در فیلم اخراجی ها ساخته مسعود ده نمکی کارگردانی که به یک باره از صحنه سیاست به صحنه نمایش و هنر کوچ می نماید با انتخاب و تنظیم فلیم نامه ایی که عینا از فیلم نامه گوزنها کپی برداری شده است سعی می نماید تا فاصله و شکاف ایجاد شده در طبقات و تفکرات گوناگون در جامعه را به نمایش بگذارد و چون نمی تواند از شخصیت های اصلی صاحبان تفکر و اندیشه بهره ببرد لذا با تغییر شخصیت های فیلم شخصیت هایی همچون دزد و سارق و معتاد بهره می برد در حالیکه مسعود ده نمکی در فیلم اخراجی ها قصد دراد تا نشان دهد عده ایی محدود در ابتدای انقلاب قصد داشتند تا انقلاب را به نام خود مصادره کنند و چون باز نمی تواند موضوع را به ابتدای جنگ ایران و عراق و حضور همه نیروهای سیاسی موجود در ان دوران بکشاند لذا با تغییر جزیی ماجرای اخراجی ها را به ماههای اخر جنگ مرتبط می نماید و سعی می نماید تا پیام فیلم و فیلم نامه را و منظور واقعی و مقصود خود را به تماشاگر برساند.در حالیکه انچه که برای اغلب رزمندگان که در ان دوران در جبهه بودند ملموس است حضور تفکرات و اندیشه های گوناگون در جبهه های جنگ بود نه حضور معتادان و دزدان و سارقان و در فیلم اخراجی ها مسعود ده نمکی یا نخواسته است و یا نتوانسته و یا اینکه هنوز به ان شفافیتی که باید به ان دست یابد دست نیافته است تا با صراحت واقعیت بر روی پرده سینما ببرد البته اقای ده نمکی در فیلم کوتاه فقر و فحشا توانسته بود تا با صراحت دلایل خودفروشی و فحشا زنان روسپی و خیابانی را به نمایش بگذارد اما متاسفانه در فیلم اخراجی ها با خود سانسور خود را یک گام به عقب برده است .
با مروری بر تاریخ سینما متوجه می شویم که همه دست اندرکاران عرصه پیام رسانی چه در حوزه رسانه ایی و چه در حوزه تصویری از یک خودسانسوری رنج می برند و وقتی قادر نیستیم تا منظور و پیام خود را با صراحت به بیننده و مخاطب خود منتقل کنیم سیاست ملانصرالدینی بهره می بریم و با اویزان کردن یک پرده ضخیم تلاش می کنیم تا به مخاطب خود بفهمانیم باید برای فهمیدن پیام سعی کند تا پرده را کنار بزند و حتی در بین سیاستمداران نیز روش خودسانسوری و به عبارتی دیگر سخن گفتن از طریق واسطه با مخاطب نیز وجود دارد که مرتبا در زمینه تخلفات اقتصادی با بیان اینکه عده ایی در کشور رانت خواری می کنند و یا موضوعاتی شبیه این هیچگاه با صراحت به بیان نظرات و حقایق نمی پردازیم و به همین دلیل جامعه دچار التهاب و شنیدن شایعات گوناگون است
احمد علیپور
اما سوال اینجا است که اختلاف و مشکل به وجود امده مابین دو دولت ایران و بریتانیا است و باید از طریق دیپلماسی و مذکرات دو جانبه حل و فصل گردد و دخالت دیگران نه تنها از فشار و تنش موجود نمی کاهد بلکه ان را افزایش می دهد و باید تا حد امکان از افزایش تنش و بحران جلوگیری کرد و نباید اجازه داد تا غربی ها و خصوصا امریکا و بریتانیا از تنش بوجود امده خوراک تبلیغاتی خود را فراهم کنند و در این راستا روی سخن من با کسانی است که با تجمع در مقابل سفارت انگلستان اقدام به پرتاب ترقه و سنگ به ساختمان سفارت انگلستان در تهران می کنند و با اینکارشان ابتکار و مدیریت بحران را از دست مقامات ایرانی خارج می سازند ایا بهتر نیست تا با سکوت و دور اندیشی اجازه دهیم تا وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی کشور بدور از هرگونه هیاهو و جنجال نسبت به حل مسله اقدام نمایند و با حفظ منافع ملی و موضع اقتدار نسبت ازادی این 15 ملوان بریتانیایی اقدام نمایند. هدف از تجمع و حمله به سفارت بریتانیا چیست ایا می خواهیم انزجار خودمان از دولت بریتانیا به نمایش بگذاریم؟ اگر متعقد به نظام جمهوری اسلامی هستیم و در حمایت از دولت نهم و سیاست های دولت اقدام به تجمع در مقابل سفارت بریتانیا کرده اید که دولت نهم به روشنی مواضع خود را به اطلاع طرف بریتانیایی رسانده است و قطعا با تجمع تعدادی اندک که بی تردید نه نماینده دولت نهم هستند و نه نماینده ملت ایران موافق نیست و وزارت امورخارجه و مقامات و سران نظام نسبت به این نوع تجعمات راضی نیستند در این مقطع احساس از هرگونه اقدام خودسرانه خودداری کنیم و سکان رهبری و هدایت تنش بوجود امده را به دست وزارت امورخارجه بسپاریم و با حمایت از سیاست دولت در زمینه حل بحران به انان فرصت دهیم در فضایی ارام و بدون هیاهو نسبت به حل موضوع اقدام نمایند خواه و ناخواه این 15 ملوان بریتانیایی به کشور خودشان باز خواهند گشت پس اجازه دهید دولت نهم و وزارت امور خارجه موضوع را به بهترین نحوه ممکن حل نماید و از هرگونه تجمع و تظاهرات در مقابل سفارتخانه های غربی جدا خودداری نمایید و اگر قدری درایت به خرج دهید خواهید دید که دولت با ایجاد حلقه های حفاظتی در مقابل سفارت خانه های غربی سعی در جلوگیری از هرگونه قرار دادن بهانه به دست انان شده است .
در پایان بار دیگر تاکید می کنم که تجمع و یا حمله به سفارت خانه های غربی نه تنها هیچ کمکی به حل بحران نمی کند بلکه مواضع جمهوری اسلامی و دولت نهم را در موضعی ضیعف تر قرار می دهد. دولت و وزارت امور خارجه سخنگو دارند و تاکنون توتنسته اند مواضع جمهوری اسلامی را از طریق کانال های مسول به اطلاع طرف های بریتانیایی برسانند و انچه که نمودار است طرفین در حال مذاکره و حل موضوع از طریق دیپلماسی هستند و بی جهت و خودسرانه اب را گل الود نکنید.
در حالیکه اکثر قریب به اتقاق کارشناسان و اگاهان سیاسی در ایران تقریبا مطمن بودند که اقای احمدی نزاد به نیویورک سفر نمی کنند و اعلام سفر ایشان به نیویورک فقط یک بلوف سیاسی است و در اولین ساعات اعلام سفر ریس جمهور به مقر سازمان ملل در نیویورک یکی از خبرنگاران از اقای علی لاریجانی در مورد سفر ریس جمهور و دلایل سفر از ایشان سوال نمود که اقای لاریجانی در پاسخ به خبرنگاران گفتند حتما خودشان می دانند که چه می خواهند بگویند.
ابوعلی سینا می گوید برای جبران یک اشتباه هزار اشتباه نکنید و به طور قطع اعلام لغو سفر به دلیل تاخیر در صدور روادید از سوی امریکا یکی دیگر از اشتباهات وزارت امورخارجه و شخص ریس جمهور می باشد به دلیل اینکه دولت امریکا در نخستین روز اعلام سفر اقای احمدی نزاد به نیویورک صراحتا اعلام نمود که به ایشان و هیت همراه روادید ورود به امریکا صادر خواهد شد و همزمان اعلام نمود ریس جمهوری که مصوبات سازمان ملل و شورای امنیت را پوچ می شمارد و انان را ورق پاره ایی بیش نمی داند چگونه می خواهد در مقر شورای امنیت سازمان ملل سخنرانی کند و لذا هم اقای احمدی نزاد و هم مشاوران و اطرافیان ایشان بخوبی می دانستند در صورتی که به نیویورک سفر کنند در مقر شورای امنیت سازمان ملل از سوی همه پانزده عضو سازمان ملل با این پرسش روبرو می شدند که موضع و دیدگاه شما در مورد شورای امنیت سازمان ملل چیست و انجا بود که اقای احمدی نزاد یا باید مواضع گذشته خود را تکرار می کرد که در این صورت با واکنش از سوی اعضا سازمان و شورای امنیت سازمان ملل روبرو می شد و یا اینکه از مواضع قبلی خود عقب نشینی می کرد که در ان صورت از او می خواستند تا نسبت به اجرای اصول قطعنامه اقدام نماید که با توجه به دیدگاهای دولت نهم و شخص ریس جمهور هیچکدام از دو سوی قصه خواست ریس جمهور نبود و چون اقای احمدی نزاد به شدت در کانون توجه خبری و رسانه ایی جهان قرار دارد لذا هر موضع و اقدام ایشان بالافاصله بر روی تلکس خبری جهان مخابره می شود و موضع و اقدام ایشان به شکل بسیار وسیعی مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد و کارشناسان امور سیاست و تحلیل گران خبری نسبت به انچه که ممکن است رخ دهد اعلام نظر می نمایند و به همین دلیل راههای پیش و پس اقای احمدی نزاد عملا بسته می شود مانند همان نامه نوشتن برای سران کشورهای جهان و مردم امریکا که همه تحلیل گران سیاسی با اعلام اینکه نامه دوم خطاب به پاپ (رهبر کاتولیک های جهان) خواهد اما اقای احمدی نزاد برای اینکه به تحلیل گران بگوید در اشتباه بودید نامه را خطاب به صدر اعضم المان نوشت که هر سه نامه ایشان که دو نامه ان به دو نفر از سران کشورهای امریکا و المان بود که بی پاسخ ماند .
حال که اقای احمدی نزاد از سفر به نیویورک خودداری کردند و به عبارتی دیگر صرف نظر فرمودند حداقل از طریق رسانه ملی برای ملت ایران توضیح دهند که اگر به مقر شورای امنیت سازمان ملل در نیویورک می رفتند چه می خواستند بگویند تا حداق اعلام سفر به نیوریورک و اعلام لغو سفر به نیویورک به عنوان اولین دروغ سال 1386 و دروغ سیزده نام نگیرد چون همه می دانیم که اگر اقای احمدی نزاد واقعا میدانست که در این سفر حتی 20 درصد توفیق خواهد داشت از انجام سفر خودداری نمی کرد و اگر سفر اقای احمدی نزاد به نیویورک به سود منافع ملی و ملت ایران بود بطور قطع سیاستمداران عرصه سیاست در ایران ایشان به انجام سفر تشویق می کردند.
در پایان سال نو و نوروز را به همه کاربران و کارکنان زحمتکش خبرگزاری وزین انتخاب و ملت ایران تبریک عرض می کنم و از خداوند منان برای همگان سال سرشار از موفقعیت و شادی را درخواست می کنم.
احمد علیپور