تبليغاتX
یادداشتهای مهاجر - احمد علیپور - لندن
بررسی و نقد ناهنجاریهای اجتماعی و فرهنگی و تبدیل ناهنجاریها به هنجار

تا بی کی بايد دويد

 

سلام:جوجه های که ديروز  سر از تخم بيرون اورده بودند . امروز  مرغانی چاق و چله شده اند اما نمی دانند که مرغ توان پرواز ندارد و فقط نمايشی از پرواز را می دهد و قادر نيست که بال بگشايد و پرواز کند و اگر اسير چنگال بی رحم عقابی شود بايد بی درنگ حيات را وداع گويد و هر صبحگاه که بانگ خروس را می شنود باد در غب غبه می اندازد و سينه را به جلو می دهد و مستانه راه می رود و وقتی فصل تخم گذاريش آغاز می شود هر روز برای گذاشتن يک تخم همه اهالی محل را خبر می کند تا همگان بدانند که اين مرغ ما می خواهد تخمی بنهد . اين است که می گويند صدای دهل از دور خوش است . مرغ ما تخمی می گذارد و همه را خبر می کند که اهای مردم جمع شويد من تخمی نهاده ام . اما هيچکس  از اين مرغ ما سوال نمی کند تو يک تخم  برای همه اهالی اين خانه گذاشته ايی و اين همه اهل خانه را با يک تخم تو چه کار آيد .
۲۵ سال است که فقط می شنويم قصه ايمان را و ۲۵ سال است که چشمهايمان چشم به راه ديدن صورت ايمان است .هر روز شعاری می شنويم و توده های مردم را که گرسنه در پی شعارها می دوند تا شايد لقمه نانی از درون شعارها بيابند . تا به کی بايد دويد ؟

واقعا ایا سفر ریس جمهور چه دستاورد مثبی برای ملت ایران داشت؟ شما می توانید دستاورد های این سفر را برشمارید؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 16:24  توسط احمد نور  |