان است. آیا انان که متعقد به اقدامات فیزیکی و قانونی برای برخورد با موضوع حجاب می باشند تجربه بیست و شش سال اقدامات فیزیکی و قانونی بر خورد با حجاب را ندیده اند و ایا این تجربه بیست شش ساله موفقعیتی در بر داشته است . امیدوارم که حداقل این باربا دقت و درایت بیشتری به موضوع پوشش و حجاب بانوان در کشور پرداخته شود واز صرف هزینه های گزاف که قطعا ثمره و نتیجه ایی هم در بر نخواهد داشت خودداری شود و کار فرهنگی در زمینه ترویج پوشش و حجاب اسلامی انجام شود و نتیجه اقدامات فرهنگی ممکن است سالها به طول بینجامد اما در نهایت نتیجه و ثمره ریشه ایی و بنیادی را در پی خواهد داشت حجاب را و پوشش بانوان را به خود بانوان واگذار کنیم و اجازه دهیم تا با رضایت و میل و رغبت انتخاب صحیح را انجام دهند وگرنه اگر تا صد سال دیگر هم بخواهیم از طریق اعمال زور و تصویب قانون به جنگ این معضل اجتماعی برویم هرگز موفق نخواهیم شد.